خانه

  • دکترسیده زهرا شجاعی متولد 1335 شهر تهران است. وی دارای کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی و دکترای علوم سیاسی و مدیریت استراتژیک است. از
  •       فاطمه راکعی در سال ۱۳۳۳در شهر زنجانمتولد شد . او دارای کارشناسی مترجمی زبان و کارشناسی ارشد و دکترای زبان‌شناسیاست. از جمله سوابق علمی
  • شهیندخت مولاوردی در سال 1344 در شهر خوی متولد شد. وی دارای لیسانس حقوق و فوق لیسانس روابط بین الملل است. از جمله سوابق اجرایی مولاوردی می توان
  •   دکتر الهه کولایی در سال  1335در شهر تهران متولد شد . او دارای دکترای روابط بین المللاست.   از جمله سوابق اجرایی کولایی می‌توان به موارد زیر
  • دکتر الهام امین زاده در سال 1343 در شهر شیراز متولد شد. او دارای لیسانس و فوق لیسانس حقوق و دکترای حقوق بین الملل است. از جمله سوابق اجرایی
  •  دکتر اشرف بروجردی در سال ۱۳۳6 در شهر تهران متولد شد . او دارای کارشناسی روانشناسی، کارشناسی ارشد الهیات و دکترای فقه عمومی است   از جمله سوابق
  • دکترمعصومه ابتکار در سال 1339 در تهران متولد شد. او دارای لیسانس تکنولوژی پزشکی و فوق لیسانس و دکترای ایمونولوژی است. از سوابق اجرایی ابتکار می

توران ولی مراد :مشکلات ما زاییده نگاه پدر سالارانه است

      تهران-ایسکانیوز،پلاس+/ مطابق آمار و ارقام موجود, تعداد زنان تحصیلکرده و فارغ التحصیلان دانشگاهی از مردان بیشتر است. زنان با اشتیاق بیشتری درس می خوانند و کرسی های دانشگاهی را اشغال می کنند, اما سهم آن ها از صندلی های ریاستی پست های کلیدی بسیار محدود است. اگر به اطرافتان نگاه کنید, کمتر زنی را می بینید که تصدی یک پست مهم دولتی را بر عهده داشته باشد و یا بر فرض مثال بر صندلی ریاست یک دانشگاه تکیه کرده باشد. اما دلیل این اتفاق چیست؟ دلیل اینکه تا بحث اشتغال زنان پیش کشیده می شود, بسیاری از ما زنان سرزمین مان را در کسوت منشی در خاطرمان طرح می زنیم چیست؟ برای پاسخ گویی به این سئوال ها قرار است در ایسکا پلاس سلسله گفتگوهایی با مسئولین و فعالان زنان داشته باشیم تا جوابی درست برای این اتفاق همه گیر پیدا کنیم...گفتگوی اول ما با توران ولی مراد دبیر ائتلاف اسلامی زنان ومدیر مسول پایگاه “شبکه ایران زنان“ و فعال حقوق زنان است. او ضعف های حضور زنان را در پست های مدیریتی در نگاه انحصار طلبانه مردان می داند... خانم ولی مراد, چرا زنان ما در پست های کلیدی کمتر حضور دارند؟ ما پیشینه این مساله را باید دردو بخش اصلی جستجو کنیم.بخش اول این مساله به انحصار طلبی مردانه باز می گرد.در جامعه ما مردان پست های تصمیم گیر و تصمیم ساز نظام و پست هایی که موقعیت و امکانات بیشتری در اختیار دارد را به دست می گیرند و بالطبع در این حوزه ها با هم بده و بستان دارند و به زنان فرصت استفاده از این مشاغل را نمی دهند.اگر خانم ها وارد این حلقه بشوند, طبعا این امکانات در اختیار زنان به شکل چشمگیری محدود می شود. پس در ابتدا این انحصار طلبی مردان است که به زنان فرصت کار در مشاغل کلیدی را نمی دهد. نکته دوم اساسا نگرشی است که در جامعه ما حکمفرما است و بر این اساس جلو می رود که زنان نمی دانند و نمی توانند. به تعبیر دیگر این نگرش که زنان را در هر امری ناتوان می داند باعث می شود که زنان نتوانند در مشاغل کلیدی ظاهر بشوند. به نظر من اساسا مردان و زنان هنوز یاد گرفته اند که چگونه با زنان تعامل کنند. این مساله چه در خانه و روابط خانوادگی و چه در حوزه اجتماع کاملا به صورت آشکار مشهود است. تعامل با زنان به عنوان یک همسر یا عضو خانواده شاید به خوبی انجام شود,اما ما تعاملی با یک زن به عنوان یک فرد تصمیم ساز, مستقل و دارای حق رای نمی بینیم. چون هنوز آموزش درستی در این باب در کشور ما انجام نشده است. بسیاری از مشکلات ما برای این است که آموش صحیحی در بسیاری از موارد به افراد حاضر در اجتماع داده نشده است. آن ها آموزش ندیده اند که در یک جامعه اسلامی به زن چگونه می توان به عنوان یک عنصر موثر وتوانمند فعال نگاه کرد. زنان هم به دلیل همین عدم آموزشی که وجود دارد, وقتی در جامعه و یا خانواده به قدرت می رسند, سلطه گری را پیشه خود می کنند و می خواهند مرد را اسیر کنند. همین نشان می دهد که ما نیازمند یک آموزش کلی هستیم, به همین دلیل که زن ها را به پست های ارشد راه نداده و نمی دهند و در مقابل اعتراضات پیش آمده, آن ها را به سوی تحصیلات سوق می دهند تا آن ها سکوت کنند. جالب است همین الان وقتی بحث اعتراض زنان به این مساله پیش می آید, بلافاصله مطرح می شود که ما باید زنان را برای پست های مدیریتی آموزش بدهیم. چند روز پیش بود که از طرف معاونت زنان رئیس جمهور و وزارت کشور اعلام شد که می خواهند برای پست های مدیریتی زنان را آموزش بدهند. سئوال من این است که مگر مردان برای انتصاب به پست های مدیریتی آموزش می بینند؟ این اتفاق از کجا ناشی می شود؟ آیا به این نگاه دامن زده نمی شود؟ به نظر من این سرکار گذاشتن زن ها است.دوستان ما حاضر هستند که حتی زنان را بازی بدهند اما انتصاب زنان در پست های کلیدی اتفاق نیفتد.مگر مردان وزیر و معاون وزیر ما دوره مدیریت دیده اند؟ متاسفانه انگار زنان مسئول ما که در جایگاه مدیریتی قرار دارند هم فقط فرمایشی کار می کنند و همه چیز برای آن ها معنای تشریفاتی دارد.در صورتی که ما از همین دولت انتظارات بیشتری داریم و می خواهیم آیین نامه ای تصویب کنند و به واسطه این آیین نامه فرآیند حضور بیشتر زنان در مجلس را فراهم کنند و سهم زنان را در فعالیت های مدیریتی مشخص کنند. متاسفانه باید بگویم چه مردانی که در قدرت هستند و چه خانم هایی که در پست های قدرت جای می گیرند, زنان و دغدغه های آن ها را فراموش می کنند.چرا که زنان هم در پست های مدیریتی شان مجبور هستند در چارچوبی که توسط مردان مشخص شده قاعده بازی را رعایت کنند و برای حفظ صندلی خود راه زنان را دشوارتر می کنند و وقتی هم مورد انتقاد قرار می گیرند بازی دیگری را پیش می کشند. شما فکر می کنید خود زنان چقدر در این قضیه مقصر هستند؟ وقتی که یک ضعفی وجود داشته باشد, این تاثیرات منفی خود را بر روی افراد مرتبط با خود می گذارد.متاسفانه چون زنان هیچ وقت در پست های مدیریتی قرار نگرفته اند باعث می شود اعتماد به نفس این کار را هم نداشته باشند.به نظر من با باز کردن راه این ضعف ها برطرف شده و خود را بازتولید می کند.وقتی که یک مرد در ابتدا وارد یک کار مدیریتی می شود همه به او اعتماد میکنند اما زنان در همه شرایط زمانی باید خودشان را ثابت کنند.آقایان به خودشان فرصت یادگیری خدمت را می دهند اما جامعه این فرصت را به زنان نمی دهد و به همین دلیل زن ها با پذیرش پست های کلیدی به سختی کنار می آیند.به عنوان مثال در کابینه رئیس جمهوری به طور کامل از وزرای خود حمایت می کند. ولی ما تا به حال وزیر زن نداشته ایم, اما همین تعداد محدود زنان مسئول را که داریم, می بینیم امکانات کمتری از سایر وزرا دارند و با محدودیت های بیشتری هم روبرو هستند. و حتی جریان های همسو هم با آن ها مخالفت می کنند.متاسفانه این مشکلات فردی است و زاییده جامعه پدر سالاری است که در آن زندگی می کنیم.مردان خدمت را در اختیار دارند و نه تنها زن ها را به این میدان راه نمی دهند, بلکه نگرش آن ها به زنان اشکال دارد و زن را به عنوان جنس دوم نگاه می کنند. وظیفه زن ها در قبال این شرایط چیست؟ به نظر من زنان باید خودشان را در تمامی حوزه ها توانمند کنند.این توانمندی شامل توانمندی های شخصیتی و هم توانمندی در حرفه و آموزش است.البته زنان موج اول توانمند سازی یعنی آموزش رابه خوبی پشت سر گذاشته اند,موج دوم بحث توانمندی اقتصادی است که زنان در میانه راه هستن. اما موضوع سوم توانمندی در حوزه تصمیم سازی در همه امور است و زنان باید بدانند که می توانن حضور فعال مبتنی بر عقل داشته باشند. حضوربالغ حضورمبتنی بر عقل کلید حرکت زنان  است و تاثیر گذاری بسیاری دارد.اما به طور کلی در حوزه کلان با وجود مشکلاتی که در پیش رو دارند باید وحدت خود را حفظ کنند و این مهم جز با اجتماعی دیدن موضوعات زنان حاصل نخواهد شد.              

آذر منصوری: برای توسعه به مردم نیازمندیم

        آذر منصوری: برای توسعه به مردم نیازمندیم  یکی از مبانی توسعه، محور قرار گرفتن نقش انسان در تحقق و اهداف توسعه است. درواقع یکی از الزامات اساسی توسعه پایدار و متوازن توجه به قشر انسان‌ها فارغ از جنسیت، قوم، نژاد و مذهب است که در پیگیری روند توسعه نقش اساسی دارد.  بر همین مبنا کشورهایی که به توسعه دست پیدا کردند اساس خود را بر توجه به انسان‌ها و برابر دیدن آنها و ایجاد شرایط فرصت برابر برای حضور موثر در جامعه قرار دادند و آن را از الزامات اساسی حرکت به سمت توسعه دانسته‌اند. با این توضیح، اشکال اساسی در عدم دستیابی به توسعه همه‌جانبه در کشور ما را باید در همین موضوع جست‌وجو کرد و دلیلی برای آن پیدا کرد چرا که توجه به آحاد انسانی در همه عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند یک جامعه را به سمت توسعه پیش ببرد. اگر در طول تاریخ نگاهی کلی داشته باشیم و کشورهای توسعه‌یافته امروزی را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که تمامی کشورهایی که متکی به نقش افراد بودند در دستیابی به توسعه توانستند موفق باشند اما بر عکس کشورهایی که در حوزه اقتصاد به نقش انسان اهمیت نداده‌اند با مشکل مواجه شده‌اند. در اقتصادی که افراد نمی‌توانند در تولید نقش ایفا کنند و تمام درآمد کشور با پول نفت حاصل می‌شود قطعا نمی‌توان انتظار توسعه‌یافتگی داشت. همین اتکا به نفت مانع رشد سرمایه‌های ملی شده و سرمایه‌گذاری داخلی را با مشکل مواجه کرده است. از همین نظر معتقدم مهم‌ترین چیزی که باید در پی اصلاح آن باشیم توجه به سرمایه‌های انسانی است.  توجه کردن به نیروی انسانی می‌تواند باعث شود تا در تولید و بازآوری و ایجاد سرمایه‌های جدید حرکت‌های رو به جلویی داشته باشیم. ما با منبع عظیمی از سرمایه‌های انسانی روبه‌رو هستیم که هر کدام از آنها می‌تواند چرخ اقتصاد مملکت را بچرخانند و این شاخص را در کشور ما متحول کنند. باید قبول کنیم نفت یک منبع درآمد پایان پذیر است که دیر یا زود در کشور تمام می‌شود و ما را با مشکل مواجه می‌کند در صورتی که اگر این منبع به سمتی پیش رود که بتواند افراد جامعه را با خود همراه کند می‌توان امیدوار بود که به توسعه پایدار و متوازن دست یابیم.  توجه به سرمایه‌های ملی و تقویت نقش آنها در ساخت کشور موضوعی انکار ناپذیر است که در تمام کشورهای پیشرفته خود را ثابت کرده و لازم است تا در کشور ما نیز به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد.  منبع: روزنامه شهروند            

فاطمه راکعی: توسعه فرهنگی بسیار مهمتر از توسعه بخش­های دیگر است

      فاطمه راکعی: توسعه فرهنگی بسیار مهمتر از توسعه بخش­های دیگر است توسعه به راهبردها و برنامه‌های مدون شده‌ای گفته می‌شود که دولت‌ها برای رشد و پیشرفت در حوزه‌های مختلف به آن اکتفا می‌کنند و برای هر دولت مکمل و پیشبرنده برنامه‌های انجام شده از سوی دولت‌های قبلی خواهد بود. توسعه درحال‌حاضر یک نگاه جهانی به تمامی امور جوامع مختلف برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده از سوی سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزانی دارد که تمامی جنبه‌های توسعه و پیشرفت جوامع را درنظر گرفته و برای آن برنامه‌های همه‌جانبه در نظر می‌گیرند. توسعه باید در همه زمینه‌ها نگاه کلان به امور داشته باشد. بسیاری از برنامه‌ریزان در امر توسعه، رشد و پیشرفت جوامع فعلی را بیشتر معطوف به بخش‌های اقتصادی و سیاسی خلاصه می‌کنند، در صورتی که توسعه با فرهنگ شکل می‌گیرد. از نظر اهل فرهنگ و قلم، توسعه فرهنگی بسیار مهم‌تر از توسعه بخش‌های دیگر است، زیرا توسعه فرهنگی زیربنای سایر بخش‌ها است. توسعه فرهنگی، زیرساخت و مادر حوزه‌های اجتماعی و انسانی را در جوامع شکل داده و می‌دهد. زیرا فرهنگ بسترساز همه توسعه‌ها است. برای دستیابی راحت‌تر به توسعه بخش‌های دیگر باید به مفهوم فرهنگ توجه ویژه‌ای صورت پذیرد. متاسفانه در کشورهای جهان‌سوم، آن‌طور که باید و شاید به توسعه فرهنگی توجه نشده و نمی‌شود. توسعه‌فرهنگی از دیرباز محور رشد و پیشرفت حوزه‌های دیگر بوده است و کشورهای غیر توسعه‌یافته از قدیم خود را با مسأله فرهنگ و مقوله‌های مرتبط با آن همسو نساخته‌اند. بسیاری از تئوریسین‌های جهان‌سوم به فرهنگ و توسعه آن نگاه کلان نداشته و به آن اهمیت چندانی نمی‌دهند و فکر می‌کنند برای توسعه‌فرهنگی همیشه وقت هست و به پررنگ ساختن توسعه‌های دیگر از قبیل اقتصاد و سیاست به صورت تک‌بعدی نگاه ویژه‌ای معطوف دارند. اگر فرهنگ نباشد، در زمینه‌های دیگری که فکر می‌کنیم، قرار است به توسعه و پیشرفت دست یابیم، به بن‌بست تاریخی برخواهیم خورد و مسلما توسعه‌ای حاصل نخواهد شد. درحال‌حاضر برنامه‌های توسعه فرهنگی و اجتماعی کشور ما تحت‌الشعاع برنامه‌های سیاسی قرار گرفته است و فرهنگ جایگاه واقعی خود را ندارد. فرهنگ رعایت حقوق‌شهروندی که سرآغاز توسعه سیاسی است، تا چه اندازه در برنامه‌های توسعه کلان ما مدنظر قرار گرفته است؟ به یقین سیاست‌گذاری‌ها و قانون‌های فعلی نتوانسته است پاسخگوی خواست‌ها و توسعه فرهنگی و اجتماعی ما طی دهه‌های اخیر باشد. برنامه‌های تدوین شده به سمت توسعه همه‌جانبه میل ندارد و انگار افرادی که زمام امور را در دست می‌گیرند، به دنبال رسیدن به هدف نهایی نبوده و تنها به رفع مسئولیت‌های محول شده از دوش خود طی مدت تعیین‌شده‌ قانونی هستند. توسعه زمانی می‌تواند به مرحله اجرا و عملیاتی نزدیک شود که تمامی قوا و نیروی اجرا و قانون همسو با هم در راه توسعه و پیشرفت کشور گام‌های اساسی بردارند. در دهه گذشته ما به جای پیشرفت، بازگشت وحشتناکی به عقب‌ماندگی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی به‌خصوص  اجتماعی در شکل وسیع داشته‌ایم. زمانی که فرهنگ سیاسی درست تعریف نمی‌شود، بسیاری از حقوق اجتماعی و اقتصادی مردم زیرپا گذاشته شده و دیگر درصدد تأمین حقوق شهروندی  برنمی‌آیند. این امر را به عینه دیدیم و کشور به شرایط بسیار سخت بحران سیاسی و اقتصادی وارد شد و نه‌تنها توسعه‌ای حاصل نشد، بلکه از بسیاری از برنامه‌های قبلی هم عقب‌تر رفتیم. این به دلیل کمبود معلومات، اعتقادات و بی‌توجهی به راهبردهای کلانی است که در برنامه‌های توسعه‌ای برای کشور تعریف شده است و آن باز به مشکل فرهنگی بازمی‌گردد. درحال‌حاضر با تغییر دولت‌ها، دولت‌های جدید باید به هموار ساختن اشتباهات دولت قبل زمان و صرف هزینه‌ای مضاعف به مرحله قبل از آن نزدیک شوند. اگر به دوره قبل از انقلاب نگاه کنیم، مسلما نباید، منتظر توسعه فرهنگی باشیم، زیرا این انقلاب، جنبش فرهنگی بود. ما در قبل از انقلاب در حوزه فرهنگی مشکل داشتیم، اما بعد از انقلاب که نهادها مستقر شدند، دیگر در این زمانه برنمی‌تابد، شاهد این همه کمبود توسعه، به‌خصوص کمرنگ بودن توسعه فرهنگی باشیم. انقلاب صورت گرفت تا به آرمان‌های فرهنگی خود دست یابیم. اما در این چند ‌سال اخیر به دلیل اعمال سلیقه‌های سیاسی نابخردانه، فرهنگ و توسعه فرهنگی به شکل وسیعی به خطر افتاد. دیگر سیستم طایفه‌مداری جوابگوی شرایط فعلی نیست و باید به جبران این همه خسارت‌های وارد شده به اصلاح جدی در بخش‌های مهم فرهنگی و اجتماعی در اسرع وقت پرداخته شود.   فرهنگ اجتماعی در صورتی که توسعه یابد، سایر بخش‌ها به تبع آن ساخته می‌شوند و حقوق اجتماعی و شهروندی مردم تأمین خواهد شد. اکنون که در مرحله گذار از دوران پر اشتباه گذشته هستیم باید با احترام به نهادهای مردمی و پایبندی به قانون درصدد تحقق حقوق اجتماعی و فرهنگی مردم باشیم. باید فارغ از هر نوع نگاه جناحی، فرقه‌ای و... مشی برابری و یکسان‌بودن حقوق‌اجتماعی همه افراد را در جامعه بسط دهیم و این تنها با توسعه فرهنگی امکان‌پذیر است. وظیفه صداوسیما این است که با ساخت و پشتیبانی از برنامه‌های فرهنگی در راه توسعه کشور سهم واقعی خودرا بپردازد در صورتی که تاکنون به این وظیفه به‌درستی عمل نکرده است. همچنین جامعه نخبگان و رسانه‌ها باید برای تحقق این مهم با زیر پوشش قراردادن برنامه‌های توسعه به بازبینی مجدد آنها در کنار دولت کمک شایان‌توجهی داشته باشند تا مسیر به اشتباه رفته سال‌های اخیر در امر توسعه به جایگاه واقعی خود بازگردد. منبع: روزنامه شهروند      

آذر منصوری:نتیجه‌ای که دور از انتظار نبود

  آذر منصوری: : یک‌سال از فعالیت دوره چهارم شوراهای اسلامی شهر و روستا می‌گذرد. انتخاب هیات‌رییسه جدید شورای شهر تهران در دهم شهریور، واکنش‌های متعددی را به همراه داشت. بخش عمده این واکنش‌ها نیز به‌دلیل تغییر ترکیب هیات‌رییسه جدید شورا نسبت به یک‌سال گذشته بود. در یک چرخش ۱۸۰درجه‌ای ریاست شورا از اصلاح‌طلبان به اصولگرایان واگذارشد؛ اصلاح‌طلبانی که در یک سال گذشته توانسته بودند، با جلب نظر برخی از افراد مستقل شورا، هیات‌رییسه را از آن خود کنند. واکنش‌ها نیز تاکنون از جنس آسیب‌شناسی این اتفاق و دلایل ازدست‌دادن اکثریت از جانب اصلاح‌طلبان مطرح بوده است. این واکنش‌ها عمدتا حول دو محور عمده متمرکز شده است. اول نحوه بستن فهرست اصلاح‌طلبان و زیر سوال‌ بردن کسانی که مبادرت به تنظیم و ارایه آن کرده‌اند. بالطبع اولین واکنش محتمل نیز غیر از این نمی‌تواند باشد، که به راستی معیار و میزان برای ارایه این فهرست چه بوده و بر اساس چه شاخص‌هایی این افراد در فهرست اصلاح‌طلبان قرار گرفتند؟ دوم نحوه اداره شورا توسط اصلاح‌طلبان در یک‌سال گذشته است که بیشترین نقد نیز متوجه رییس این شوراست و سوال نیز این است که به چه دلیل یا دلایلی احمد‌مسجد‌جامعی نتوانسته است، بر‌ای حفظ و تداوم این اکثریت اقدام موثری را انجام دهد؟ چراکه اصولگرایان از این خلأ استفاده کرده و اکثریت را از آن خود کردند و برکرسی‌های هیات‌رییسه شورا تکیه زدند. این نوشتار بر آن است تا ضمن آسیب‌شناسی این اتفاق نقدی نیز به نقدهای موجود داشته باشد.  پس از قانونی‌شدن همزمانی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا همه گمانه‌زنی‌ها بر کم‌اهمیت جلوه‌دادن این نهاد منتخب خرد دموکراتیک دلالت می‌کرد. در چنین حالتی محتمل‌ترین صورت ممکن آن بود که انتخابات شورا‌ها تابعی از انتخابات ریاست‌جمهوری خواهد شد. به تعبیر دیگر این همزمانی موجب خواهد شد که حضور یا عدم حضور جریان‌های سیاسی در انتخابات شوراها وابستگی مستقیم به انتخابات ریاست‌جمهوری پیدا کند. به بیان دیگر تمرکز روی انتخابات ریاست‌جمهوری به حدی بود که انتخابات شوراها را تحت‌الشعاع خود قرار داد. بر همین مبنا در زمان ثبت‌نام کاندیداهای شورای شهر بسیاری با دید تردید به این انتخابات نگریستند. دلیل هم روشن بود. اصلاح‌طلبان تا زمان اعلام تایید صلاحیت کاندیداهای ریاست‌جمهوری تکلیفشان برای حضور نامعین بود. این تردید موجب شد بسیاری از چهره‌هایی که انتظار می‌رفت برای انتخابات شورا ثبت‌نام کنند پای به میدان نگذارند. تعداد بسیاری از کسانی که ثبت‌نام کرده بودند نیز توسط هیات‌های اجرایی دولت دهم و تایید هیات نظارت مجلس شورای اسلامی ردصلاحیت شدند و عملا از حضور در رقابت انتخاباتی باز ماندند. از مجموع ۱۱۰ نفر، کسانی که ثبت‌نام کرده بودند، نزدیک به نیمی از آنان که عمدتا در صورت حضور در این رقابت می‌توانستند با تبلیغات کمتری در مقایسه با نیروهای ناشناخته به شورا راه یابند، از گردونه رقابت حذف شدند. این در حالی بود که کاندیدای اصلی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز که شورای نگهبان او را فاقد صلاحیت دانسته بود مجوز حضور در انتخابات را به دست نیاورد. اما تصمیم اصلاح‌طلبان مبنی بر اجماع عارف و روحانی موجب تحرک بیشتر اصلاح‌طلبان برای انتخابات شوراها شد. در فاصله‌ای اندک و پیوند‌خورده با انتخابات ریاست‌جمهوری اصلاح‌طلبان توانستند با حداقل امکانات در مقایسه با رقیب خود، نزدیک به نیمی از کرسی‌های شهر تهران را از آن خود کنند. ضمن اینکه تقریبا همه اعضای علی‌البدل نیز از این فهرست بودند. غالب گمانه‌زنی‌ها نیز حاکی از آن بود که چنانچه اصلاح‌طلبان امکان بیشتری برای تبلیغ داشتند می‌توانستند اکثریت شورا را از آن خود کنند. پس از آن اصلاح‌طلبان منتخب در شورای شهر تهران با جلب نظر اعضای مستقل شورا، هیات‌رییسه را از آن خود کردند و پیش‌بینی محتمل پس از این اجماع آن بود که در انتخاب شهردار تهران نیز این اکثریت به کمک آنان خواهد آمد. کاندیدای اصولگرایان مشخص بود اما اصلاح‌طلبان در معرفی نامزد خود برای شهرداری تهران از یکدستی به‌وجودآمده برای انتخاب هیات‌رییسه برخوردار نبودند. آنها محسن هاشمی را در مقابل قالیباف قرار دادند و همین مساله، اجماع و اتفاق اصولگرایان را برای رای به قالیباف دوچندان کرد. گزینه‌ای کاملا سیاسی در مقابل گزینه سیاسی دیگر. به باور بسیاری از تحلیلگران، خطای فاحش اصلاح‌طلبان در معرفی گزینه‌ای با این مختصات برای تصدی شهرداری تهران اولین شکست آنها را در این دوره شورای شهر رقم زد. بنابر همین تحلیل، چنانچه فردی از مدیران باسابقه مدیریتی موفق و البته غیرسیاسی‌تر به‌عنوان گزینه تصدی شهرداری از جانب اصلاح‌طلبان مطرح می‌شد نه‌تنها ائتلافی به این گستردگی در مقابل آنان ایجاد نمی‌شد بلکه می‌توانستند مانند موفقیت در کسب ریاست شورا، شهرداری را نیز به‌سمت مدیریت غیرسیاسی هدایت کنند؛ شهرداری که سال‌هاست با آفت سیاست‌زدگی مواجه شده و همین رویکرد، مانع از نظارت صحیح و نقش تاثیر‌گذار شورای شهر بر عملکرد آن شده است. کلانشهری که روزبه‌روز بر مشکلات لاینحلش افزوده می‌شود. فارغ از توانایی در اداره شهر تهران که در کاندیدای موردنظر آنان یعنی محسن هاشمی به چشم می‌خورد، وجه غالب او وجه مدیریتی نبود بلکه سبقه سیاسی و وابستگی خانوادگی او توان مدیریتی او را تحت‌الشعاع خود قرار داد و ائتلاف مخالفان و رقبای سیاسی آنان و حتی برخی از اعضای به ظاهر اصلاح‌طلب شورای شهر را رقم زد. با شکل‌گیری این ائتلاف، عملا اصلاح‌طلبان اکثریت را از دست داده و در فراکسیون اقلیت شورای شهر تهران جای گرفتند. چنانچه این اتفاق در کلانشهری مانند تهران به‌درستی بررسی و آسیب‌شناسی نشود، بنابراین نمی‌توان پیش‌بینی محتملی از رویدادها و اتفاقات پس از آن داشت. تصاحب کرسی شهرداری تهران بهترین امتیازی بود که رقبای اصلاح‌طلبان شورای شهر تهران به دست آوردند و همین امتیاز کافی بود تا با خیالی راحت برای هیات‌رییسه دوره بعد، این یک سال را پشت‌سر بگذارند. با انتخاب شهردار کلانشهری مانند تهران و پس از آن کمیسیون‌های شورای شهر که یکی پس از دیگری در اختیار اصولگرایان و نیروهای ائتلافی مستقل آنان قرار گرفت به طور قطع می‌توان برآورد روشن و دقیق‌تری از میزان اختیار هیات‌رییسه شورا در تصمیم‌گیری‌ها و به‌خصوص نظارت بر عملکرد شهرداری به دست آورد. به طور کلی، ریاست نهادی دموکراتیک مانند شورای شهر با ریاست یک نهاد اجرایی از زمین تا آسمان تفاوت و فاصله دارد. رییس شورا مسوول اجرا و پیگیری مصوبات شوراست که با رای اکثریت به تصویب می‌رسد. اما نقد دیگری که به اصلاح‌طلبان شورا وارد است عدم ارتباط هدفمند و منسجم آنان نه‌تنها با شهروندانی است که به فهرست آنان رای داده‌اند بلکه همه شهروندانی است که به هر حال فارغ از گرایش سیاسی می‌توانستند با نمایندگان خود در خردترین نهاد منتخب دموکراتیک ارتباط برقرار کنند و به آنان بدون واسطه از مشکلات شهرشان بگویند و نمایندگان نیز از مشورت و راهنمایی آنان بهره گیرند.  فارغ از اینکه فراکسیونی در یک نهاد منتخب دموکراتیک در جایگاه اکثریت یا اقلیت باشد، توجه به این مساله مهم است. می‌توان با شهروندان سخن گفت، آنها را به مشارکت هرچه‌بیشتر در حل چالش‌های کلانشهر تهران دعوت کرد، عملکرد شهرداری را با همین ظرفیت به چالش کشید، می‌توان پرسشگری را تقویت کرد و می‌توان با بهره‌گیری از این ظرفیت بی‌بدیل، با رویکردی غیرسیاسی و بیشتر اجتماعی، برای تقویت نهال دموکراسی استفاده کرد، فرصتی سه‌ساله که پیش‌روی نمایندگان ما در شورای شهر تهران است. منبع: خبرگزاری عطر یاس            

دیدار برخی از اعضای شورای مرکزی جمعیت زنان مسلمان نواندیش با خانم پری صابری

برخی از اعضای شورای مرکزی مرکزی جمعیت زنان مسلمان نواندیش با حضور در تالار وحدت با خانم پری صابری دیدار کردند و از نمایش باغ دلگشا دیدن کردند.  باغ دلگشا نمايشي از پري صابري همانند نمايش ترانه­هاي محلي از محمد رحمانيان بر محور موسيقي استوار است. و بخش مهمي از کار اين نمايش را گروه موسيقي برعهده دارد. در باغ دلگشا آهنگساز در خانه­اش آهنگسازي نکرده است بلکه آهنگسازي اين­کار در حين تمرين و اجرا تکميل شده است و اين يکي از ويژگي­هاي نمايش باغ دلگشاست. عليرضا شجاع نوري بازيگر و تهيه کننده سينما در اين نمايش نقش سعدي را بازي کرده است.

منصوری : عملکرد فراکسیون زنان در مجلس تناسبی با مطالبات زنان ندارد

آذر منصوری در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا در ارزیابی عملکرد فراکسیون زنان مجلس اظهار داشت: متاسفانه عملکرد فراکسیون زنان در مجلس تناسبی با خواست و مطالبات زنان امروز جامعه ندارد و یا حداقل بخش قابل توجهی از زنان جامعه امروز ما را راضی نمی‌کند. این فعال حوزه زنان ادامه داد: متاسفانه لوایح مرتبط با حوزه زنان نیز که به مجلس ارائه می‌شود، بدون در نظر گرفتن مطالبات، نیاز‌ها،مشکلات و چالش‌های پیش‌روی جامعه زنان است که نمونه مشخص آن طرح کاهش ساعت کاری زنان بود که علی رغم اینکه انتقادات زیادی به این طرح وارد شد، اما متاسفانه این طرح به تصویب رسید. منصوری تصریح کرد: نه تنها شاهد چنین مصوباتی در مجلس هستیم، بلکه در سایر مسائل مربوط به زنان هم که به هر حال به مجلس ارتباط پیدا می‌کند، شاهد واکنش قابل توجه و تاثیرگذاری ازجانب نمایندگان زنان به ویژه در نطق‌های میان دستور نیستیم. به گفته وی نه تنها حضور زنان در مجلس به لحاظ کمی نگران کننده است، بلکه به لحاظ کیفی نیز انتظاراتی که در جامعه زنان وجود دارد، آن طور که باید از سوی نمایندگان زن مجلس پیگیری نمی‌شود.

راکعي : تنها راه برطرف شدن اختلاف‎‏ها در جامعه اجرای قانون است

راکعی با اشاره به اختلاف‌ها در کشور گفت: من فکر می‌کنم تنها موضوعی که در سال‎های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به خصوص در 8 سال گذشته به اختلافها در دامن‎ زده‎ و مهمترین عامل شکاف در جامعه شده است رفتارهای فراقانونی برخی افراد و عدم برخورد قانونی بعد از ارتکاب اعمال فراقانونی از سوی مراجع ذی‌ربط بوده است. فاطمه راکعی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا، با اشاره به تأکیدات مقام معظم رهبری و رییس‎جمهوری کشورمان منبی بر لزوم وحدت در جامعه ابراز کرد: برخی از موضوعات مانند تعریف نشدن جرم سیاسی اختلاف ها در جامعه را نیز تشدید کرده است. دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش با اشاره به طرح جرم سیاسی افزود: علاوه بر اینکه تصویب طرح جرم سیاسی می‎تواند به کاهش اختلافات در جامعه کمک کند، مجریان این قانون و نظارت بر آن بسیار مهم است. وی گفت: همه افراد جامعه وظیفه دارند تا از قانون اطاعت کنند و باید با فرد یا افرادی که اطاعت نمی کنند به صورت ریشه ای برخود کرد. راکعی با بیان اینکه قانون در جامعه نیاز دارد تا به روز شود، گفت: برای به‎روز شدن قانون در کشور باید امکان نقد اصولی وجود داشته باشد تا کشور بهترین قوانین را برای اجرا داشته باشد. داشتن قانون خوب و روزآمد حق مسلم مردم جامعه است. وی با اشاره به دلایل پیدایش شکاف در میان جریان‎های سیاسی یادآور شد: برخی از جریانات موضوعات سیاسی را با موضوعات اعتقادی مخلوط می‎کنند. این موضوعات بیشترین تنش و دلخوری را با اصحاب فکرهای مختلف در جامعه ایجاد کرده است. وی ادامه داد: این موضوع در 8 سال گذشته باعث شد تا شکافهای فکری، سیاسی و حتی عقیدتی را در جامعه شاهد باشیم که در سالهای پایانی دولت دهم این اختلافات به اوج خود رسید. راکعی افزود: اگر در سال‎های اخیر درایت مسئولان تراز اول جامعه و بزرگانی مانند حجت‎الاسلام سیدمحمد خاتمی نبود اختلافات بسیار شدیدتر از این می‎شد تا جایی که احتمال برخورد فیزیکی در جامعه قوت می‎گرفت. وی با اشاره به صحبت‎های حجت‎الاسلام خاتمی در باره آرامش سیاسی در جامعه اظهار کرد: خاتمی همیشه بر روی امنیت ملی که بزرگترین سرمایه نظام است، تاکید دارد و همشه به جوانان این موضوع را یادآوری می کند. وی با اشاره به جریان افراط و تفریط در جامعه گفت: در کشور ما عده هستند که همیشه با تئوری یا ما یا هیچ زندگی می کنند که انقلاب اسلامی بیشترین ضرفه را همیشه از همین افراد خورده است. راکعی با اشاره به کنار گذاشتن جریان اصلاحات در جامعه از دستگاه‎های اجرایی و مدیریتی ابراز کرد: در چند سال گذشته جریان تندرو در جامعه اصلاح‎طلبانی را که معتقد به قانون اساسی و چارچوب نظام بودند با بدترین الفاظ مورد خطاب قرار دادند و تهمت‌های زشتی را به آنان زدند که هیچ گاه از سوی هیچ نهادی این موضوعات پیگیری نشد. وی با بیان روایتی از امام حسین(ع) که می فرمایند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»، ابراز کرد: برخی در جامعه سعی دارند خود را حق و دیگران را ناحق نشان دهند. آن گروه تندرو معتقد هستند که هدف وسیله را توجیه می‎کند و سعی می کنند همه جریان ها و افراد به غیر از خود را ناحق نشان دهند. وی با اشاره به موضوع وحدت در جامعه اظهار کرد: وحدت موضوعی است که مورد تأکید مقام معظم رهبری و رییس‎جمهوری قرار دارد. وی با اشاره به اینکه همواره رهبر معظم انقلاب و رییس‎جمهوری بروحدت تأکید می‎کنند، افزود: جامعه در شرایط فعلی نیاز به وحدت دارد اما وحدت از روشهای فراقانونی به وجود نمی‎آید. وی با اشاره به پیدایش داعش در منطقه گفت: این گروه تروریستی یک گروه افراطی در منطقه است که با انحرافات اسلامی خود، اسلام هراسی را در سراسر جهان به وجود آورده است. حرکتهای افراطی همیشه در جامه پاسخ عکس می‎دهند و باعث می‎شود که مردم از مسولان جامعه فاصله بگیرند. وی در پایان اشاره کرد: تنها راه برطرف شدن اختلاف‎ها در جامعه اجرا شدن قانون و تعریف و مجازات جرم‎هایی مانند جاسوسی، تهمت، دروغ، ناسزا و غیره است. تا زمانی که این موضوعات روشن نشود اختلافات در جامعه باقی می­ماند  

مگربانوان ما راه استقرار عفاف و گسترش حجاب را بلد نيستند؟

      گزيده ي اظهارات رئيس جمهور در هشتمين سفر استاني در جمع نخبگان در مشهد با وحدت، انسجام، جهاد و تلاش بر مشكلات فائق خواهيم شد و براي حل معضلات اين كشور حتي فساد، كليدي بهتر از علم و فناوري نيست. مقاله مي‌نويسيم، مي‌فرستيم و چاپ مي‌كنند، ما هم استاديار، استاد تمام مي‌شويم و بسيار هم كلمه استاد تمام براي كساني كه در مسير علم و دانش هستند، لذت دارد. حداقل براي اينكه نشان دهند كه كار و تلاش كردند و زحمت كشيدند البته به شرط اينكه فساد در اين داستان نباشد. ما در اين دولت به برخي فسادها برخورديم كه شگفت‌آور است، «قديم‌ها مي‌گفتند آدم بعضي چيزها مي‌بيند شاخ در مي‌آورد، مي‌گفتيم مگر آدم شاخ هم در مي‌آورد؟ اما اكنون مي‌بينيم برخي موضوعات آنچنان به مغز فشار مي‌آورد كه گويي دو شاخ در حال درآمدن است و معلوم است كه مثال‌هاي ايراني بي‌ربط نبوده است؟ آخه براي استاد و بورسيه شدن هم تقلب؟ از طرف مي‌پرسند آقا نمره ات چند است؟ مي‌گويد؛ ‌اي بنويس ديگه 12- 14- 15، آقا بگو نمره ات چقدر است، نمره‌يي مي‌گويد كه بعد معلوم مي‌شود گفتارش... البته ممكن است كم حافظه‌گي و گرفتاري زمانه باعث شده باشد وگرنه بعيد است كسي كه در مسير استادي است، بخواهد تقلب كند.» «واقعا ما دچار حيرت شديم كه چرا؟ حالا رانت مي‌گويند در برخي زمينه‌هاي اقتصادي، مالي و پولي كه البته همه آنها بد است اما آدم بخواهد استاد فرزندان مردم شود با تقلب؟ بخواهد در اين كشور معلم شود كه شاگرد تربيت كند كه آن شاگرد كشور را نجات دهد آن هم در شرايط حصر اقتصادي و مبارزه با استكبار جهاني و با شعارهاي بسيار بلند و پرطمطراق، بعد در آن تقلب دربيايد و بعد عده‌يي بنويسند سرگشاده و غيرسرگشاده و تهديد كنند؟ مگر اين دولت از تهديد مي‌ترسد؟» من امروز در محضر شما فرهيختگان، بزرگان، اساتيد و در محضر مولاي‌مان امام هشتم(ع) كه روح او ناظر و روز ميلاد او است، خدمت شما به صراحت عرض مي‌كنم، هر آنچه كه در راه مبارزه با فساد لازم باشد و در راه توسعه اين مملكت نياز باشد، اين دولت از هيچ كسي و هيچ قدرتي نخواهد ترسيد. لابد شما مي‌گوييد چرا نمي‌ترسيد، ديگران چيزهاي بسيار دارند كه مي‌توانند شما را تهديد كنند و چرخ دولت شما را از گردش بيندازند؟، من به شما خواهم گفت اينچنين نخواهد شد، چرا؟ زيرا تا روزي كه اكثريت قاطع مردم هوشيار و بيدار اين سرزمين با دولت و در كنار دولت هستند، اين دولت موفق خواهد بود. اگر هم يك زماني مردم در كنار اين دولت‌ها نباشند، آن قدرت‌ها هم نباشند ما موفق نخواهيم بود، موفقيت ما در سايه حمايت، حضور و تلاش مردم و البته لطف پروردگار و عنايت حق كه او اصل و همه‌چيز است. آن روزهاي نخست كه انتخاب شده بودم برخي به من مي‌گفتند، اين تصور خام است كه شما فكر كنيد مدت چهار سال مي‌توان كاري كرد؟ آنچنان چاه‌ها براي شما كنده‌اند كه از اين چاه به آن چاه و از آن چاه به چاهي ديگر مي‌رويد و اصلا به جاده نمي‌رسيد كه بخواهيد حركت كنيد. دانشمندان، دانشگاهيان و اهل نبوغ ما بايد بدانند و طرح علمي بدهند، فساد با شعار درست نمي‌شود، اينكه داد بزنيم و دادگاه درست كنيم و عده‌يي را بگيريم، درست نمي‌شود. مبارزه با فساد طرح علمي نياز دارد. آيا راه عفاف براي بانوان ما «ون» است؟ فكر مي‌كنيم تعالي بخشيدن جامعه، ون و ميني‌بوس و پاسبان و سرباز است، با اينها فرهنگ درست نمي‌شود. راه ارتقاي فرهنگ با علما، بزرگان و حوزه‌ها، محققين و اساتيد دانشگاهي است، چگونه ما تشويق مي‌كنيم، يعني راه عفاف براي بانوان ما «ون» است؟ راه ديگري نداريم؟ خود بانوان ما كه فرهيختگان جامعه هستند، دانشگاهي، محقق و اساتيد دانشگاهي هستند، خودشان براي استقرار عفاف در اين جامعه و گسترش حجاب آيا راه بلد نيستند؟ هم‌اكنون وزير كشور كه مسوول اين كار است در جمع ما نشسته است، به ما مي‌گفتند آدم اگر يك چيزي را تجربه كرد و نشد، فردا ديگر نبايد عين آن را انجام دهد بايد يك جوري آن را اصلاح كنيم. ما بايد براي ارتقاي اخلاق، نشاط در جامعه و نحوه رفتار با جوانان جامعه(پسر و دختر) راه علمي بيابيم، مدام مي‌گويند دختر و پسر را جدا كنيم؟ در يك زماني در اول انقلاب يك آقايي به من گفت اين پياده‌رو خيلي مشكل دارد، گفتم چرا؟ گفت: زن و مرد در يك پياده‌رو راه مي‌روند و تنها راهش ديوار است و بايد وسط ديوار بكشيم، گفتم پس لطفا ديوارش كوتاه باشد ما بتوانيم افراد را پيدا كنيم واقعا با اين حل مي‌شود؟ در اول انقلاب كه دانشگاه افتتاح شده بود يك عده در دانشگاه تهران دنبال كشيدن ديوار در كلاس بودند، تا دختر و پسر جدا شوند، زماني كه امام(ره) اطلاع يافت، عصباني شد و به آنان نهيب زد كه اين كارها چيست‌؟ اينها هو كردن اسلام و سخيف كردن موازين اسلام است و چيز ديگري نيست. دين ما، دين مشكلات و سختي‌ها نيست، اين همه پيچيدگي ندارد، براي اين موضوعات راه‌حل درست و علمي پيدا كنيم، البته جامعه ما حجاب و عفاف مي‌خواهد، اين همه عاشقان علي بن موسي الرضا(ع) و اهل بيت(ع)، اين همه عاشقان وجود دارد، اخلاق و عفاف به نفع همه ما است، استحكام خانواده‌هاي ما را حفظ مي‌كند، قرآن، فلسفه حجاب را امنيت ذكر مي‌كند. حجاب براي اين است كه امنيت براي خانم‌ها ايجاد كند، معلوم است همه امنيت مي‌خواهند، شما هم دلت مي‌خواهد اگر دختر خانمت بيرون مي‌رود تا زماني كه برمي‌گردد امنيت داشته باشد، آن دختر خانم هم دلش مي‌خواهد وقتي بيرون مي‌رود كسي او را اذيت نكند و اين طبيعي است، منتها راهش چيست؟ خداوند به ما امر كرده كه آمر به معروف و ناهي از منكر باشيم، اما اگر در يك جامعه‌يي مساله معروف بودن مورد خدشه قرار گرفت اول بايد آن را درست كنيم. والله و با‌الله در عصر و دنياي ما، راهي جز اقناع نسل جوان نداريم؛ با زور نمي‌شود بياييم اينجا يا آنجا را ببنديم، نمي‌شود؛ دو چيز ياد گرفته‌ايم؛ ديوار و فيلتر، كه فكر مي‌كنيم، با اين حل مي‌شود. خب شما فيلتر درست مي‌كنيد اون مي‌رود فيلترشكن درست مي‌كند. حل نمي‌شود اين مسائل چرا كه اگر حل مي‌شد تاكنون حل شده بود. دولت دست نياز به شما دراز مي‌كند؛ براي امور فرهنگي و براي امور اقتصادي دولت كار فرهيختگان را مي‌خواهد. كسي كه مريض مي‌شود چه كار مي‌كنيم؟ مريضي با فيلتر، ديوار و ون حل نمي‌شود؛ مريض را به متخصص مي‌بريم و بعد راه‌حل مي‌يابد؛ يعني اول بيماري را شناسايي مي‌كند و بعد دارو مي‌دهد؛ پس هر كاري راه علمي دارد. اگر سلامت راه علمي دارد پس فرهنگ، اقتصاد و مبارزه با فساد هم راه علمي دارد. اقتصاد دولتي، اقتصادي ناكارآمد است كه روح و جان ندارد و كارها بايد به بخش خصوصي و مردم واگذار شود.   منبع: خبرگزاري ايسنا          

تبريک جمعيت زنان مسلمان نو انديش به رخشان بني اعتماد

سرکار خانم رخشان بني اعتماد   کسب جايزه بهترين فيلمنامه در جشنواره فيلم ونيز براي فيلم قصه ها را به شما بانوي هنرمند تبريک مي گوييم.   جمعيت زنان مسلمان نو انديش  

رخشان بنی اعتمادجایزه بهترین فیلمنامه هفتاد و یکمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز را بخاطر فیلمنامه «قصه‌ها» دریافت کرد.

اثر این کارگردان ایرانی در آیین پایانی جشنواره فیلم ونیز که شب شنبه در تالار سالاگرانده کاخ سینما در لیدو ونیز ایتالیا برگزار شد در میان ۲۰ فیلمنامه برتر شناخته شد.‏همچنین علاوه بر رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفی نیز جایزه برترین فیلمنامه را کسب کرد .‏بنی اعتماد در آخرین ساخته خود با گردآوری همه شخصیت‌های اصلی فیلم‌های پیشین خود از «خارج از محدوده» تا «خون بازی» روایتی از تهران امروزی را در پس سرنوشت شخصیت‌های خود جای داده است. قصه‌ها روایت هفت قصه است که از زبان شخصیت‌های فیلم‌های بنی اعتماد روایت می‌شود.‏در این فیلم گلاب آدینه، مهدی‌هاشمی، فاطمه معتمدآریا، فرهاد اصلانی، باران کوثری، پیمان معادی، حبیب رضایی، نگار جواهریان، عاطفه رضوی، شاهرخ فروتنیان، بابک حمیدیان و حسن معجونی نقش آفرینی می‌کنند.‏این فیلم در سال ۹۰ ساخته شد و با حضور در جشنواره فیلم فجر مجوز پخش را دریافت کرد.  منبع: خبرگزاري ايرنا
صفحه108 از116