• دکترسیده زهرا شجاعی متولد 1335 شهر تهران است. وی دارای کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی و دکترای علوم سیاسی و مدیریت استراتژیک است. از
  • دکتر الهام امین زاده در سال 1343 در شهر شیراز متولد شد. او دارای لیسانس و فوق لیسانس حقوق و دکترای حقوق بین الملل است. از جمله سوابق اجرایی
  •   دکتر الهه کولایی در سال  1335در شهر تهران متولد شد . او دارای دکترای روابط بین المللاست.   از جمله سوابق اجرایی کولایی می‌توان به موارد زیر
  •  دکتر اشرف بروجردی در سال ۱۳۳6 در شهر تهران متولد شد . او دارای کارشناسی روانشناسی، کارشناسی ارشد الهیات و دکترای فقه عمومی است   از جمله سوابق
  • دکترمعصومه ابتکار در سال 1339 در تهران متولد شد. او دارای لیسانس تکنولوژی پزشکی و فوق لیسانس و دکترای ایمونولوژی است. از سوابق اجرایی ابتکار می
  •       فاطمه راکعی در سال ۱۳۳۳در شهر زنجانمتولد شد . او دارای کارشناسی مترجمی زبان و کارشناسی ارشد و دکترای زبان‌شناسیاست. از جمله سوابق علمی
  • شهیندخت مولاوردی در سال 1344 در شهر خوی متولد شد. وی دارای لیسانس حقوق و فوق لیسانس روابط بین الملل است. از جمله سوابق اجرایی مولاوردی می توان

نواندیشی دینی» در گفت وگوی شفقنا با فاطمه راکعی: می توان مسلمان بود و معاصر زندگی کرد

      جریان فکری «نواندیشی دینی» در ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی با تعابیر و اهداف مختلفی تعریف می شود که اصلاحگری یکی از ویژگی های ثابت این تعابیر است. دکتر فاطمه راکعی، دبیر کل جمعیت زنان نواندیش مسلمان در پاسخ به پرسش های شفقنا در این مورد و پرداختن به اهداف و معنای نواندیشی دینی در نگاه آنها می گوید: معنایی که عبارت «نواندیشی دینی» برای من دارد، دقیقا منطبق بر دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) در ارتباط با مسایل اجتماعی است. فقه پویا و اجتهاد نوین در اندیشه امام(ره) و بسیاری دیگر از علمای جهان اسلام به معنای تغییر دادن اصول تفکر اسلامی نیست. اصول ثابت است و فروع و مقرراتی که در ارتباط با مسایل زمان قرار می گیرند، موضوع این بحث به شمار می روند. او هدف این جمعیت را فرهنگ سازی و آگاه سازی عموم مردم می داند و  معتقد است که با فقه پویا و اجتهاد نوین می توان معاصر زندگی کرد و مسلمان بود. گفت وگوی شفقنا با فاطمه راکعی را بخوانید: *شما دبیرکل جمعیتی به نام «زنان نواندیش مسلمان» هستید؛ چرا این عنوان و مسلمان «نواندیش» را انتخاب کردید؟ جریان فکری نواندیشی دینی چه اهدافی را دنبال می کند؟ راکعی: معنایی که عبارت «نواندیشی دینی» برای من دارد، دقیقا منطبق بر دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) در ارتباط با مسایل اجتماعی است. ایشان به فقه پویا و اجتهاد نوین معتقد و بر این باور بودند که این مساله می تواند پویایی نظام اسلامی را در جهان معاصر تضمین کند؛ در میان علما و فقهای دینی در طول قرن ها افراد دیگری نیز بوده اند که این گونه فکر می کردند. در طول زمان با پیشرفت علم و تکنیک، مسایلی نو و پدیده هایی نوین ظاهر می شوند، به طور مثال اینترنت و ارتباطات سهلی که جهان را به یک دهکده تبدیل می کند را در عصر امروز می توان به عنوان مواردی از آن نام برد. این پدیده ها بر بسیاری از مسایل فردی، خانوادگی و اجتماعی سیطره پیدا می کنند و مشکلات خاص خود را می آفرینند. اسلام یا هر نگاه دینی، اجتماعی و فلسفی حاکم بر یک جامعه ناگزیر است برای اداره و کنترل آن نظام و یک زندگی خوب و رو به رشد و پیشرو به این مسایل اهمیت دهد و برای آنها قوانین و قواعد خودشان را تنظیم کند. به اعتقاد ما قرآن از طرف خداوند نازل شده است و تفکر اسلامی که مبتنی بر قرآن، سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) است نیز همگی نشأت گرفته از فرمان خداوند هستند و فرمان خداوند نیز تغییر پیدا نمی کند. به طور قطع مساله اجتهاد نوین و فقه پویا که امام(ره) و بسیاری از علما در جهان اسلام مطرح کرده اند و می کنند نیز به معنای تغییر دادن اصول تفکر اسلامی نیست. خیر! اصول ثابت است و فروع و مقرراتی که در ارتباط با مسایل زمان قرار می گیرند، موضوع این بحث به شمار می روند. این فروع و مقررات با تغییر زمان هم مبتنی بر اصول هستند اما شکل و فرم آنها باید به روز باشد. برای مثال امروز برای فهم چگونگی برخورد با مسایل ماهواره و داشتن بهترین استفاده از این پیشرفت بشری در جهت اشاعه افکار دینی، معنوی و اخلاقی ضمن جلوگیری از خدشه دار شدن اصول چه باید کرد؟ اجتهاد نوین و فقه پویا باید برای آن راهکار امروزین پیدا کند. آیا باید صورت مساله را پاک کرد و اصلا می توان این کار را انجام داد؟ یا خیر! می توان مبتنی بر آنچه اتفاق افتاده است، به بهترین راهکارهایی اندیشید که انسان مسلمان یا غیر مسلمانی که امروز در ایران زندگی می کند را نسبت به آن واکسینه کرد؟ به این معنا که ضمن تخطئه نکردن اصل مساله، نسبت به تبلیغات ضد دینی، ضد اخلاقی یا ... این شبکه ها پاسخگو باشیم. ممکن است کار سختی باشد اما کارشناسان و متخصصان فراوانی در حوزه های مختلف ارتباطات، جامعه شناسی، روانشناسی، فقه و حقوق و... در کشور وجود دارند که می توانند راهکارها را ارائه دهند و علما با توجه به آن بگویند که از طریق فقه پویا چه نوع برخوردی داشته باشیم چون گاهی صورت مساله پاک شدنی نیست. به طور مثال جمع کردن دیش های ماهواره که در عمل ثابت شد راه حل نیست. بر فرض اگر فقها بگویند مومنان ماهواره و دیش را خودتان جمع کنید! این هم یک راه است اما باز هم مشاهده شده است که برد این تکنولوژی و وسایل ارتباطی در جهان امروز تا حدی وسیع است که متاسفانه حتی پدر و مادرها بخواهند این کار را انجام دهند، به احتمال قوی فرزندان چنین درخواستی را نخواهند پذیرفت و تبعیت نمی کنند، با این چه کنیم؟ باید واقع بین بود و با کمک متخصصان مسلمانی که حاضرند تخصص خود را در اختیار علما و فقهای نواندیش قرار دهند، مبتنی بر واقعیات و طبق ضروریات جهان امروز، بهترین تصمیم ها را گرفت. *بارزترین ویژگی نواندیشی دینی پرچمداری اصلاح و تغییر است؛ هدف شما اصلاح چیست؟ و دوم اینکه نواندیشان دینی معتقدند دین می تواند پاسخگوی پرسش های نو باشد، شما پرسش دارید و به دنبال جواب آنها هستید یا قرار است پاسخگوی پرسش های نو باشید؟ راکعی: کار اصلی ما  ارائه خدمات اجتماعی، حقوقی و روشنگری هایی در حد توان است. ارائه و اجرای برنامه های فرهنگی و هنری در چارچوب کمیته های موجود و آگاه سازی زنان نسبت به حقوق واقعی آنها در اسلام و در چارچوب قانون اساسی و وظایفی از این دست که در همین حیطه ها هم بسیار کم کار شده است. یکی از ابعاد مهم کار ما فقهی و مربوط به علوم و فلسفه اسلامی است. دلیل اینکه اعضای اصلی جمعیت، عموما خانم های دانشگاهی، اهل قلم یا از رشته های خاص فقه و حقوق، معارف اسلامی و مطالعات زنان هستند که در چارچوب اسلام قرار می گیرد، این است که بدون مبنا حرف نزنیم. شاید کارهای مربوط به نواندیشی دینی جزو کارهای پژوهشی ما نباشد چون نواندیشی دینی یک مکتب فکری است که فقها و  علمای بزرگی سال هاست در این زمینه و طرز برخورد با مسایل نو که تحت تاثیر زمان هستند، کار کرده اند و منابع و دیدگاه های آن موجود است. ما نیز به دیدگاه های فقها و علمای نواندیشی اعتقاد داریم از امام(ره) بگیرید تا کسانی که امروز هستند.  آرای آنها برای ما مغتنم و محترم است و سعی نکردیم خودمان وارد این حوزه شویم بلکه اقدامات خود را بر مبنای ایده های آنها قرار می دهیم. *در حقیقت جست وجوگر پاسخ این پرسش ها هستید ... راکعی: بله! به دنبال پاسخ به این پرسش ها هستیم که انسان عصر امروز چگونه باید زندگی کند تا بتواند ادعا کند در همان مسیری می رود که امام علی(ع)، حضرت زهرا(س)، حضرت زینب(ُس) و ائمه(ع) رفته اند؛ البته ائمه معصوم(ع) به لحاظ عصمت بسیار برتر از افراد عادی هستند اما به طور کلی علما و بزرگان دین نیز با همین تفکر در آن مسیر رفته اند و در ادوار و عصرهای مختلف توانسته اند زندگی کنند بدون اینکه پیشرفت زمان را نبینند و خود و قوانین را تطبیق ندهند. ضوابط اصولی مورد اعتقاد آنها مثل معنویت، اخلاق و... که زمان نمی شناسد باید ثابت بماند اما روش هایی قابل تغییر است که تعیین می کنند با چه ظواهر و اشکالی در زندگی معاصر می توان رو به پیشرفت و صلح جهانی بود و داعیه داشت که اسلام می تواند هم با زمان پیشرفت کند و هم اصول خود را حفظ کند. * موضوع زنان، اغلب در گفتار و نوشتار نواندیشان دینی مورد غفلت واقع شده است؛ برنامه های جمعیت زنان مسلمان نواندیش محدود به مسایل حقوقی، فقهی و اجتماعی و ... زنان است یا موضوعاتی فراتر از آن در جهان اسلام را نیز در بر می گیرد؟ راکعی: طبق اساسنامه جمعیت تا زمانی که احساس کنیم ظلم مضاعف نسبت به زنان و تبعیض در حوزه زنان به لحاظ جنسیت آنها وجود دارد، اولویت اولمان رفع هرگونه تبعیض اجتماعی در شغل، تحصیل، رفتارهای تحقیرآمیز نسبت به زنان و جنس دومی دیدن آنها در همه حوزه ها از طریق قانون و فرهنگ سازی است. بر این اساس ارائه طرح ها یا نقد طرح ها  و لوایحی که به مجلس می خواهد برود و با دیدگاه اصولی ما که اسلام و نواندیشی دینی است، مغایرت پیدا می کند و تلاش برای تبدیل به قانون نشدن آنها در زمره برنامه های ما قرار می گیرد. تلاش ما این است که حداقل از آنچه امام(ره) سی و چند سال پیش مطرح کردند، عقب گرد نداشته باشیم. در حقیقت باید نسبت به آن به پیش بوده باشیم که پیشرفت چندانی در این حوزه نداشتیم، حداقل اجازه پسروی و بازگشت به عقب را ندهیم. قطعا اینجا به عنوان نهادی که فلسفه ای برای تشکیل داشته است، با زمان پیش می رود و فقط محدود به مسایل و موضوعات زنان نیست. طبق اساسنامه مجموعه در مورد آنچه در مسایل سیاسی جامعه می گذرد و بر آحاد مردم و سرنوشت آنها موثر است، ایده هایمان را می دهیم و با دیدگاه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در تمام مسایل ملی و بین المللی می توانیم نظر دهیم، نقد کنیم، پیشنهاد دهیم و پویا عمل کنیم. متاسفانه در حال حاضر به دلیل خشونت طلبی های افراطی بعضی از اشخاص و گروه ها در سطح جهان اسلام که امنیت منطقه را به خطر انداخته اند، ما به عنوان زنان و مادرانی که همیشه مدافع آرامش، صلح، دوستی و مهربانی هستیم، وظیفه داریم به سهم خود بیشترین تلاش را برای استقرار صلح در منطقه انجام دهیم. یکی از مسایل مهم هم در منطقه هم در کشور خودمان، وجود وحدت و دوستی بر مبنای مشترکات وسیع علی رغم  چند صدایی موجود  است. فرهنگ سازی در این زمینه از موارد مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ هرچه اعتماد نسبت به یکدیگر، اعتماد اقلیت ها نسبت به اکثریت و اعتماد حوزه های مختلف ملی به حاکمیت و دولت تقویت شود، آرامش و امنیت ملی تضمین خواهد شد. هر چه ایران یکصدا و یکپارچه –نه تک صدای سیاسی و فرهنگی- در ارتباط با حفظ هویت ملی، امنیت ملی که برای آحاد مردم مهم است و مشترکاتی که از ما یک ملت یکپارچه ساخته است، تقویت شود، می تواند نقش بسیار مهمی در تثبیت صلح در منطقه داشته باشد. *هر زمان که کاری در زمینه زنان و نواندیشی در این حوزه انجام شده است، با چالش هایی مانند واکنش گروه های سنتی رو به رو شده، برای رضایت سنتی ها چه برنامه ای دارید؟ آیا این مساله را پیش بینی کرده اید که چطور مناسبات خود را تعریف کنید تا بدون درگیری کارها به پیش رود؟ راکعی: مطمئنا تنها سلاح و محافظ ما قانون، فرهنگ دوستی، مهرورزی و فرهنگ مادارنه ای است که بر همه رفتارهای ما در جمعیت حاکم است. شاید به لحاظ تدبیر با مراجعه به نهادهای مختلفی که وظیفه حفظ هویت، شخصیت وحیثیت افراد و سازمان های مردم نهاد شناسنامه دار بر عهده آنهاست، بتوان یک مصون سازی در برابر تندروهایی که به تک صدایی مطلق معتقد هستند و سال هاست کشور از ناحیه آنها ضربه می خورد، ایجاد کرد. از میان این نهادهای موظف به حفظ امنیت می توان وزارت کشور، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی را نام برد. ما حتما برای حفظ امنیت و خدشه دار نشدن حیات اجتماعی مجموعه توسط کسانی که به خود اجازه می دهند فراتر از قانون عمل کنند، رایزنی هایی را کرده ایم و خواهیم کرد. *در حوزه فکری و اجتماعی چه برنامه ای برای آنها تدارک دیده اید؟ راکعی: افکار خود من مشخص است و  سال هاست از موضع خودم و تریبون های مختلفی حرف می زنم. در برهه هایی نیز پایداری بر فکر و باور خود و منکوب و مرعوب نشدن در برابر  رفتارهای خشونت آمیز فراتر از قانون و فراتر از اصول اولیه انسانی و اسلامی بعضی افراد و گروه ها شجاعت بسیاری نیاز داشته است. با این وجود امثال ما که امروز این جمعیت را تشکیل دادیم بر باورهای خود ایستادیم. باور ما چیزی نیست که کسی بخواهد آن را به لحاظ ایدئولوژیک و فکری تخریب کند، چرا که کاملا روشن، بر مبنای اسلام و وفاداری به جمهوری اسلامی و در چارچوب قانون اساسی و در راس مبتنی بر آرای بزرگانی مثل حضرت امام(ره) است. امام(ره) اعتقاد داشتند که اجتهاد پویا و فقه نوین، پویایی نظام اسلامی را تضمین می کند، ما تنها می خواهیم به این پویایی کمک کنیم و کمک کنیم چالش هایی که یک عده با دیدگاه های فناتیک ایجاد می کنند... *با چه ابزاری؟ راکعی: هدف ما فقط فرهنگ سازی و آگاه سازی عموم مردم از مرد و زن است که در چارچوب قانون اساسی و اسلامی می توان با فقه پویا و اجتهاد نوین، معاصر زندگی کرد و مسلمان بود. ابزار ما تنها تریبون هایی است که در اختیار داریم، از جمله همین جمعیت و برنامه هایی که به طور گسترده در نظر دارد، شعبه هایی که در سطح استان ها ایجاد کرده است و پیام رسانی اش به زنان و مردان. ما در چارچوب، عمل می کنیم و سی سال و اندی است که عملکرد ما را می شناسند و می دانند که وفادار به نظام هستیم. این موارد قابل انکار نیست و نمی توانند این فکر را خدشه دار کنند که گویی عده ای حرف عجیب و غریبی زده اند. بر این اساس به اعتقاد من از نظر بنیادی و فلسفی نیز کار ما قابل دفاع است، مگر اینکه عده ای به خود اجازه دهند افکار امام(ره) در زمینه زندگی اجتماعی و اجتهاد نوین را زیر سوال ببرند. در چنین موقعیتی که این افراد به طور صریح آرا و افکار حضرت امام(ره) و همفکران ایشان را زیر سوال ببرند، دیگر ما در آن گم هستیم و البته بعید می دانم این حالت پیش آید. به این دلیل که حتی آنها که به خود اجازه می دهند بسیار ساده و سریع به همه مارک بزنند، دروغ می گویند، تهمت می زنند و تخریب می کنند هم جرات نمی کنند بگویند که ضد امام هستند و متاسفانه همین موضوع بیشترین آسیب را می رساند. کاش صریح می آمدند و می گفتند ما این افکار امام را قبول نداریم بنابراین شما را هم قبول نداریم اما چون تا به حال این جرات وجود نداشته است، امروز هم با روی کار آمدن دولت معقول تدبیر و امید و قرار گرفتن یک روحانی حقوقدان در صدر قوه مجریه که از مواضع آنها مشخص است که به فقه پویا و اجتهاد نوین معتقدند و در مورد زنان فاصله ای با هم نداریم، به مراتب کمتر خواهند توانست تخریب کنند، تا جایی که این تریبون از ما گرفته شود. * با توجه به چالش ها و در عین حال ظرفیت های موجود که شناسایی کرده اید، چه چشم انداز و سناریوهایی در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و بین المللی برای آینده پیش بینی کرده اید؟ راکعی: مدت ها پیش مصاحبه ای در مورد حرکت های منسجمی که زنان می توانند در منطقه داشته باشند، با من داشتید، این دقیقا فکری است که ما در بعد بین المللی برای جمعیت در نظر داریم. یکی از موضوعاتی که می تواند همه زنان جهان و به طور محدودتر زنان جهان اسلام و منطقه را به هم متصل کند، همین موضوع صلح است؛ به ویژه امروز که خشونت در منطقه و جهان اسلام تشدید شده است به نظر می رسد موقعیت مناسبی است برای اینکه مادران و زنان بخصوص زنان فعال در NGOها در جهان اسلام دور هم جمع شوند و بیندیشند که چه نقشی را می توانند ایفا کنند. زنانی که به طور عمیق به زیبایی های دین، معنویت، اخلاق و  قطعا اسلام به عنوان آخرین دین الهی می اندیشند و اینکه چه ظرفیت هایی برای مقابله با خشونت و انحرافی که نحله های انحرافی در دین مقدسمان ایجاد کرده اند و استکبار جهانی در آن سرمایه گذاری می کند، وجود دارد. به نظر من با موضوع صلح می توان این ارتباط را بسیار نزدیکتر کرد و این هم اندیشی برای یافتن راهکار را صورت داد. زمانی که در مجلس بودم و مساله کنوانسیون «رفع هر گونه تبعیض از زنان» مطرح بود، موضوع بسیار رنج آور این بود که برای الحاق به این کنوانسیون از چندین و چند کشور اسلامی، دو مورد مشابه ندیدیم که روی یک نوع تعقل و تدبیر هماهنگی مثلا از بعضی بندهای این کنوانسیون اعلام تحفظ کرده باشند. گویی جزیره های مختلفی بودند و دیدگاه های مختلفی در ارتباط با یک موضوع واحد ارائه می دادند. یکی از مسایلی که می تواند برای این انسجام و تشکل در سطح بین المللی مطرح باشد و جمعیت به دنبال آن است، همین کنوانسیون ها، پیمان نامه ها و تعهدات جهانی در مورد زنان، کودکان، خانواده و پس از آن مسایل دیگر است. در فضاهایی که ایجاد می شود می توان در مورد  هویت زنانه، کودکان، خانواده هاو بعد مسایل مختلف جهانی هم اندیشی کرد و این برای یک افتخار است و انسجام فرهنگی، فکری و منطق ما را نشان می دهد. حضور فعال در سازمان ملل و سازمان هایی مثل یونسکو و یونیسف از اهدافی است که به طور موازی دنبال می کنیم و امیدواریم بتوانیم در جهان معاصر امروز در چارچوب اخلاق، معنویت و در یک کلمه اسلام مبتنی بر اجتهاد نوین و فقه پویا، صدای خود را به صورت متحد، هم صدا و متشکل به گوش جهان برسانیم. گفت وگو از شیما مفیدی راد- شفقنا        

ساختار احزاب مردانه است

همان طور كه مي‌دانيد زنان در ايران همواره نقش مهمي در انتخابات‌ داشته‌اند و هميشه راي‌شان در نتيجه انتخابات تاثير داشته. به بيان ديگر سياستمداران مرد در ايران قطعا سهم زيادي از پيروزي‌شان را مديون آراي زناني هستند كه به نام آنها ثبت كرده‌اند اما در اين سي و چند سال و پس از انقلاب زنان در جامعه ما هرگز در سياست‌هاي كلان كشور و در رده‌هاي بالاي قدرت حضور نداشتند. به نظر شما موانع حضور زنان در اين عرصه چيست؟ من فكر مي‌كنم براي اينكه اين بحث روشن‌تر شود بايد گريزي به گذشته بزنيم و نگاهي به پيشينه تاريخي حضور زنان در عرصه‌هاي سياست داشته باشيم. از آنجايي كه در تاريخ معاصر كشور ما جنبش‌هايي در كشور ما شكل گرفته و يكي از تاثيرگذارترين جنبش‌ها كه توانست به اهدافش دست پيدا كند جنبش تنباكو بوده و نقش زنان در اين جنبش به قدري تاثيرگذار بوده كه هيچ مورخي نتوانسته نقش آنها را ناديده بگيرد به عنوان مثال زماني كه ناصرالدين شاه ازيكي از همسرانش درخواست قليان مي‌كند، همسرش در پاسخ مي‌گويد همان كسي كه مرا به تو حلال كرد كشيدن قليان را حرام كرده است و مي‌بينيم اين حركت در آن زمان شكل فراگيري پيدا مي‌كند. در دوره‌هاي مختلف زنان حتي در مبارزات مسلحانه شركت داشتند و از پوشش چادرشان براي استتار و حمل اسلحه استفاده مي‌كردند. در تمامي جنبش‌هايي كه در ايران شكل گرفت زنان تا رسيدن به اهداف جنبش نقش تاثيرگذاري داشتند اما بعد از تامين اهداف جنبش زنان مجددا به حاشيه رانده شدند، در جريان انقلاب 57 هم اينچنين بود. شما وقتي صفوف انقلاب را نگاه و تاريخ انقلاب را بررسي مي‌كنيد، مي‌بينيد كه زنان پا به پاي مردان در جريان مبارزات حضور داشتند و حركت مردان جامعه به پشتوانه زناني بود كه در كنارشان بودند. انقلاب اسلامي با توجه به تاكيدي كه امام به حضور و مشاركت موثر زنان در صحنه و عدم كشيدن پرده‌هاي تفكيك جنسيتي زنان و مردان داشتند، خودش مي‌تواند به عنوان يك نمونه و الگو مطرح شود تا امروز با اين درصد از شكاف جنسيتي در حوزه‌هاي مختلف رو به رو نباشيم. در واقع در همان روزهاي اول امام حرف آخر را زد زماني كه گفتند: «زنان بايد در مقدرات اساسي كشور دخالت داشته باشند» و خانم دباغ را با اولين هياتي كه به خارج از كشور فرستادند، همراه كردند. هر زماني هم كه خبري از تفكيك‌هاي جنسيتي به گوش ايشان مي‌رسيد با آن مقابله و همواره توصيه مي‌كردند تا چنين تفكيك‌هايي وجود نداشته باشد زيرا همين مساله خودش مي‌تواند مانعي براي رشد و بلوغ زنان جامعه ما باشد. امروز با گذشت 36 سال از انقلاب مي‌بينيم شكاف جنسيتي ما در ميان 139 كشور جهان در رتبه 130 قرار دارد و ما فقط 9 رتبه با آخرين كشور در اين زمينه فاصله داريم. ضمن اينكه در اكثر نهادهاي سياستگذاري و تاثيرگذار كشور مثل مجمع تشخيص و شوراي نگهبان اساسا زنان جايگاهي ندارند و در نهادهايي كه به شكل دموكراتيك شكل گرفته مثل مجلس شوراي اسلامي سهم زنان ايران از چهار درصد فراتر نرفته است در حالي كه در سند چشم‌انداز جمهوري اسلامي رويكرد توسعه محور در اين زمينه توصيه شده است. در هر حال اين صورت مساله‌يي است كه ما با آن مواجه هستيم كه سه دهه از پيروزي انقلاب گذشته و ما همچنان رييس‌جمهور زن نداشته‌ايم، وزير زن فقط يك نفر بوده و در مجلس هم حضور زنان از چهار درصد فراتر نرفته است و در حوزه قدرت اقتصادي هم سهم زنان ما رقمي نزديك به صفر است. همه اين واقعيت‌ها نشانگر اين است كه ما با نرخ ميانگين در جهان فاصله زيادي داريم. مثلا اگر نرخ حضور زنان در مجالس دنيا 20 درصد است ما هنوز 16 درصد با نرخ ميانگين دنيا فاصله داريم. فكر مي‌كنيد وجود واژه‌هايي مثل رجل سياسي براي داشتن شرايط لازم در پست‌هاي كليدي كشور در ادبيات سياسي ما چقدر در ايجاد چنين موانعي تاثيرگذار بوده؟ به عقيده من رجل به معني مرد بودن آن در معناي جنسيتي نيست. اتفاقا تا قبل از اينكه واژه رجل به كار رود واژه مرد بوده كه بعدا اصلاح شده و تبديل به رجل شده تا اين محدوديت و تبعيض براي حضور زنان در عرصه‌هاي مهم‌تر و كلان‌تر برداشته شود. رجل يك واژه عام است و هر فردي فارغ از زن يا مرد بودن مي‌تواند رجل سياسي باشد. اين تفسيرهاي غلط و يكسويه است كه از قانون اساسي كشور مي‌شود و همين تفسيرهاي يكسويه مي‌تواند بر اين تبعيض‌ها دامن بزند. من نمي‌دانم اگر در طول اين سه دهه صلاحيت زنان براي كانديداتوري رياست‌جمهوري تاييد مي‌شد و درمعرض راي مردم قرار مي‌گرفتند مي‌توانستند راي مردم را كسب كنند يا نه اما صرف حضور زنان به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري مي‌تواند بسياري از تابوها را در اين زمينه بشكند و آن خودباوري و اعتماد به نفس كه به اعتقاد من لازمه تداوم حضور در نهادهاي دموكراتيك است براي زنان كسب مي‌شد. قطعا بخشي از كاستي‌هايي كه در اين مورد وجود دارد تفسيرهاي يكسويه از قانون اساسي و شرع است. هم پيشينه انقلاب مدافع مشاركت سياسي برابر براي زن و مرد است و هم مباني اعتقادي ما بر اين موضوع تاكيد دارد كه زنان و مردان بدون هيچ تفاوتي در ايفاي مسووليت اجتماعي نقش برابر دارند و تاكيدات زيادي در قرآن در اين مورد وجود دارد. وقتي 1400 سال پيش چنين تحولي در آن دوره صورت مي‌گيرد قطعا امروز هم مي‌تواند به اقتضائات جامعه پاسخگو باشد اما متاسفانه اين تفسيرهاي يكسويه و نگاه پوسته‌يي به دين باعث شده موانعي براي حضور زنان به ويژه در عرصه‌هاي كلان سياست باشد. به حضور زنان در مجلس اشاره كرديد. مي‌خواهم در اين مورد كمي صريح صحبت كنيم. برخي معتقدند حضور زنان در مجلس مي‌تواند به شكستن بسياري از تابوها كمك كند اما در اين سال‌ها شاهد اين بوده‌ايم زناني كه به مجلس راه پيدا كردند نه تنها براي برداشتن موانع حضور زنان در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي تلاشي نكردند بلكه اقداماتي را انجام دادند و از لوايحي دفاع كردند كه به نفع حضور اجتماعي و سياسي زنان نبوده. فكر نمي‌كنيد اگر مرداني به مجلس راه پيدا مي‌كردند كه حداقل در اين مورد سكوت مي‌كردند براي زنان مفيد‌تر بود تا اينكه چنين زناني به مجلس راه پيدا كنند؟ به اعتقاد من اين مساله به اصل موضوع انتخابات و كنش جريان‌هاي سياسي در كشور بازمي‌گردد. همه واقفند كه در انتخابات دور قبل مجلس يكي از جريان‌هاي سياسي كشور به طور كامل از انتخابات كنار كشيد، در چنين فضايي مشخص است تنها جريان باقيمانده در انتخابات اكثريت مجلس را به دست مي‌گيرد و ادامه‌دهنده همان رويكرد و نگاه در قوه قانونگذاري كشور است. من يك با رديگر هم به اين موضوع اشاره كرده بودم كه اين اقليت محض زنان كه در مجلس حضور دارند نه تنها درجهت مطالبات اكثريت زنان جامعه حركت نمي‌كنند بلكه با آنها مقابله هم مي‌كنند و نمونه‌اش همان دو لايحه‌يي بود كه به تصويب رسيد، از جمله كاهش ساعت كاري زنان كه در بلندمدت عواقب منفي آن را جامعه زنان ما خواهند ديد. اين فراكسيون نه‌تنها در برابر مطالبات زنان كه در واقع در مقابل خواست اكثريت جامعه كه در انتخابات سال 92 با صراحت گفتند كه چه مي‌خواهند، ايستاده‌اند. اين مساله بستگي به كنش جريانات سياسي در كشور دارد. اگر اصلاح‌طلبان به عنوان يكي ازجريان‌هاي سياسي كشور در انتخابات حضور فعال داشته باشند و با توجه به اينكه نگاه متفاوتي نسبت به ديگر جريان‌هاي سياسي كشور به مساله زنان دارند ما مي‌توانيم در كنار حفظ كميت، كيفيت حضور زنان در مجلس را هم بالا ببريم و شاهد حضور زنان موثر و توانمند باشيم مانند مجلس ششم كه با وجود تعداد پايين نمايندگان زن اما گام‌هاي موثري براي تقويت نقش اجتماعي زنان برداشته شد و همين طور افراد تاثيرگذاري در كل مصوبات مجلس باشند. به طور كلي نگاه غالبي در ميان دولتمردان ما وجود دارد، اينكه زنان كشور را باور ندارند و اتفاقا اين نگاه در دولت روحاني هم به خوبي مشهود است. به طور مثال وقتي بحث حضور كمرنگ زنان در كابينه روحاني بود دولتمردان دليل اين مساله را بحراني بودن شرايط كشور مي‌دانستند و همين دليل نشانگر اين است كه درمورد زنان اين باور وجود ندارد كه توانمند هستند. به عقيده شما چقدر اين مساله درست است ؟ اصلا زنان ما خودشان چقدر به اين خودباوري رسيده‌اند كه مي‌توانند در عرصه‌هاي كلان كشور حضور داشته باشند؟ به نظر من جامعه ما در اين مورد به درصدي از خودباوري رسيده است. در جاهايي كه تصميم‌گيرنده خود مردم بوده‌اند و دولت‌ها دخالت كمتري داشتند اتفاقا زنان توانستند ظهور و بروز بيشتري داشته باشند. نمونه‌اش همين درصد راهيافتگان به دانشگاه است و درجايي كه عرصه رقابت برابر وجود داشته اتفاقا توانسته‌اند توانمندي‌شان را به اثبات برسانند. با وجود تفكيك جنسيتي كه در دولت گذشته اعمال شده و هنوز هم به طور كامل رفع نشده است اما ما شاهد بوده‌ايم كه در سال‌هاي گذشته بالغ بر 60 درصد راه يافتگان به دانشگاه را دختران تشكيل مي‌دهند يا افرادي مانند مريم ميرزاخاني را داريم كه نوبل رياضي را از آن خود مي‌كند. پس مي‌بينيم در جاهايي كه عرصه براي رقابت باز بوده دختران موفق بوده‌اند. اگر شما گزارش شكاف جنسيتي مجمع جهاني اقتصاد را نگاه كنيد، متوجه مي‌شويد در مساله آموزش و بهداشت رتبه ايران خيلي قابل دفاع‌تر از رتبه مشاركت اقتصادي و سياسي زنان است و اساسا وقتي اينها را با هم مقايسه مي‌كنيم هيچ تناسبي بين آنها وجود ندارد. پس به نظر مي‌آيد هم زمينه و هم انگيزه لازم براي زنان ما در جامعه به وجود آمده و در عرصه‌هايي كه مي‌توانستند حضور داشته باشند حضور موفقي داشتند. اما متاسفانه به دليل عدم توجه دولت‌ها به مقوله مشاركت سياسي زنان و عدم سازو كار مناسب براي جريان‌سازي اين مشاركت سياسي ما همچنان‌دراين مورد با چالش جدي مواجه هستيم و به نظر مي‌آيد با توجه به تجربه‌يي كه كشورهاي توسعه يافته پشت سر گذاشتند و با توجه به وضعيتي كه كشورهاي در حال توسعه دارند تا زماني كه دولت‌ها به يك ساز و كار مناسب در زمينه عدالت جنسيتي نرسند و آن را در زيرمجموعه‌هاي خودشان عملياتي نكنند ما همچنان با اين چالش مواجه خواهيم بود ضمن اينكه عدم توجه نهادهاي آموزشي ما نسبت به مشاركت سياسي زنان باعث شده كه انگيزه لازم در بحث حضور زنان در عرصه‌هاي سياسي كلان مثل انتخابات مجلس پا به پاي مردان شكل نگيرد. شما اگر درصد حضور زنان را در انتخابات مجلس وشوراهاي شهر و روستا مقايسه كنيد متوجه مي‌شويد ميزان زناني كه در انتخابات شوراها كانديدا مي‌شوند خيلي بيشتر از مجلس است زيرا حس مي‌كنند در آنجا مي‌توانند تاثيرگذار باشند. به اعتقاد من همان طور كه خودباوري در زمينه آموزش در زنان شكل گرفته و با حضور در دانشگاه‌ها توانسته‌اند به تخصص لازم برسند توجه دولت‌ها هم مي‌تواند روي اين مساله تاثير بسزايي داشته باشد، ضمن اينكه مي‌بينيم با روي كار آمدن دولت‌ها با نگاه و رويكرد متفاوت بر اين مساله تاثير مي‌گذارند و با در پيش گرفتن سياست‌هاي مختلف نيمي از پيكره جامعه را از يك حق مسلم محروم مي‌كند. نكته ديگر اينكه با توجه به اينكه ما منتسب به جريان اصلاح‌طلب در كشور هستيم قاعدتا مي‌توانيم با تمركز روي اصلاحات جامعه محور و ارتباط با نهادهاي مدرن و سنتي كه در جامعه ما وجود دارد مي‌شود به نوعي اين خودباوري را در جهت تامين افزايش مشاركت سياسي زنان با فرهنگ‌سازي ايجاد كرد. به هر حال اين ظرفيت در جامعه ما وجود دارد فقط مهم اين است كه جريان‌هايي كه مدافع اين مساله هستند برنامه روشني هم جهت پيگيري اين اهداف داشته باشند. در همين فضاي سياست كشورمان كه شما آن را مردانه مي‌دانيد، هستند زناني كه فعال هستند. حتي برخي زنان نهادها و گروه‌هايي را تشكيل داده‌اند و فعاليت‌هايي در اين زمينه دارند اما متاسفانه نمي‌توانند تاثيرگذار باشند. اگر روشن‌تر بخواهم بگويم اينها نتوانستند اكثريت زنان جامعه را با خود همراه كنند حتي قشر تحصيلكرده زنان هم با آنها همراه نشدند. دليل اين مساله از ديد شما چيست ؟ آيا اين مساله هم متاثر از فضاست يا اينكه زنان ما نتوانستند به آن توانمندي برسند؟ به اعتقاد من اين مساله در واقع مشكل روشنفكري با جامعه است و فقط مختص مساله زنان نيست. گفتمان روشنفكري نتوانسته با جامعه ما پيوند جدي برقرار كند، اين فاصله گفتماني كه وجود دارد زن و مرد نمي‌شناسد و مانع برقراري ارتباط با طبقات مختلف جامعه مي‌شود و اين گفتمان فقط يك طبقه خاص را شامل مي‌شود و به نوعي ناشي از عدم واقع بيني طبقه روشنفكر جامعه است. زنان روشنفكر هم از اين مقوله جدا نيستند. براي حل اين مساله بهترين راه كار كردن روي اصلاحات جامعه محور است. گروه‌هاي خرد مذهبي كه در كشور ما وجود دارد و تاثير زيادي به خصوص در شهر‌هاي كوچك و روستاها روي طبقات مختلف جامعه دارند بايد از سوي طبقه اليت جامعه به رسميت شناخته شوند و بايد به ساز و كاري انديشيد كه بتوان با آنها هم ارتباط برقرار كرد. البته بايد بگويم كه ما در سازماندهي مدرن هم دچار مشكل هستيم يعني نهادها و سازمان‌هاي غيردولتي كه مثلا در دوره اصلاحات شكل گرفتند و كساني كه در اين حوزه فعال بودند به دليل هزينه‌هاي متعدد، محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هايي و همچنين امنيتي شدن فضاي كار سياسي در دوره‌هاي بعد متحمل شدند نشانگر اين است كه هنوز آن حركت لازم براي اين گروه از نهاهاي مدرن ايجاد نشده و هنوز از آن ركودي كه در هشت سال گذشته اسيرش شده بودند خارج نشدند و اين حركت بايد به نوعي اتفاق بيفتد. در هر صورت اينها ظرفيت‌هايي است كه در حال حاضر براي برقراري پيوند گفتماني با طبقات مختلف جامعه از آنها استفاده مي كنيم. به اعتقاد من آغاز حركت براي اصلاحات جامعه محور همين نقطه است كه به سراغ برقراري ارتباط با جامعه برويم. زنان فعال و روشنفكر جامعه هم از اين قاعده مستثني نيستند و قطعا نخستين قدم براي‌شان بايد همين باشد. سوال بعدي من درمورد راهكار اين مساله بود كه فكر مي‌كنم در سوال قبلي پاسخش را داديد و آن اصلاحات جامعه محور بود. همان طور كه مي‌دانيد نقش احزاب در اصلاحات جامعه محور نقش كليدي دارد. فكر مي‌كنيد احزاب چگونه مي‌توانند در اين عرصه و به طور ويژه در حوزه زنان و تلاش براي بالا بردن مشاركت سياسي زنان نقش‌آفريني كنند؟ همان طور كه پيش‌تر هم درجاهاي ديگر گفته بودم ساختار احزاب در كشور ما مردانه است. در ميان همين احزاب اصلاح‌طلب هم فقط سه يا چهار حزب وجود دارد كه ركن مشخصي براي زنان در ساختار تشكيلاتي خود دارند و در بقيه احزاب حتي زنان در شوراي مركزي و كادر رهبري هم حضور ندارند. يك شكل و قالبي كاملا مردانه كه قاعدتا زمان انتخابات هم ليست‌هايي از اين قالب بيرون مي‌آيد كه اكثريت آن را مردان تشكيل مي‌دهند و حتي 30 درصد هم سهم زنان نمي‌شود. من فكر مي‌كنم بد نباشد اگر ما يك نگاهي به كشورهاي اطراف خودمان بيندازيم و ببينيم آنها چه كرده‌اند، مثل پارلمان تركيه و افغانستان. شما وقتي لويي جرگه افغانستان را نگاه مي‌كنيد آنقدر تعداد زنان زياد است كه كاملا به چشم مي‌آيند. چه ايرادي دارد ما از همين همسايگان‌مان درس بگيريم و ببينيم آنها چه ترتيبي اتخاذ كرده‌اند كه توانسته‌اند در اين زمينه موفق باشند. قاعدتا يك بخش اين موضوع به نگاه‌ دولت‌ها برمي‌گردد و اينكه دولت‌ها تا چه حد مي‌خواهند حضور زنان در نهادهاي منتخب يا نهادهاي انتصابي افزايش يابد. در بخش‌هايي از جامعه كه به توسعه‌يافتگي رسيده اين امر خود به خود اتفاق خواهد افتاد اما بخش‌هايي كه موانع جدي براي توسعه يافتگي وجود دارد سهميه‌هايي را براي زنان در نظر گرفته‌اند، مثل افغانستان كه 25 درصد از پارلمان را به زنان اختصاص دادند يعني زناني كه در انتخابات افغانستان كانديدا مي‌شوند فارغ از راي آوردن يا نياوردن‌شان 25 درصدشان به مجلس راه پيدا مي‌كنند زيرا امر مشاركت سياسي زنان در جوامع توسعه نيافته امري نيست كه به خودي خود اتفاق بيفتد و نياز به اعمال ظرفيت‌ها و تبعيض‌هاي مثبت دارد تا اتفاق بيفتد، پس يك بخش اين موضوع به دولت‌ها بازمي‌گردد. اما احزاب هم با توجه به خلئي كه در جامعه وجود دارد نقش مهم‌تر و حساس‌تري دارند. به اعتقاد من در درجه اول احزاب فارغ از گرايش سياسي‌شان بايد به اين ضرورت برسند كه آيا حضور زنان در احزاب لازم است يا نه كه اتفاقا اين انتظار از احزاب اصلاح‌طلب بيشتر است كه به اين نگاه توجه ويژه داشته باشند. وقتي احزاب به اين ضرورت رسيدند اتفاقا ساز و كاري كه در اين زمينه در پيش مي‌گيرند با توجه به اينكه بزنگاه احزاب در انتخابات‌هاست مي‌توانند به ساز و كار برابري جنسيتي در اين بزنگاه‌ها كمك كنند. به طور كلي و با توجه به تجربه كشورهايي كه در اين زمينه موفق بوده‌اند بايد بگويم كه اعمال سهميه‌بندي‌ها و تبعيض‌هاي مثبت به نفع زنان در احزاب و كادرهاي رهبري‌شان يكي از راه‌هايي است كه مي‌تواند موثر واقع شود ضمن اينكه ركني بايد در احزاب وجود داشته باشد كه پيگير اين جريان‌سازي جنسيتي شود. در غير اين صورت اين اتفاق خود به خود نخواهد افتاد. ضمن اينكه با توجه به خلأ فرهنگي كه در اين زمينه كاملا مشهود است بايد بگويم كه فقط بسنده كردن به بزنگاه‌هاي انتخاباتي هم كافي نخواهد بود و احزاب بايد تلاش كنند در زمان‌هايي غير از انتخابات هم بخشي از تلاش‌شان را روي آموزش جامعه در اين حوزه متمركز كنند. اما درباره سهميه دادن به زنان يك انتقاد جدي مطرح است كه در جريان عملي شدن اين سهميه‌بندي‌ها ممكن است زناني به رده‌هاي بالا راه پيدا كنند كه توانايي لازم را نداشته باشند و اين فرصت هم از مردان توانمند گرفته شود كه در اركا‌ن‌ها و نهادها حضور داشته باشند. در درجه اول بايد مشخص كرد چه كساني معيارها را تعيين مي‌كنند. شايد در سايه اين سهميه‌بندي جنسيتي به قول شما زنان كمتر توانمند وارد اركان بالا شوند، به نظر من اين يك ظرفيت و فرصت است براي اينكه زناني كه كمتر كار سياسي كرده‌اند و هرگز تجربه كار سياسي در اين سطح را نداشته‌اند تمريني داشته باشند تا بياموزند كه چگونه در محافل سياسي حضور پيدا كنند و در بحث‌هاي كلان مشاركت داشته باشند و در سياستگذاري‌ها نقش تاثيرگذار داشته باشند. اصلا با همين هدف است كه در افغانستان و براي پارلمان به زنان سهميه در نظر گرفته شده. اگر باور به عدم توانمندي زنان وجود داشت آنجا هم دادن اين سهميه‌ها بي‌معني بود اما با عملي كردن سهميه براي زنان اين ظرفيت به وجود مي‌آيد تا در مبادي كلان سياستگذاري حضور داشته باشند. اين حضور هم به آنها كمك مي‌كند تا بيشتر بياموزند و هم اينكه اعتماد به نفس لازم را كه براي تصميم‌گيري‌ها ضروري است به دست بياورند. شما خودتان سال‌هاست كه فعاليت تشكيلاتي داشته‌ايد يعني جزو معدود زناني هستيد كه در كادر رهبري يكي از احزاب اصلاح‌طلب حضور داريد. مي‌خواهم بدانم با توجه به اينكه گفتيد فضاي سياست و احزاب در ايران مردانه است تجربه شما در اين فضا كه توانستيد به رده بالايي در تشكيلات راه پيدا كنيد چگونه بود ؟ كسي كه مي‌خواهد پا به اين عرصه بگذارد بايد خود را براي موانع و تنگناهايي كه در اين ارتباط وجود دارد آماده كند. با توجه به آن ساختاري كه من اشاره كردم كه قالب اين ساختار مردانه است علي القاعده ممكن است حضور يك زن بتواند در آن دگرگوني ايجاد كند و ازطرفي نگاه زنانه هم در اعمال سياستگذاري‌ها تاثيرگذار باشد بنابراين كسي كه پا به اين عرصه مي‌گذارد فكر نكند كه برايش فرش قرمز پهن مي‌كنند و همه شرايط مهياست تا اهداف و ديدگاه‌هاي خودش را در حزبي كه عضوش مي‌شود پيگيري كند و جريان ساز شود. من خودم را مثال مي‌زنم كه كار تشكيلاتي‌ام را از شوراي يكي از شهرستان‌ها شروع كردم نه حتي شوراي استان و مراحل ارتقا آنقدر اتفاق افتاد تا به معاونت سياسي دبيركل حزب رسيد. اين الگو مي‌تواند الگوي موفقي باشد تا احزاب ديگر هم بتوانند از آن استفاده كنند. در اين مورد هم كادر رهبري احزاب بايد بپذيرند و نگاه خود زنان هم بايد روي اين موضوع متمركز باشد تا خودشان حضور نداشته باشند چالش مشاركت سياسي‌شان خود به خود حل نخواهد شد. برش 1 ساختار احزاب در كشور ما مردانه است. در ميان همين احزاب اصلاح‌طلب هم فقط سه يا چهار حزب وجود دارد كه ركن مشخصي براي زنان در ساختار تشكيلاتي خود دارند و در بقيه احزاب حتي زنان در شوراي مركزي و كادر رهبري هم حضور ندارند. يك شكل و قالبي كاملا مردانه كه قاعدتا زمان انتخابات هم ليست‌هايي از اين قالب بيرون مي‌آيد كه اكثريت آن را مردان تشكيل مي‌دهند و حتي 30 درصد هم سهم زنان نمي‌شود برش 2 به اعتقاد من در درجه اول احزاب فارغ از گرايش سياسي‌شان بايد به اين ضرورت برسند كه آيا حضور زنان در احزاب لازم است يا نه كه اتفاقا اين انتظار از احزاب اصلاح‌طلب بيشتر است كه به اين نگاه توجه ويژه داشته باشند. وقتي احزاب به اين ضرورت رسيدند اتفاقا ساز و كاري كه در اين زمينه در پيش مي‌گيرند با توجه به اينكه بزنگاه احزاب در انتخابات‌هاست مي‌توانند به ساز و كار برابري جنسيتي در اين بزنگاه‌ها كمك كنند   منبع: روزنامه اعتماد

فاطمه راکعی: مخالف تشکیل نهاد فراقوه‌ای برای زنان هستم

      فاطمه راکعی با اشاره به عدم ضرورت ایجاد نهادی فراتر از قانون در امور گوناگون گفت: مخالف تشکیل نهاد فراقوه ای برای زنان هستم. فاطمه راکعی دبیر کل جمعیت زنان مسلمان نواندیش در گفتگو با سرویس زنان و دختران خبرگزاری برنا با بیان این مطلب افزود: چه نیازی به جدا کردن زنان از بخش های دیگر جامعه وجود دارد اگر مسئله ای وجود دارد برای زنان، مردان و برای همه خانواده است. وی با بیان اینکه قوانین در این زمینه مشخص است تنها باید به درستی اجرا شود تصریح کرد: مسایل فرهنگی باید ازطریق نهادهای فرهنگی و با حضور کارشناسان و فعالان این حوزه بررسی شود. اگر قرار باشد فراتر از قوانین موجود عمل شود اتفاقی می افتد که در دولت های نهم و دهم افتاد و آثار و تبعات آن را همه مشاهده کردیم. راکعی در پاسخ به این سئوال که چرا تا کنون نهادهای فعال در امور زنان نتوانسته اند موفق باشند بیان کرد: این دیدگاه های فرا قانونی است که معضل ایجاد می کند دخالت بی مورد در امور زنان سبب می شود که نهادها و فعالان دلسوز این حوزه نتوانند به درستی فعالیتهایشان را سامان دهند و موفق باشند. وی در پاسخ به این سئوال که نهاد فراقوه ای زنان چه اهدافی را دنبال خواهد کرد گفت: اطلاعی از این موضوع ندارم اما با این اصل که برخوردی فراتر از قانون با مسئله زنان وجود داشته باشد مشکل دارم. وی با بیان اینکه تصمیم گیری فراتر از قوای موجود در هیچ زمینه ای پسندیده نیست اظهار کرد: اگر اینگونه رفتار نمی شد اکنون شاهد این همه بن بست اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی روابط بین الملل نبودیم. نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی در پایان افزود: اگر اجازه دهیم متخصصان امور فرهنگی در همه حوزه ها کار خود را انجام دهند و کارشناسانه و معقول فعالیت‌های‌شان را سامان دهند و قانون نیز به درستی اجرا شود نیازی به وجود این نهادها نیست.        

در نشست «جمعیت زنان مسلمانان نواندیش» مطرح شد: باید صلح را از طریق صلح معرفی کرد نه از طریق جنگ

     

برزگزاری نشست تخصصی دختران: دیروز، امروز و فردا (نشست دوم)

دومین نشست از سلسله نشست های تخصصی دختران: دیروز، امروز و فردا روز یکشنبه 6 مهرماه ساعت 16 تا 18 با حضور خانم دکتر خسروي روانشناس، خانم سجادي وکيل و فعال حقوق زنان و آقاي دکتر شهابي جامعه شناس با مديريت خانم دکتر سهيلا صلاحي مقدم در مکان: بلوار فاطمی غربی- خیابان شهید اعتمادزاده- خیابان گردآفرید- پلاک 18- طبقه سوم برگزار می شود. در اين نشست راهکارها و پيشنهادهاي مناسب براي رفع مشکلات اجتماعي، فرهنگي، سياسي و حقوقي دختران ارائه مي شود.

تبريک جمعيت زنان مسلمان نو انديش به مناسبت کسب نخستين مدال هاي کاروان ورزشي توسط بانوان

در مسابقات تیراندازی بانوان بازیهای آسیایی نجمه خدمتی و نرجس امامقلی نژاد به فینال تفنگ 10 متر بادی رسیدند که خدمتی با پیروزی در مسابقه نهایی به مدال طلا رسید و امام قلی نژاد صاحب مدال نقره شد.   جمعيت زنان مسلمان نو انديش کسب نخستين مدالهاي کاروان ورزشي جمهوري اسلامي ايران  توسط بانوان افتخارآفرين را به بانوان کشور تبريک مي گويد        

برگزاري نشست «جمعيت زنان مسلمان نو انديش» به مناسبت روز صلح و هفته دفاع مقدس

      جمعیت زنان مسلمان نواندیش در راستای ارج نهادن به مقام زن و پیوند و خویشاوندی زنان و صلح همزمان با روز 21 سپتامبر (30 شهریور) و آغاز هفته دفاع مقدس ، و برای گرامیداشت این دو مناسبت اقدام به برگزاری نشستی کرده است ، با حضور زنان و مادران صلح ، آنها که آفرینندگان صلح و سازگاری و مدارا و محبت و مهربانی اند. ما صلح را از کتابِ خداوند رحمان و رحیم آموختیم ، از سیره پیامبر مهر و عطوفت و آشتی ؛ از مکتب اهل بیت شفقت و جوانمردی ؛ از آموزه های عرفان ایرانی و اسلامی ؛ از فرهنگی که در هر حکایت و بیت و ضرب المثلش به  ما می گوید : آشتی به جای قهر ، دوستی به جای دشمنی ، رواداری به جای ناسازگاری ، مدارا به جای ناشکیبایی ، شفقت به جای خشونت. این مراسم در روز پنج شنبه ، سوم مهر، ساعت 17 تا 19  واقع در خیابان فاطمی غربی ، اعتمادزاده ، گردآفرید ، شماره 18 ، طبقه سوم  برگزار می شود.      

بیانیه «جمعیت زنان مسلمان نواندیش» درباره روز صلح و هفته دفاع مقدس

 

نياز اصلاحات به آرامش، تدبير و حمايت از دولت- آذر منصوري

      جريــــان اصلاح‌طلبي در شـــــرايط فعلي بــا توجه به اينكه بخش عمده‌يـي از حاميان دولت آقاي روحاني بودند، نبايد خود را جدا از دولت بدانند و بايد حمايت قاطبه خود را نسبت به دولت آقاي روحاني نشان دهند. دولت آقاي روحاني در يك سال گذشته كارهايي را هم در زمينه سياست داخلي و هم در زمينه سياست خارجي با وجود محدوديت‌ها به انجام رسانده است. به عقيده من عمده توجه اصلاح‌طلبان بايد متوجه دولت آقاي روحاني باشد تا به شعارهايي كه دولت آقاي روحاني در زمان انتخابات داده است جامه عمل بپوشانند. اصلاح‌طلبان هم با توجه به اين دوره و همچنين با تجربه هشت ساله دولت آقاي خاتمي و دولت اصلاحات، نسبت به تنگناها و شرايط خود اشراف دارند. نقطه اتكاي اصلاح‌طلبان و عمده تلاش آنها نيز بايد بر مبناي فعاليت‌هاي نهادهاي مدني و دموكراتيك و دولت مستقر باشد. توجه ويژه به فصل سوم قانون اساسي كه در اجراي حقوق ملت تاكيد مي‌ورزد، ضروري است. ما بايد تلاش كنيم تا از حركت‌هاي فراقانوني در كشور جلوگيري به عمل‌ آيد و قانون اساسي به طور صحيح اجرا شود. در انتخابات سال آينده دولت مجري انتخابات آزاد و عادلانه است و با توجه به اينكه انتخابات از اختيارات قانوني دولت محسوب مي‌شود مي‌توانيم با وجود حساسيت‌هاي كلي كه بر سر مساله انتخابات وجود دارد در برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه تلاش كنيم. توجه به وزارت كشور و شكل‌گيري احزاب و خانه احزاب و توجه به اركان وزارت كشور مي‌تواند در اين زمينه موثر باشد. موفقيت دولت آقاي روحاني موجب اميد به حاميان دولت مي‌شود تا مجلس شوراي اسلامي هر چه بيشتر نماينده قاطبه مردم ايران باشد. با توجه به اينكه دولت در اين زمينه متولي است، اصلاح‌طلبان بايد تمام تلاش خود را در حمايت دولت آقاي روحاني داشته باشند تا دولت بتواند عملكرد موثري از خود در انتخابات نشان دهد. يكي ديگر از كارهايي كه بايد انجام شود ايجاد نشاط سياسي در كشور است تا مردم در انتخابات شركت كنند. با حضور موثرتر احزاب در فضاي سياسي كشور و اقداماتي در اين زمينه مي‌توان نشاط سياسي را در كشور گسترش داد. بر همين اساس معتقدم كه اصلاح‌طلبان با آرامش، تدبير، حمايت از دولت و رسيدن به اجماع همچون انتخابات رياست‌جمهوري بايد مطالبات جنبش اصلاحات را پيگيري كنند .     منبع: روزنامه اعتماد      

راکعی: برای بهبود وضعیت آزادی بیان باید صبورانه برخورد کرد

      فاطمه راکعی در گفت و گو با ایرنا با اشاره به اینکه باید آزادی بیان باشد تا مردم بتوانند حرف زده و انتخاب کنند گفت: خوشبختانه وضعیت آزادی بیان در کشورمان نسبت به چند سال گذشته بهتر شده است، و حضور مردم در رای گیری و روی کار آمدن دولت یازدهم خط بطلانی بر دیدگاه گذشته کشید و وضعیت تغییر یافت. وی در عین حال ادامه داد: علیرغم بهبود وضعیت آزادی بیان در کشور اما هنوزهم در حد شایسته ای نیست و برخی گروهها و افراد به خود اجازه می دهند که فراتر از قانون عمل کرده و موانعی را در تمام حوزه ها از جمله آزادی بیان ایجاد کنند. دبیر کل جمعیت زنان مسلمان نواندیش افزود: این موانع در حالی است که تمام افراد جامعه می توانند در چارچوب قانون اظهار نظر کنند؛ به خصوص احزاب، نمایندگان و شخصیت ها، اما عده ای به محض اینکه منافع خود را در حوزه های اقتصا دی، سیاسی و شخصی در خطر می بینند شروع به تخطئه فرد اظهارنظر کننده می نمایند؛ آن هم به هر شکل ممکن و فراتر از قانون وعرف اقدام به تخریب شخصیت افراد می کنند. راکعی معتقد است قانون باید این موارد تخلف را رصد و مهار کند زیرا جز با انتقاد و اظهارنظر، هیچ پیشرفتی در امور کشور مورد تصور نیست. وی افزود: امثال آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و سایر بزرگان دموکراسی خواه و اصلاح طلب به هیچ وجه معتقد به خشونت و حتی درگیری لفظی نبوده و اعتقادی به حذف رقیب ندارند، بنا بر این، برای رسیدن به نقطه مطلوب در زمینه آزادی بیان باید صبورانه برخورد کرد. دبیر کل جمعیت زنان مسلمان نواندیش با اشاره به اینکه هیچ راهی برای گسترش آزادی بیان بجز راه قانون و بیان مسالمت آمیز و فرهنگی نداریم، گفت: در این مورد باید کار فرهنگی کنیم به دلیل اینکه راههای دیگر به صلاح کشور و آموزه های اصلاحات نیست.  آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار با ائتلاف اصلاح طلبان خراسان رضوی و فعالان ستادهای انتخاباتی حسن روحانی در مشهد درباره وضعیت آزاد اندیشی و آزادی بیان در کشور گفت: وضع آزادی بیان آن جور که باید باشد نیست، یک مقدار خوب شده ولی قانع نیستیم اما می فهمیم که تغییر باید بتدریج صورت گیرد و به طور کلی از انحراف هشت سال پیش داریم نجات می یابیم اما صبر هم لازم دارد.        
صفحه111 از120