بی‌تدبیری‌های گوناگون در کمتر از یک دهه گذشته در ایران، سبب شد با وجود ناملایمت‌ها و دشواری‌های گوناگون، رأی‌دهندگان ایرانی، فردی را برگزینند که با شعار انتخاباتی امید و تدبیر وارد کارزار انتخابات شده بود. سپس دولتی در رأس دستگاه اجرایی کشور قرار گرفت که اعلام کرد با رویکرد اعتدال به جبران خسارت‌های ناشی از سوء‌مدیریت، بی‌تدبیری و منزوی کردن نخبگان فکری و اجرایی می‌پردازد.
دولت حسن روحانی با بهره‌گیری از بخشی از ظرفیت‌های کم‌نظیر انسانی، کوشیده شرایط را برای ملت ایران، بدان گونه که شایستگی آن را دارند، متحول سازد. تردیدی نیست که کمتر ملتی در جهان، این میزان از منابع و اهرم‌های قدرت ملی را در اختیار دارد. در کنار این ظرفیت‌های عظیم در کشور که امکان پیشرفت و توسعه همه‌جانبه را فراهم کرده است، در دو دهه گذشته در مرزهای شمالی، شرقی و غربی ما نیز تحولاتی شکل گرفته که بیش از پیش بر اهمیت، نقش و نفوذ آن افزوده است. رئیس جمهوری برگزیده مردم ایران به درستی و با تدبیری که از تجربه طولانی وی در حوزه دیپلماسی انتظار می‌رفت، حل و فصل مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار داده است. ‌
دستگاه دیپلماسی کشور به خوبی بر اهمیت سیاست هموار ساختن مسیر ایفای نقش سازنده و مؤثر در منطقه تأکید کرده است. در جریان تلاش‌های بیش از یک سال گذشته، در پرتو این رویکرد، امید به ورود و حضور فعال ایران در روندهای سیاسی- اقتصادی در این منطقه‌‌ بسیار حساس از جهان شکل گرفت. آثار زیانبار تحریم‌های بی‌سابقه بین‌المللی علیه ایران‌که امکان بهره‌گیری از منابع قدرت ملی را منتفی ساخته، در این مسیر باید از میان می‌رفت. تلاش‌های مجدانه و مؤثر، در روندی از مذاکرات دشوار و با بهره‌گیری از توانمندی‌های فنی و سیاسی، این مسیر را نه تنها برای حضور فعال و سازنده ایران در روند تحولات منطقه‌ای، بلکه برای تحرک بخشیدن به اقتصاد ملی هموار ساخت.
اقتصادی که با میلیون‌ها جوان تحصیلکرده، با مهارت‌های علمی و اجرایی؛ تصویری درخشان از منابع انسانی ارزشمند مورد نیاز برای جهش اقتصادی یک کشور را فراهم می‌آورد. همه صاحبنظران سیاسی و اقتصادی بخوبی می‌دانند شرایط کنونی اقتصادی کشور، جز در پرتو تعامل سازنده با جهان تغییر و بهبود نخواهد یافت.
همراه با تلاش‌های دولت‌های ایران و امریکا که تحولات ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر، از فروپاشی شوروی تا نوزایی قدرت‌گرایی روسیه، از تروریسم جهانی تا گسترش طلبی جنگجویان خلافت اسلامی، آنها را به هم نزدیک کرده، مخالفان دگرگونی این رابطه نیز فعالیت‌های خود را گسترش بخشیده‌اند. این جریان که از داخل هر دو کشور تا سطح منطقه و جهان امتداد می‌یابد، با پیروزی‌های اخیر جمهوریخواهان در امریکا، انرژی بیشتری یافته است.
با این حال در روند مذاکرات انجام شده، دستگاه دیپلماسی دو کشور، گام‌های مهمی را برای اعتماد‌سازی برداشته‌اند. با وجود نفوذ پایدار لابی صهیونیسم در امریکا، اوباما در برابر آن بسیار کوشید تا برنامه مذاکرات هسته‌ای را بخوبی پیش ببرد. با حضور اکثریت مخالفان او در کنگره امریکا ادامه این راه، بدون تردید با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو خواهدشد.
اینک در کنار مخالفان و معارضان منطقه‌ای که به نتیجه رسیدن این تلاش‌ها و حضور فعال ایران در بازی‌های منطقه‌ای را با منافع خود سازگار نمی‌بینند، در داخل امریکا نیز شرایط برای پیشبرد این روند پیچیده‌تر شده است. ولی به نظر می‌رسد قدرت‌های مذاکره‌کننده برای حل و فصل مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، زمینه سرعت بخشیدن به این روند را از پیش آماده کرده‌اند. در پایان مهلت به نتیجه رسیدن مذاکرات قدرت‌های جهانی با ایران، اقدام‌های انجام شده و فعالیت‌های اعتماد آفرین ایران، طرف‌های این مذاکره را به تسریع در رسیدن به توافق نهایی و حل و فصل اختلاف‌ها فرامی‌خواند. بی‌تردید ایران کشوری است که ظرفیت‌های متنوع آن در متن یک دیپلماسی هوشمندانه و مدبرانه، می‌تواند چشم‌انداز یک بازی برد- برد را برای کشورهای منطقه ترسیم کند.

 

منبع: روزنامه ايران