•       فاطمه راکعی در سال ۱۳۳۳در شهر زنجانمتولد شد . او دارای کارشناسی مترجمی زبان و کارشناسی ارشد و دکترای زبان‌شناسیاست. از جمله سوابق علمی
  • دکترسیده زهرا شجاعی متولد 1335 شهر تهران است. وی دارای کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی و دکترای علوم سیاسی و مدیریت استراتژیک است. از
  • دکتر الهام امین زاده در سال 1343 در شهر شیراز متولد شد. او دارای لیسانس و فوق لیسانس حقوق و دکترای حقوق بین الملل است. از جمله سوابق اجرایی
  •   دکتر الهه کولایی در سال  1335در شهر تهران متولد شد . او دارای دکترای روابط بین المللاست.   از جمله سوابق اجرایی کولایی می‌توان به موارد زیر
  • شهیندخت مولاوردی در سال 1344 در شهر خوی متولد شد. وی دارای لیسانس حقوق و فوق لیسانس روابط بین الملل است. از جمله سوابق اجرایی مولاوردی می توان
  •  دکتر اشرف بروجردی در سال ۱۳۳6 در شهر تهران متولد شد . او دارای کارشناسی روانشناسی، کارشناسی ارشد الهیات و دکترای فقه عمومی است   از جمله سوابق
  • دکترمعصومه ابتکار در سال 1339 در تهران متولد شد. او دارای لیسانس تکنولوژی پزشکی و فوق لیسانس و دکترای ایمونولوژی است. از سوابق اجرایی ابتکار می

نشست جمعیت زنان مسلمان نو اندیش به مناسبت بزرگداشت روز جهانی معلم

به مناسبت بزرگداشت روز جهانی معلم، کمیته فرهنگیان جمعیت زنان مسلمان نو اندیش برگزار می کند موضوع: آسیب شناسی تحلیلی مسائل آموزش و پرورش سخنران: دکتر اسدالله مرادی زمان: روز یکشنبه 20 مهرماه ساعت 16/30 تا 18/30 بعداز ظهر مکان: فاطمی غربی- خیابان شهید اعتمادزاده- خیابان گردآفرید- پلاک 18- طبقه سوم

کولایی:توافق در مذاکرات هسته ای جایگاه ایران را در منطقه ارتقای خواهد بخشید

     

پاسخ دکتر الهه کولایی به یاد داشت آقای اکرمی در مورد "اشتغال زنان در کافی شاپ ها و سفره خانه­ ها"

 

فاطمه راکعی:مدعیان فرهنگ در دوره احمدی‌نژاد ساکت بودند

      آفتاب- سرویس سیاسی: این نماینده مجلس ششم در ارزیابی حرکت گروه‌های تندرو به خبرنگار آفتاب گفت: من تعجب می‌کنم چرا آقایان مدعی و دلسوز در هشت سال گذشته سکوت کرده بودند مگر در هشت سال گذشته وضعیت حجاب از حالا بهتر بوده که با آمدن آقای روحانی این وضعیت‌بدتر شده باشد؟ مسلما چنین نیست. متاسفانه این افراد مسائل فرهنگی را با مسائل سیاسی گره زده‌اند چون در هشت سال گذشته سکوت کرده و چشم خود را به بسیاری از مسائل بسته‌اند» راکعی حرکت‌های فراقانونی را محکوم کرده و گفت: «دغدغه  دین و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف هم برای مردم و هم برای مسئولان کشور وجود دارد. رئیس‌جمهور نظام جمهوری اسلامی هم به امور دینی اشراف دارد و هم فردی حقوقدان است و بنابراین ارزش‌های دینی و اخلاقی برای وی نیز حائز اهمیت است منتها عده‌ای تمایل دارند فراتر از قانون حرکت کرده و بنا به دلایل سیاسی  زمینه تضعیف دولت را فراهم کنند.»  فاطمه راکعی به مراتب امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده و گفت: «علاوه بر این مسائل نگاه‌های قیم‌مابانه و مردسالارانه همیشه به زنان وجود داشته است. عده‌ای هنوز فکر می‌کنند باید با زبان تحکم با زنان سخن بگویند. حال آنکه تجربه ثابت کرده است رفتارهای اینچنینی هیچ‌گاه نتیجه‌بخش نبوده و بر عکس زمینه بی‌توجهی و لجبازی را در افراد به وجود می‌آورد. بنابراین می‌توان با فعالیت‌های اثربخش و مفید زمینه علاقه به حجاب و عفاف را در مردم ایجاد کرد»  راکعی تاکید کرد: «برخی از افراد و گروه‌ها درصدد هستند با برخی رفتارها و برخی ادبیات اقتدار خود را به زنان نشان دهند و یا ممانعت‌هایی را برای حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی ایجاد کنند. این افراد باید در نظر بگیرند با تاسیس جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) زمینه فعالیت‌های اجتماعی زنان و حضور آنان در عرصه‌های گوناگون اجتماعی فراهم شده است و این حضور مفید و چشمگیر برگشت‌ناپذیر است»        

فاطمه راکعی : ایران در هماهنگی با ملت‌های منطقه نقش موثری در سرکوب داعش دارد

  فاطمه راکعی در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به این‌که بسیار به موقع و لازم بود که رئیس جمهور ایران در سازمان ملل پیرامون موضوع افراطی‌گری های منطقه سخن بگوید، افزود: در تلاش برای ایجاد صلاح در منطقه دولت مردان و مسئولان ایران باید وحدت و هم دلی در داخل را مدنظر قرار دهند. این فعال سیاسی با بیان این‌که کشور ایران ماهیتی چند صدایی دارد واین مطلب در صورت رفتار دولت دولتمردان و سیاسیون یک نعمت خواهد بود،‌ تصریح کرد: اگر بتوانیم در داخل به وحدت و اتحاد مدنظر حضرت امام (ره) از دیرباز و خواسته امروز رهبری و رئیس جمهور برسیم ، خواهیم توانست نوعی هم صدایی در جامعه ایجاد کنیم البته مقصود از هم صدایی،‌تک صدایی نیست؛ چرا که طی دولت‌های نهم و دهم شاهد آثار منفی و مخرب تک صدایی در کشور بوده‌ایم. دبیرکل جمعیت مسلمان نواندیش خاطر نشان کرد : مقصود از هم صدایی،‌ این است که در مسایل بسیار مهم و استراتژیک برای کشور از جمله اقتدار و امنیت ملی در مرحله اول همه سعی کنیم از طریق درک یکدیگر و مدارا سنت دیرینه ملت ایران یعنی زندگی مسالمت آمیز و آشتی جویانه را تداوم دهیم. این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی گفت: دولت باید با تدابیر لازم اجازه ندهد هیچ فرد و گروهی رفتار فراتر از قانون با فرد یا گروه دیگر داشته باشد و به حقوق انسانی و اجتماعی آنها تجاوز کند، چون در این صورت ایران به عنوان یک ملت قدرتمند و متحد می تواند در منطقه خاورمیانه نقش ایفا کند. راکعی با بیان این که ایران در هماهنگی با دولت‌هایی که واقعا مسئله سرکوب داعش و طالبان را در منطقه دنبال می‌کنند و همصدا با ملت هایی که میل به صلح دارند، می تواند در منطقه نقشی بسیار مهمی ایفا کند،‌اظهار کرد: ملت‌ها همیشه عاشقانه به دنبال صلح و آرامش و دوستی هستند،‌بنابراین به نظر می رسد گروه های نفرت انگیز ،‌خشونت پیشه و هرج و مرج طلب از پایگاه های عجیت و غریبی حمایت می‌شوند چون هیچ گروه انسانی به معنای واقعی چنین تفکری را نمی پسندد. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به این‌که فساد و افراط در منطقه را به اسم اسلام عزیز و بزرگ انجام می‌دهند،‌افزود: همه مسلمانان باید خود را از این انحرافات مبرا کنند و ملت‌ها و دولت‌های سالم منطقه با همکاری هم در مبارزه با داعش اقدام کنند.

آذر منصوری: عده‌ای می‌خواهند فضای ناامیدی را به جامعه وارد کنند

 آذر منصوری به خبرنگار «آفتاب» گفت: «به نظر من از دو منظر و از دو رویکرد می‌توان دلایل این تجمعات را بررسی کرد  اولا اینگونه تحرکات در هشت سال گذشته و به این شکل دیده نمی‌شد. اینکه این تحرکات و تجمعات به‌طور ناگهانی و فقط در دوره‌ای ظهور می‌کند نشان از سیاسی‌بودن این تندروی‌ها دارد. بنابراین نمی‌توان گفت که جنس این حرکت‌ها فقط فرهنگی است و قطعا این حرکات با مسائل سیاسی آمیخته است».   آذر منصوری  افزود: «با توجه اینکه دولت آقای روحانی در بسیاری از جهات مانند سیاست داخلی و خارجی و نوع نگاه به مسائل فرهنگی با دولت قبلی تفاوت‌ها جدی دارد و به نوعی درصدد اصلاح برخی رویکردها غیر مدبرانه دولت قبلی در آمده است،  عده‌ای با برگزاری این تجمعات و رفتارهای فراقانونی  سعی دارند فضای یاس و ناامیدی را با حاشیه سازی به بدنه اجتماع وارد کنند»  دبیر سیاسی جبهه مشارکت افزود: «این تجمعات با اهداف سیاسی بلندمدت مانند برنامه‌ریزی برای انتخابات آتی انجام می‌پذیرد و نمی‌توان گفت تنها ریشه آن‌ها دغدغه مسائل فرهنگی است. علاوه بر این  تجربه در سال‌های اخیر نشان داده است که رفتارهای محدود‌کننده و سلبی محض هرگز باعث حل معضلات فرهنگی نشده است وعامل بازدارنده‌ای مناسبیبرای جلوگیری از گسترش معضلات فرهنگی نبوده است.» منصوری در ادامه به رفتارهای قانونی وتکیه برعقلانیت پرداخته وگفت: «ندیده‌گرفتن واقعیت‌ها و دوری از عقلانیت و تکیه بر رفتارهای فردی وگروهی و غیرقانونی هرگز راهگشای حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی  نبوده است. اینگونه رفتارها به طور آشکار با منافع ملی منافات دارد و سبب می‌شود حل معضلات و مشکلات فرهنگی نیز به تاخیر بیفتد».  تجمع‌کنندگان که دیروز به  مقابل وزارت  ارشاد رفته و دغدغه‌های خود را حفاظت دین خدا و ارزشهای اسلامی بیان کرده‌اند. این افراد معتقد بودند که در شرایط کنونی به فکر ظاهرگرایانه‌ای به مساله حجاب نگاه می‌شود. این تجمع‌کنندگان با سردادن شعارهایی همچون "علی جنتی حیا کن وزارت را رها کن"، علی جنتی خجالت دارد این همه بی‌حیایی والله وقاحت داره، "ای مرد غیرتت کو حجاب همسرت کو" و "مرگ برمنافق"، خواستار برکناری وزیر ارشاد و اصلاح سیاست‌های فرهنگی دولت یازدهم بودند.        

گفتنی های عضو سازمان معلمان ایران از دوران دفاع مقدس

 "طاهره نقی‌ئی" معلم و فعال اجتماعی است. در جریان یک جمع اجتماعی زنانه از حضور فعالش در جبهه‌های جنگ به عنوان عکاس و امدادگر باخبر شدم. دوستانش می‌گفتند خاطرات بسیار دارد و حافظه معلمی و ریاضی اش در حفظ این خاطرات نقش دارد. گرچه تاکنون با هیچ رسانه‌ای از خاطراتش نگفته و سال‌هاست که فعالیت‌های صلح‌طلبانه دارد، اما گفت‌وگو با جماران را پذیرفت و از تلاش‌هایش برای احیای زندگی رزمندگانی گفت که معقتد است «با ظرفیت بی‌نظیر روحی‌شان مرگ را به سخره گرفته بودند» شما که بلافاصله با آغاز جنگ تحمیلی وارد درگیری‌ها و مسائل جبهه‌ها شدید، چند ساله بودید؟ نظر خانواده در مورد فعالیت‌های امدادی‌تان چه بود؟ من در زمان انقلاب 19 ساله و هنگام شروع جنگ حدودا 21 ساله بودم. در زمان انقلاب، دانشجوی رشته ریاضی در دانشگاه تهران بودم که پس از انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها تصمیم گرفتم با یک سری از دانشجویان دانشگاه تهران و جهادسازندگی جهت خدمات فرهنگی و آموزشی و محرومیت‌زدایی در تابستان 1359 به استان‌های غربی برویم. آنجا تقسیم‌بندی شدیم، من قرار شد در بخش فرهنگی جهادسازندگی مشغول به همکاری شوم. قرارمان بر این بود که نیروهای محلی و بومی و خصوصا جوانان منطقه را آموزش دهیم، سوادآموزی داشته باشیم و مسائل و مشکلات بهداشت و سایر محرومیت‌هایی که در برخی مناطق و روستاهای دورافتاده وجود داشت را با کمک و آموزش نیروهای محلی برطرف کنیم. هنوز در گیر و دار هماهنگی‌ها و کارهای اولیه بودیم که خبر تحریکات مرزی عراق آمد. ما در شهر کرمانشاه بودیم که جنگ آغاز شد. من که تا آن روز هیچ تصویری عینی از جنگ نداشتم، آن روز صدای مهیب بمباران را در شهر و بلند شدن دود و صدا را احساس کردم. خبر آمد که فرودگاه را زده‌اند و بعد از تلویزیون شنیدیم که چندین فرودگاه مهم کشور بمباران شده است. با دوستان اولین کاری که کردیم رفتن به مناطق بمباران شده بود. آن صحنه‌ها را که دیدم تنها توانستم بنشینم تا تعادلم را که از شدت دلخراشی صحنه‌ها از دست داده بودم، بازگردد. ما با دوستان‌مان این همه راه از تهران آمده بودیم تا به آبادانی مناطق محروم کمک کنیم حالا قبل ازهر چیزی صحنه نابودی می‌دیدیم. با دوستان سریع وارد شور شدیم و گفتیم الان که کشور وارد این شرایط خاص شده است ما باید چه کاری را در اولویت قرار دهیم. ماشین‌های زیادی در این حین از شهرهای غربی مثل دهلران و مهران و...به کرمانشاه می‌آمدند. دیدن مردم با اثاثیه پشت وانت و آوارگی‌شان دردآور بود. به خوابگاه‌های جهاد برگشتیم و مشغول جمع آوری وسایل‌مان برای اعزام به مناطق بمبارانی شدیم. قبل از رفتن سریع با خانواده تماس گرفتم که اتفاقا بسیار هم نگران شده بودند و آنها را در جریان تصمیمم برای اعزام به مناطق جنگی گذاشتم. گرچه بسیار نگران شدند اما همیشه به تصمیم‌هایم احترام می‌گذاشتند و اینگونه شد اولین تجربه لمس جنگ از نزدیک را دریافت کردم. اولین تجربه شما از لمس جنگ چه حال و هوایی داشت؟ سردرگمی، آشفتگی و غافل گیری. ما هنوز خیلی از جزئیات خبر نداشتیم. این نخستین تحریکات ارتش عراق بود و معلوم نبود دقیقا برنامه عراق و برنامه دفاعی ما چیست. من به واسطه همان حضور کوتاه‌مدت و فعالیت‌هایم در کرمانشاه، ارتباطات و دختران آشنای بسیاری داشتم که سریع با آنها جهت برنامه‌ریزی تماس گرفتم اما چون برنامه فرماندهی جنگ هنوز نبود ما فقط می‌خواستیم برای استفاده از توانمندی‌های خودمان برای کمک به مردم جنگ‌زده یک هماهنگی ایجاد کنیم. در راستای این تلاش‌ها و هماهنگی‌ها بود که یکی از دختران آشنای منطقه را در حال رسیدگی به جنگ زده‌ها و آسیب دیده‌ها دیدم که از شهرهای غربی‌تر آمده بود. از او پرسیدم شرایط را چگونه دیدی؟ در حال حاضر بیشترین نیاز در این مناطق چیست؟ در پاسخ گفت فقط امداد. حالا مانده بودیم کجا برویم بابت امداد. دیدیم منتظر هیچ چیز نباید ماند. ما فقط شنیدیم نیروها دارند می‌آیند. چون هنوز دفتر سپاه یا بسیجی نبود. تصمیم گرفتیم به اسلام آباد برویم. در گیر و دار این تصمیم‌ها در کرمانشاه چه صحنه‌هایی توجه‌تان را جلب می‌کرد؟ اتوبوس‌های زیادی با آدم‌های متفاوت به شهر می‌آمدند. کسانی که فقط فرصت خروج از شهرهایشان را پیدا کرده بودند و به سمت کرمانشاه گریخته بودند که اکثرا اوضاع خوبی نداشتند، وحشت زده بودند و برخی مجروح. اما در کنار این ها اتوبوس‌های زیادی هم از نیروی داوطلب به شهر سرازیر می‌شد. اینها هم پر از آدم‌های متفاوت بودند. پیر و خرد و جوان. من در این فرصت تنها به ذهنم رسید که باید تا فرصت هست این لحظه‌ها را مستند کنم. همراه همیشگی من دوربینم بود، از ثبت وقایع انقلاب گرفته تا امروز دلم می‌خواست همه حوادث مهم را ثبت کنم. در حین عکاسی‌ها بود که خیی چیزهای عجیبی دیدم. بین داوطلبین مردان قوی اما رو به کهنسالی دیدم و از آنها عکس گرفتم. بعد از یکی از جوانان آن جا پرسیدم این ها با این سن بالایشان آمده‌اند دواطلب چه کمکی به جنگ شوند؟ در پاسخ گفت این ها راه بلد منطقه هستند تمام کوه و کمرهای این منطقه را می‌شناسند، برای شناسایی آمده‌اند که راهنمای نیروها شوند. روزهای اول خیلی عکس می‌گرفتم و مصاحبه می‌کردم. از کجا آمده‌اید؟ برای چه کمکی؟ کی گفته بیایید و از این قبیل سؤال‌ها. چند روزی گذشت. ما مشغول رسیدگی به همین دو دسته شدیم؛ جنگ زده‌ها و داوطلبین. هنوز در کرمانشاه بودیم و فرصت نشده بود به سمت اسلام آباد برویم. هر روز بر تعداد هر دو دسته افزوده می‌شد بدون اینکه برنامه‌ریزی یا سازمان دهی خاصی برای تجهیز و آموزش و اسکان این ها در کار باشد. همان روز یک دفعه خبر رسیدن نیروهای امدادی و تجهیزات و کمک‌های مردمی آمد. تصمیم گرفتیم قبل از رفتن به اسلام آباد این نیروها را تا ایجاد نظم و کمک و تقسیم‌بندی و توزیع غذا و دیگر کمک‌ها یاری کنیم. یک کمیته 50 نفری با خانم‌ها تشکیل دادیم و شروع کردیم به تقسیم‌بندی و تفکیک لباس‌های زنانه و مردانه ارسالی و همین‌طور لباس کودکان و سایزبندی آنها. نان‌ها و وسایل غذایی را هم بسته‌بندی کردیم و پس از توزیع ما چادرها هم توسط سایر نیروها زده شده بود. تقریبا منطقه و نیروها و جنگ زده‌ها نظم خاصی یافته بودند که خبر دادند برای انجام کارهای امدادی به شدت به شما در اسلام آباد نیاز است. لذا به اسلام آباد رفتیم و از اینجا از تجربه مستندسازی وقایع و کمک‌رسانی به تجربه امدادگری جنگ وارد شدم. از تجربه امدادگری جنگ برایمان بگویید؟ شما تا قبل از این سابقه و یا آموزشی در مورد امدادگری داشتید؟ سایر خانم‌های همراه شما چطور؟ تجربه امدادگری جنگ با آنچه در حالت عادی در بیمارستان‌ها اتفاق می‌افتد چقدر متفاوت است؟ من با یک ویژگی‌های فردی که مثلا از خون می‌ترسم یا اگر یک آمپول می‌خواستم بزنم کلی می‌ترسیدم وارد این تجربه شدم. دو سوم زنان امدادگر داوطلب هم مثل من بودند. آنها هم فقط داوطلب کمک رسانی بودند و چون بیشترین نیاز آن روزهای نخستین جنگ، امدادگری بود، این کار را پذیرفته بودند. کادر جراحان همه مرد بودند و اکثریت پرستاران زن بودند و 80 درصد امدادگران هم خانم بودند. همین طور که عرض کردم دوسوم این امدادگران مثل من اصلا تجربه امدادگری و بهیاری نداشتند. ما با وجود همه ترس‌ها و نابلدی‌ها کار را شروع کردیم. تمام کارهای مربوط به بیمارستان جز جراحی و پرستاری را انجام می‌دادیم. از انتقال مجروحین به داخل بیمارستان تا غذا دادن به مریض‌ها و شستن لباس‌ها و ملحفه‌ها و وسایل پزشکی تا کارهای آشپزی و خدماتی بیمارستان. گاهی آن قدر کار زیاد می‌شد که پزشکان جراح هم در صورت فراغت به کمک ما می‌آمدند و حتی گاهی با ما در آشپزخانه سیب زمینی پوست می‌کندند. هرگز آن حس عاطفی و همکاری در بیمارستان که حس یک خانواده بود را فراموش نمی‌کنم. از احساسات عاطفی آن شرایط سخت در بیمارستان‌ها بگویید؟ به لحاظ روحی و عاطفی چه حالی داشتید وقتی مجروحین را می دیدید؟ در بین عوامل بیمارستان که گفتم وقتی ترافیک کاری بالا می‌گرفت هر کس هر کاری ولو خارج از تخصص و وظیفه از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد و از صمیم دل. گر چه بسیاری ازما امدادگران زن همین طور که گفتم تجربه کار امدادی نداشتیم و تقریبا همه اولین بار بود مجروح می دیدیم آن هم مجروح جنگی که خیلی با مصدومین بیمارستان در حالت عادی متفاوت است، اما هرگز در صحنه از ترس‌ها و سخت بودن کار با خون و جراحت نمی‌گفتیم به طوری که هر کس فکر می‌کرد فقط خودش این گونه است و در این شرایط تنها و تنها باید بر ترس و بددلی غلبه کرد، اما شب‌ها و اوقات فراغتی که امکان صحبت و درد دلی پیش می‌آمد متوجه می‌شدیم همه‌مان از این درگیری‌ها با خود داریم که شرایط تحمل را برایمان ممکن کرده است و آن لحظات از لحظاتی بود که به تک تک دوستان بابت بزرگی روحشان افتخار می‌کردم.از دیگر حس‌های عاطفی غذا دادن به مجروحینی بود که درد بسیار داشتند؛ اما صبوری می کردند. غذا دادن به آنها و صحبت کردن و دلجویی‌های خواهرانه و دخترانه‌مان بیش از آنکه درمانی بر درد آنها باشد، حس همدردی خودمان را ارضا می‌کرد. لحظات به هوش آمدن یا لحظات شهادت مجروحین هم حس عاطفی بسیاری در ما ایجاد می‌کرد. حس متفاوت اوج شادی یا اوج غم. از دیگر صحنه‌های عاطفی تأثیرگذار تعارف میان رزمندگان مجروح بابت نوبت عمل بود. امکانات کم بود و اتاق عمل‌ها نسبت به تعداد مجروحین بسیار کم. برای همین در نوبت عمل رزمندگان مدام دوستان خود رو ارجحیت می‌دادند و مثلا راضی نمی‌شدند با وجود درد کنار دستی به اتاق عمل بروند. چه مدل بیمارانی با توجه به عدم تجربه شما برایتان عجیب بودند و جراحتشان دردناک‌تر؟ بیمارانی داشتیم که کامل کلامشان قطع شده بود، شوکه شده بودند. مثلا؛ یکی از این مجروحین یک فرمانده جنگ بود که شهادت بسیاری از سربازانش را دیده بود و در وضعیت بسیار بد جسمی بود که همزمان به دلیل لطمات شدید روحی کلامش قطع شده بود. من کنجکاو شده بودم که شکل درمانش چگونه است. مجبور شدند به او شوک بدهند تا از این وضعیت خارج شود. این فرمانده را به همراه دو سرباز زخمی، یک چوپان پیدا کرده بود و به بیمارستان منتقل کرده بود. به جز موارد این گونه مجروحینی که حتی دیدن وضعیت شان خیلی سخت بود بسیار بودند. شدت جراحت یک مجروح جنگی با مصدومینی که به بیمارستان‌ها می‌آیند خیلی متفاوت است. صحنه تخلیه کامل چشم یا روده و خیلی صحنه‌های هراسناک دیگر جز تصاویری‌ست که در ذهنم مانده است. چه خصلت‌های روحی در میان رزمندگان مجروح در ذهن‌تان هنوز هم مانده است؟ تواضع، صبوری و بی‌آلایشی.من در دوران امدادگری‌ام رزمندگان و فرماندهان جنگی معروفی داشتم که هیچ وقت هیچ‌کدامشان را از طریق معرفی خود یا شناخت قبلی نشناختم. شهید بروجردی در یکی از مجروحیت‌هایشان من امدادگرش بودم که روزهای آخر و از طریق آمد و شدها متوجه شدم از فرماندهان بزرگ جنگ است. مردی بسیار آرام، محترم، ساکت و البته کم‌خواب بود. به شدت کم‌توقع و محترم. البته همه رزمندگان مجروح با وجود همه شدت آسیب‌ها و کمبود امکانات در رسیدگی‌ها کم‌توقع و صبور بودند. در یک مورد هم، دو نیروی به شدت آسیب‌دیده به بیمارستان آوردند که یکی در ناحیه چشم و دیگری در ناحیه پا دچار جراحت بسیار بودند و نیاز به عمل فوری داشتند. اصرار داشتند اگر امکان به تعویق افتادن عمل وجود دارد آنها را مرخص کنند. پرسیدیم چرا؟ در پاسخ گقتند پادگان ابوذر دارد به دلیل کمبود نیرو و تجهیزات سقوط می‌کند، ما نیمه شب راه افتادیم تا برویم گزارش بدهیم که مجروح شدیم. باید هر چه سریع‌تر خود را به مرکز برسانیم. بالاخره با اصرار جراحان تن به عمل دادند اما اجازه بیهوشی ندادند. گفتند بیهوشی مدت عمل را طولانی می‌کند سعی می‌کنیم درد را تحمل کنیم. من هنوز هم ظرفیت‌های جسمی و روحی بعضی از این رزمندگان برایم قابل تصور نیست برای همین بازگویی این خاطرات هم برایم سخت است؛ چراکه احساس می‌کنم تا آدم خودش این ظرفیت‌ها را نبیند باور این صحبت‌ها برایش سخت می‌شود. تا چه سالی در جبهه امدادگر بودید؟ به جز این تجربیات چه تجربه‌هایی از جنگ با شماست؟ من تا پایان سال 62 امدادگر بودم. دیگر جبهه‌ها و بیمارستان‌ها و امکانات بیمارستانی سر و سامان و مدیریت قوی پیدا کرده بود که از تهران با من تماس گرفته شد بابت انجام فعالیت فرهنگی. از فرماندهان نیروی دریایی با من تماس گرفتند و گفتند به خاطر تمرکز شدید دشمن بر روی نیروی دریایی، چون خانواده ها تحت فشار هستند، آنها را به تهران و هتل بین المللی منتقل کرده اند و در این هتل سکنی داده اند. از من خواسته شد به دلیل سوابق کارهای فرهنگی ام و جهت برنامه ریزی برای فرزندان این نیروها که اوضاع روحی خوبی نداشتند با آنها همکاری کنم. بنابراین به تهران و بار دیگر فعالیت های فرهنگی ام برگشتم. در آنجا شروع کردم به برنامه ریزی برای کودکان و نوجوانان. کلاس‌های آموزشی شاد و تفریحی و همین طور کلاس‌های کتابخوانی که به شدت مورد استقبال قرار گرفت. ما با کودکانی مواجه بودیم دور از پدران و مادرانی مدام نگران و ناراحت و دور از دیار و همسر. بالاخره این هم مسئولیت سختی بود و تجربه ای بسیار جدید که از آن دوران به دست آوردم و باعث شد من پس از جنگ همان کار معلمی و آموزش را رسالت خود قرار دهم. از عکس‌هایتان نگفتید. عکس‌هایی که گرفته بودید را چه کردید؟ در دو مرحله اکثر عکس‌هایم که بخش بزرگی از خاطراتم بود از دستم رفت. یک بار در سال 64 در اثات کشی‌های دانشجویی در دانشگاه تهران نیمی از آنها را گم کردم. متأسفانه که دیگر پیدا نشد. با خودم مدام جابه جا می‌‌کردم چون دنبال جایی بودم که عکس‌ها را جهت انتشار بدهم، اما فرصت نشد و نیم دیگر که بیشتر تصاویری از شهدا و کودکان شهید در مناطق غربی بود را خودم تاب نیاوردم و پاره کردم. این عکس‌ها را هر کس می دید جز تأثر و افسردگی و یادآوری خشونت های جنگ چیزی برایش به ارمغان نمی آورد. من آن زمان که عکس ها را از این شهیدان و کودکان می‌گرفتم به دلیل شدت وقایع و شرایط شلوغ منطقه های جنگی میگرفتم که شاید بعدها در جهت شناسایی ها به درد کسی بخورد و علاوه بر آن یک جورهایی در آن شرایط سخت و شلوغ، گویی خودم با عکس گرفتن از اینها و عزاداری شخصی دنبال تسلای دل خودم در عزادری مظلومانه و بی کس این ها بود. پس از گذشت آن سالها دیدم جز بازتولید غم، کار دیگری از آنها بر نمی آید برای همین این تصمیم را گرفتم. گفتم روایت از جنگ باید تنها روایت غمها نباشد از توانمندی ها و ایثارها باید بازگویی کنم و از طریق انتقال این خاطره ها به دانش آموزان که نسل بعدی این سرزمین هستند. در انتها اگر مطلبی یا خاطره‌ای دارید بفرمایید. باز هم با یک خاطره، که می‌تواند بیانگر عظمت روحی رزمندگان و ایثارگران ما از زبان خودشان باشد. ما در یکی از عملیات ها بیمارستان مان در حالت آماده باش بود. در حالت‌های آماده باش بیماران بیمارستان به دیگر بیمارستان های استان منتقل می شدند و بیمارستان جهت پذیرش مجروحین جنگی تخلیه می‌شد. اولین مجروحی که آوردند جوان قد بلند و لاغری بود با موهای بور که چهره اش برایم شبیه تمثال حضرت مسیح (ع) بود. به شدت مجروح شده بود. کامل دل و روده اش بیرون زده بود. سریع تیم پزشکی تشکیل شد و ما هم منتظر نظر تیم پزشکی برای انجام و انتقال مجروح به اتاق عمل بودیم که به ما اشاره کردند کار تمام شده است و تا لحظاتی دیگر شهید خواهد شد. پذیرش این نظر خیلی برای همه مان سخت بود. جوان رزمنده به هوش بود و حرف می زد و درد می کشید. نمی‌دانستیم چه کنیم. زدیم زیر گریه و دل سیر گریه کردیم. متاسفانه متوجه جریان شد. به ما با همان لهجه شیرین جنوبی اش گفت چرا گریه می کنید؟ شما مگر شهادت را قبول ندارید؟ زنده بودن شهیدان را چطور؟ و به سختی لبخند می‌زد. جلو رفتم و سعی کردم با صحبت کردن تحمل دردش را کم کنم. گفتم با این لهجه جنوبی‌ات در غرب چه می‌کنی؟ گفت خواستم پیش پروردگارم سرم بلند باشد که جز دفاع از شهر خودم به دفاع از همه سرزمین‌ام متعهدم! و لحظاتی بعد از میان ما پر کشید. منبع: سخن معلم  

فرصت جدید ایران در حوزه خزر- دکتر الهه کولایی

تازه‌ترین نشست سران 5 کشور ساحلی خزر در آستاراخان روسیه امروز در حالی برگزار می‌شود که دریای خزر به مشکلات متعدد زیست محیطی تبدیل شده و برخی کشورهای ساحل شمالی آسیب‌های زیادی را به این زیست بوم منحصر به فرد جهانی وارد کرده‌اند. این در حالی است که به دنبال استقلال کشورهای ساحلی دریای خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی، نخستین بار جمهوری اسلامی ایران در نشست سران سازمان همکاری اقتصادی و توسعه پیشنهاد تشکیل سازمان کشورهای ساحلی دریای خزر را مطرح کرد تا این کشورها بتوانند از طریق همکاری با یکدیگر، هم منابع و ظرفیت‌های متنوع این دریاچه را مورد بهره برداری قرار دهند و هم از نابودی آن جلوگیری کنند. متأسفانه این پیشنهاد مورد توجه کشورهاییرامون این دریاچه قرار نگرفت. از این رو شاهد بودیم که تحت تأثیر جاذبه بهره برداری از نفت و گاز این دریاچه در سال‌های پس از آن، بسرعت موضوع بهره برداری از این منابع در این دریاچه مورد توجه قرار گرفت و محیط زیست انحصاری و استثنایی آن دستخوش آسیب‌ها و صدمات جبران ناپذیری شد که متأسفانه تا امروز ادامه دارد. به عبارت دیگر نفت و گاز این دریاچه سبب شدتا کشورهای ساحلی وظایف و تکالیف خود را در قبال حفظ محیط زیست انحصاری واستثنایی این دریاچه به فراموشی بسپارند. در سال‌های پس از آن نیز تحت تأثیر جاذبه‌های بهره برداری از این منابع بویژه اهمیت مسیرهای انتقال انرژی از آن، این بی‌توجهی نسبت به وظایف وتکالیف دولت‌های ساحلی تداوم پیدا کرده است. به عبارت دیگر هرچند رژیم حقوقی دوران اتحاد شوروی مورد تأیید کشورهای ساحلی پس از فروپاشی هم قرارگرفت، ولی بزودی بهره مندی یک جانبه از منابع و منافع دریای خزر مورد توجه قرار گرفت. در این شرایط دولت‌های ساحلی سعی کردند هرچه بیشتر از نفت و گاز این دریاچه بهره برداری کنند، روندی که باعث شد شاهد بی‌توجهی فزاینده به ملاحظات زیست محیطی این دریاچه باشیم. از سوی دیگر مسأله انرژی و انتقال آن از این دریاچه باعث شده قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رقابت‌های گسترده‌ای را در این حوزه سازمان دهند،امری که برخلاف تأکیدهای اولیه مبنی بر غیرنظامی ماندن این دریاچه سبب شده است شاهد حرکت کشورهای ساحلی به سوی نظامی کردن این دریاچه باشیم. در این میان نشست پیشین رهبران کشورهای ساحلی در عشق آباد و تهران نتایج عملی و واقعی چندانی درجهت منافع مشترک مردم کشورهای ساحلی به همراه نداشت و مسائل امنیتی و نظامی بیشتر رهبران را متوجه خود ساخت. در نشست پیش رو در آستاراخان روسیه هم بار دیگر رهبران کشورهای ساحلی گردهم می‌آیند تا در مورد دغدغه‌های مشترک به گفت‌و‌گو بنشینند. به نظر می‌رسد توافق‌هایی در این زمینه از موضوعاتی چون روابط تجاری تا حفظ محیط زیست شکل گرفته باشد. اما ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای منطقه تاکنون نتوانسته است از همه ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود بدرستی استفاده کند. استفاده از این ظرفیت‌ها در گرو یک نوع توازن ژئوپلیتیکی در روابط ایران با جهان است که تاکنون شکل نگرفته است. اما اکنون فضای بهبود روابط ایران با جامعه جهانی بویژه کشورهای غربی درشرایط تشدید اختلاف میان روسیه و کشورهای غربی بویژه ایالات متحده امریکامی‌تواند فضای این مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد. جمهوری اسلامی ایران بر اساس منافع متنوع و پرشماری که مردم ایران در ایندریاچه دارند، می‌تواند و باید از همه ظرفیت‌ها و امکانات خود در مذاکره باکشورهای ساحلی بهره گیرد. ضمن اینکه بهره برداری با حمایت قوانین و مقررات حقوق بین‌الملل همراه است، چراکه این کشورهای ساحلی پس از فروپاشی اتحادشوروی متحد شده بودند که به قوانین دوران اتحاد و قراردادهای 1921 و 1941پایبند بمانند. این فرصتی برای کشور ما است که بتواند از این ظرفیت در جهت تأمین منافع مردم ایران بدرستی بهره برداری کند. منبع: روزنامه ایران            

کولایی :روسیه پایبندی جمهوری اسلامی به مقررات بین‌المللی را مورد تاکید قرار می‌دهد

                              الهه کولایی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به مذاکرات هسته‌ای ایران با 1+5 و نقش روسیه و آمریکا در این مذاکرات، گفت: هر چند همکاری هسته‌ای با جمهوری اسلامی برای روسیه از اهمیت بسیار زیادی به لحاظ سیاسی و اقتصادی برخوردار است، اما رهبران روسیه نیز مانند رهبران کشورهای غربی مایل به حل و فصل نگرانی‌های موجود در خصوص برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران هستند. این عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه افزود: درواقع روس‌ها همواره بر ابعاد غیرنظامی این برنامه تاکید داشتند و از ابتدای این همکاری در برابر اتهام‌ها و فشارهای غرب به ویژه آمریکا موضوع پایبندی جمهوری اسلامی به مقررات بین‌المللی را مورد تاکید قرار دادند. وی یادآور شد: اما اینکه در این مذاکرات مانند دیگر مسائل مربوط به روابط ایران، روسیه و آمریکا، روس‌ها در پی فرصت تامین منافع خود هستند جای هیچ تردیدی نیست. کولایی همچنین بیان کرد: در طول بیش از دو دهه‌ای که از فروپاشی شوروی می‌گذرد روس‌ها در زمینه‌های مختلف نشان داده‌اند که تلاش می‌کنند از مسائل میان ایران و آمریکا به نفع خود بهره‌برداری کنند که البته این قاعده روابط بین‌المللی کنونی است. این کارشناس مسائل منطقه‌ای با بیان اینکه امروز همه کشورها سعی می‌کنند از فرصت‌های موجود در روابط خود با دیگر کشورها برای تامین منافع و رسیدن به اهداف خود استفاده کنند، تصریح کرد: روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست بنابراین ما از این بابت نمی‌توانیم به روس‌ها خرده بگیریم. لابی صهیونیسم نقش مخرب و بازدارنده در مسئله هسته‌ای ایران ایفا می‌کند وی ادامه داد: آنچه اهمیت دارد این است که ایران مانند همه کشورهای جهان و به ویژه با در نظر گرفتن موقعیت خاصی که در این منطقه پرآشوب جهان دارد نیازمند تعامل سازنده و مفید با کشورهای جهان است. این استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: حل و فصل مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران این فرصت را برای ما فراهم می‌کند تا در کنار رقبای منطقه‌ای خود بتوانیم از امکانات و فرصت‌های کم‌نظیر به نفع خودمان بهره بگیریم و بدون تردید عناصر مختلفی همان‌طور که سیاست را در کشور ما شکل می‌دهند در آمریکا و روسیه بر تصمیم‌گیری‌ها، روند و نتیجه آن تاثیرگذار هستند. کولایی در ادامه گفت: در آمریکا نیز زمینه‌ها، عوامل و جریان‌های مشخصی از جمله لابی صهیونیست‌ها مایل به حل و فصل مسائل موجود نیستند و نمایندگان این جریان‌ها و تفکرات به گونه‌ای در مسیر گفت‌وگوهای کنونی نقش بازدارنده و مخرب خود را ایفا می‌کنند. طولانی شدن مذاکرات به معنای شکست نیست وی با اشاره به نقش قدرت‌های منطقه در مساله هسته‌ای ایران، تصریح کرد: در سطح منطقه نیز به همین شکل است و برخی قدرت‌های رقیب مایل نیستند کشور ما بتواند با استفاده از ظرفیت‌ها و امکانات بی‌نظیر خود در شرایط منطقه و فراتر از منطقه نقش موثر و سازنده خود را ایفا کند بنابراین تقلیل دادن عوامل طولانی شدن مذاکرات کنونی که به نظر من نمی‌توان نام شکست را بر آن گذاشت بسیار متنوع و متعدد است. این عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه تاکید کرد: این هنر دیپلمات‌ها و تصمیم گیرندگان سیاسی است که باید برای فائق آمدن بر این موانع تدبیر کنند و از امکانات و ظرفیت‌های موجود در کشور که بسیار متنوع و گسترده است بهره‌برداری کنند. کولایی در خصوص امکان دستیابی به توافق نهایی در مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5، گفت: انتظاری که از فرآیند مذاکره در مورد چنین مساله حساسی با سوابق آن می‌رود این است که این مذاکرات را به یک مقطع خاص محدوده نکرده و راه این ارتباط را باز تلقی کنیم. ایران ظرفیت انتقال گاز به برخی کشورهای همسایه را دارد وی همچنین در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود در صورت رفع تحریم‌های ایران و صادرات گاز به اروپا، روسیه منافعش را در خطر می‌بیند و به همین دلیل شاید این کشور مانع توافق نهایی در مذاکرات شود، اظهار کرد: این سوال خیلی ساده بیان می‌شود چرا که باید ابتدا دید سهم ایران در بازار انرژی جهان چه مقدار است. این کارشناس مسائل منطقه‌ای ادامه داد: اینکه ما در داشتن ذخایر گاز چه جایگاهی داریم یک مساله است و اینکه توان ظرفیت این گاز از سوی کشور ما در بازارهای جهانی چیست مساله دیگری است. در واقع به دست آوردن موقعیت ممتاز برای ایران در بازارهای جهانی موضوعی است که نیازمند فرآیندی از بازسازی و بهسازی زیرساخت‌های داخلی در حوزه استفاده از گاز طبیعی است تا به ما امکان حضور فعال در بازار جهانی گاز را بدهد. کولایی با بیان اینکه در حال حاضر ما از برخی از کشورهای همسایه گاز وارد می‌کنیم و در واقع در مسیر انتقال گاز به برخی کشورهای دیگر قرار داریم، بیان کرد: ما ظرفیت انتقال گاز به برخی کشورهای همسایه را نیز داریم ضمن اینکه این حضور و تعامل در گرو حل و فصل مسائل بسیاری است که به روابط ما با جامعه جهانی مربوط می‌شود. وی افزود: در غیر این صورت در شرایط حل و فصل نشدن مشکلات ما با جامعه جهانی آنچه بر سر خط لوله صلح آمد و بهره‌مندی‌های گسترده و بسیار متنوع دولت‌های هند و پاکستان در امتیاز گرفتن از آمریکا در خصوص این خط لوله در موارد دیگر نیز تکرار خواهد شد. بهبود رابطه جمهوری اسلامی با جامعه جهانی در رقابت با روسیه به نفع ایران خواهد بود این عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه تاکید کرد: به نظر من باید یک نگاه همه‌جانبه به این موضوع داشت. بررسی توانمندی صادرات گاز ایران در درجه اول مورد نیاز است و در درجه بعد باید گفت بدون تردید ایران و روسیه در حوزه انرژی رقابت را تجربه می‌کنند که این حوزه‌های رقابتی در پرتو بهبود رابطه ایران با جامعه جهانی می‌تواند به نفع ما و به زیان روسیه فعال شود. روسیه سعی کرده از اهرم گاز برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک خود استفاده کند کولایی یادآور شد: به طور مثال آنچه در مورد بازار اروپا مورد اشاره قرار گرفت بدون تردید مورد رضایت روس‌ها نیست و در طول سال‌های گذشته رهبران روسیه همواره سعی کرده‌اند ایران را به سوی بازارهای شرقی سوق دهند و هیچ نوع تعاملی به حضور ایران در بازارهای غربی نداشتند چرا که روسیه سعی کرده از اهرم گاز برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک خود بهره بگیرد. انتقال انرژی از حوزه‌های رقابتی میان ایران و روسیه است وی با تاکید بر اینکه این یکی از حوزه‌های رقابتی در بهره‌برداری و انتقال گاز و همچنین در خصوص مسیرهای انتقال انرژی از مناطق شمالی است، تصریح کرد: ایران به لحاظ موقعیت خاصی که از نظر جغرافیایی دارد می‌تواند کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و حوزه خزر را در رسیدن به بازارهای جهانی کمک کند. این کارشناس مسائل منطقه‌ای همچنین حوزه انرژی و انتقال انرژی را از حوزه‌های رقابتی میان ایران و روسیه دانست و افزود: این موضوع قابل اهمیتی است که در صورت تغییر معادلات کنونی به زیان ما خواهد بود. همه کشورهای ساحلی خزر تمام کارت‌های خود را برای بیشتر کردن منافع به میز مذاکره می‌آورند کولایی در ادامه گفت‌وگوی خود با ایسنا در خصوص برگزاری نشست خزر در 7 مهرماه سال جاری در کشور روسیه، گفت: بدون تردید میز مذاکره خزر میزی است که همه کشورهای ساحلی همه ابزار و همه کارت‌های خود را برای بیشتر کردن منافع و دستاوردهای خود به میدان می‌آورند که نه تنها بازیگران حوزه خزر از همه امکانات و توانمندی‌های خود در این روند بهره می‌گیرند بلکه سعی می‌کنند از معادلات فرامنطقه‌ای و بین‌المللی نیز به نفع خود استفاده کنند. وی ادامه داد: سیاستی که در مورد جمهوری آذربایجان یا حتی قزاقستان در طول سال‌های گذشته وجود داشته حمایت آمریکا و شرکت‌های چند ملیتی از طرح‌های انرژی و انتقال انرژی در این کشورها بوده که با منافع این کشورها کاملا همخوانی داشته است. ایران از منافع حوزه دریای خزر استفاده نکرده است این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه موضوع بهره‌برداری از دریای خزر و رژیم حقوقی این دریاچه در سال‌های گذشته برای ایران یکی از عرصه‌های عدم تکاپوی لازم برای دستیابی به منافع بوده است، اظهار کرد: ما به دلیل نبود رابطه مناسب با جامعه جهانی نتوانستیم از اهرم‌های خود در این مذاکرات استفاده کنیم و در واقع نبود اولویت در روابط با کشورهای ساحلی دریای خزر به ویژه جمهوری‌های آذربایجان، قزاقستان و حتی ترکمنستان امروز روابطی را فراروی ما قرار داده که اهرم‌های مناسب برای تنظیم آن در این حوزه به دلیل نبود اولویت مناسب در روابط با این کشورها از پیش شکل نگرفته است. اهرم‌های زیادی برای چانه زنی در موضوع خزر وجود ندارد کولایی خاطرنشان کرد: به همین دلیل اهرم های زیادی برای چانه زنی وجود ندارد اما امتیازی که ما در این حوزه داریم مقررات حقوق بین‌الملل و تعهدات پیشین این کشورها است که چند بار متعهد شدند به توافق‌های دوران اتحاد شوروی پایبند باشند تا توافق جامعی در بین این کشورها شکل بگیرد. این کارشناس مسائل منطقه‌ای در ادامه تاکید کرد:‌ به نظر می‌رسد اگر جمهوری اسلامی ایران در تعامل خود با جامعه جهانی بتواند به حل و فصل مسائل موجود دست یابد در این عرصه نیز در موقعیت بهتری برای دستیابی به منافع خود قرار خواهد گرفت. اراده لازم برای دفاع از منافع همه‌جانبه مردم در حوزه دریای خزر کمتر دیده می‌شود وی افزود: آمارها نیز نشان می‌دهد به جز ایران همه کشورهای ساحلی از منابع انرژی دریای خزر بهره برداری می‌کنند و ما به لحاظ جغرافیایی در شرایطی قرار داریم که آلودگی‌ها و مشکلات زیست محیطی این دریاچه برای ما بسیار آسیب‌زا است. در این زمینه نیازمند تقویت و تعمیق همکاری‌ها با کشورهای ساحلی دریای خزر هستیم که متاسفانه به نظر نمی‌رسد اولویت ویژه‌ای به مسائل این دریاچه داده شده باشد. کولایی در ادامه بیان کرد: جایگاه حوزه خزر در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران متاسفانه تابعی از دیگر مسائل و اولویت‌هاست و این منطقه توجه و اراده لازم را برای دفاع از منافع همه‌جانبه که مردم ما در آن دارند کمتر دریافت کرده‌ است. روسیه به دنبال بازسازی قدرت خود در سطح منطقه است این عضو هیات علمی دانشگاه تهران همچنین در ارزیابی خود از موقعیت روسیه در منطقه با توجه به تحولاتی که در اوکراین صورت گرفته، گفت: روسیه اعلام شده و اعلام نشده در پی احیای نقش و نفوذ قدرتمند دوران اتحاد شوروی نه، که تاریخ خود است. وی ادامه داد: روسیه قرن‌ها در مناطق پیرامونی به اشکال گوناگون سلطه خود را اعمال کرده البته بدون شک روس‌ها می‌دانند که احیای اتحاد شوروی عملی نیست، اما متناسب با شرایط جدید دولت خود استفاده از همه اهرم‌ها و امکاناتی که در جمهوری‌های پیرامون دارند را مورد توجه قرار داده است. کولایی خاطرنشان کرد:‌ از جمله این اهرم‌ها روس‌تبارهایی هستند که در جمهوری‌ها زندگی می‌کنند و امکان بسیار خوبی را برای این نوع مداخلات روسیه فراهم آورده‌اند. این استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران همچنین تاکید کرد: رهبران روسیه پیش از این هم با ارائه تز «خارج نزدیک و خارج دور» نشان داده بودند که در این منطقه برای خود منافع ویژه‌ای قائل هستند، منافعی که غرب به ویژه آمریکا حاضر به پذیرش و به رسمیت شناختن آن نیست. کولایی در پایان گفت: به نظر می‌رسد که روس‌ها تا آینده قابل پیش‌بینی این تقابل را با بهره‌گیری از همه امکانات خود دنبال کنند و دخالت‌های این کشور در مسائل منطقه‌ای تداوم خواهد یافت و آن به دلیل بازسازی قدرت خود در سطح منطقه است.                                

گزارش دومین نشست تخصصی دختران: دیروز، امروز و فردا

 
صفحه108 از117