اولین حضور فرزند شهید مطهری به نهاد قانونگذاری ایران ،می تواند نمادی از حضور نسل دوم انقلابیون  به یادگار مانده از  نسل اول در یکی از ارکان قدرت  در نظام  جمهوری اسلامی باشد.اما  تفاوت های علی مطهری با بسیاری از هم نسلی هایش او را به چهرهای اثر گذار  در فضای سیاسی کشور تبدیل کرده است .مطهری در دوره اول حضور خود در مجلس شورای اسلامی که هم زمان بود با  حیات هشتمین دوره از فعالیت  این نهاد قانونگذار ،نشان داد که هر چند منتسب به یکی از جریان های سیاسی کشور است،اما در دفاع از حقوق موکلان خود  به نحوی رفتار می کند ،که بیشتر نمادی از آزادگی و وارستگی او باشد تا وابستگی های جناحیش .او بی محابا و بدون در نظر داشتن منافع جناحی که با آن نماد به مجلس راه یافته بود ،دولت نهم و دهم را در معرض بیشترین نقدها قرار داد .این حضور در مجلس نهم اما به گونه دیگری بود.شاید رخدادهای سال 1388 و مناقشات پس از آن ،چهره دیگری از وارستگی های او را به رخ کشید.حضور و حمایت جدی او از نخست وزیر دوران هشت ساله دفاع مقدس  وتلاش برای حل مناقشات پس از   انتخابات ،دیگر مرزبندی  علی مطهری را با جریان اصولگرایی  روشن ترساخت.حال علی مطهری اصولگرایی بود که ، شاید به جرات بتوان گفت رساترین صدای مجلس برای انعکاس بخشی از مطالبات مردم ایران بود.این حضور او در کنار نقدهای آشکارش به دولت نهم  و دهم پرده از  بی تدبیری ها و فسادهایی برداشت که در دوره دوم حضور دولت مهرورزان نه تنها به جریانی سازمان یافته و پیچیده در ساختار دولت مستقر  تبدیل شده بود،بلکه  حجم  فسادها  به حدی بود که در طول حضور و  استقرار دولت های پس از انقلاب اسلامی بی سابقه می نمود.علی مطهری آرام آرام با جریان اصولگرایی فاصله می گرفت و به اصلاح طلبان نزدیک تر می شد.انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری و تلاش اصلاح طلبان برای تغییر رویکردهای حاکم در سیاست داخلی و خارجی ،با توجه به سابقه حضور یکدست اصولگرایان در هشت سال قبل از 92،مقدمه شکل گیری آرایش جدیدی از نیروهای سیاسی در کشور شد.نزدیکی علی مطهری با رئیس دولت اصلاحات و تلاش های او برای تغییر رویکردها  ،دیگر ظرفیتی برای وصل مجدد  علی مطهری به جریان اصولگرایی باقی نگذاشت.حال علی مطهری به عنوان یکی از حامیان اصلی کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان در صحنه سیاسی کشور حضور پیدا کرده است .حمایت و حضوری که مرزبندی های سیاسی دیگری را هم در مجموعه اصولگرایان رقم زد.طیف تند رو مرزبندی هایش با اصولگرایان معتدل روشن تر شد و قطب بندی های جدیدی را در آرایش سیاسی کشور بوجود آورد.حال تند رو ها راهشان از طیف معتدل جدا شده است و به نظر می آید حضور هشت ساله آن ها در قدرت و ناکارآمدی نماینده مورد حمایتشان در قوه مجریه ،کار را برای  شکل گیری ائتلافی مجدد غیر ممکن ساخته است.اما علی مطهری را نمی توان نه یک اصولگرای معتدل نامید و نه او را در جرگه اصلاح طلبان تعریف نمود.علی مطهری  امروز مختصاتی دارد که این مختصات مرزهایی را بین او وجریان های مورد اشاره ایجاد کرده است.امروز علی مطهری ثابت کرده است که به اصولی اعتقاد دارد.اصولی که در برخی جهت گیری ها ممکن است نه به مذاق اصلاح طلبان خوش آیدو صد البته نه به مذاق اصولگرایان.تند روها که مدت هاست تکلیف خود را با علی مطهری روشن نموده اند .از قائله شیراز گرفته تا بر هم زدن سخنرانی های او به مناسبت های مختلف توسط تند روها نه تنها نشان از حذف کامل او از این جریان دارد ،بلکه گویی در تلاشند تا هر روز حضور و تاثیر گذاری او را در فضای سیاسی کشور کمرنگ تر کنند.اصولگرایان معتدل هر چند او را حذف نکرده اند ،اما رفتارهایشان گویای آن است که دیگر فرزند شهید مطهری را جزئی از خود نمی دانند.اما هر چه می گذرد ،علی رغم پاره ای از اختلافات دیدگاهی و نگرشی نسبت به مسائل فرهنگی ،امروز علی مطهری قرابت و اشتراک نانوشته اش   با جریان سیاسی اصلاح طلب بیشتر می شود.وجه مردمی او و اتکایش به خواستمردم و پیگیری مطالبات مردم و همراهی با دولت مورد حمایت قاطبه مردم  ایراناز او  نه تنها چهره ای مردمی  و مصلح ساخته ،بلکهمنش و مشی او نشان از راه و چشم اندازی دارد که نسل اول انقلاب همچون مطهری ها با خون خود نهال آن را آبیاری کرده ا ند.نهالی که  هر روز بیشتر از دیروز باید از آن مراقبت کند تا به دست نااهلان نیفتد.

 

منبع: هفته نامه صدا