بیش از 30 سال از انقلاب ایران می‌گذرد، نهادها مستقر شده‌اند و اکثر کارها نهادینه شده است. مدت زیادی از انقلاب می‌گذرد و زمان کمی نیست برای اینکه همه‌چیز سر جای خود قرار بگیرد اما متاسفانه باید گفت که هنوز هم شاهد هستیم که اتفاقاتی در کشور می‌افتد که گویی در ابتدای انقلاب قرار داریم و کشور دچار هرج‌ومرج و بی‌قانونی است.
اگر در زمان انقلاب در کشور تخلفات یا خشونت‌هایی صورت می‌گرفت یا بی‌قانونی می‌شد، امری طبیعی بود چرا که در هر انقلابی به علت شرایطی که در جامعه و میان مردم وجود دارد چنین اتفاقاتی می‌افتد. اما تعجب است که چرا با گذشت چندین سال از انقلاب همچنان بی‌قانونی در کشور رخ می‌دهد. در زمان انقلاب وجود رهبری مانند امام‌خمینی(ره) باعث شد که قانون‌اساسی کشور به دستور ایشان خیلی سریع اما به‌طور جامع و کامل تنظیم شود و افرادی مشغول این کار شدند که در نوع خود جزو افراد مناسب برای این کار بودند، یعنی هم اعتقادات اسلامی داشتند، هم اسلام‌شناس بودند و هم دانش حقوقی کاملی داشتند. آن‌ها در آن زمان و با آن شرایط که همگان نسبت به آن آگاهی دارند، توانستند با وجود همه محدودیت‌ها قانونی را در زمانی اندک به تصویب برسانند که جامع و کامل بود و جزو بهترین قوانین اساسی کشورها بوده و هست، یعنی امروز هم جزو قوانین مترقی در دنیاست. قانون‌اساسی کشورمان ظرفیت‌های بسیاری دارد اما اتفاقی که در اجرایی‌شدن این قانون می‌افتد این است که یک جریان سیاسی که هم قبل از پیروزی انقلاب با امام‌‌خمینی(ره) و خط فکری ایشان در مخالفت بود و هم بعد از پیروزی انقلاب با نگاه امام مخالفت می‌کرده و هنوز هم می‌کند، شروع به سنگ‌اندازی در اجرایی‌شدن آن کرده و می‌کنند. این جریان نه‌تنها سهمی در روند انقلاب ایفا نکردند، حتی زمانی‌که از آن‌ها دعوت شد تا به عرصه انقلاب قدم بگذارند و همراهی کنند نیز از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند. با پیروزی انقلاب این جریان دیگر قدرت رویارویی با انقلاب را نداشتند اما مطالبی را از همان سال‌های ابتدایی انقلاب مطرح می‌کردند حاکی از آن بود که با انقلاب و اهداف انقلاب مغایرت دارد. این جریان سیاسی که مانند دولت در سایه عمل می‌کرده و می‌کند، برای خارج‌کردن رقیب سیاسی از میدان به هر ریسمانی چنگ می‌زند. از دروغ، تحقیر و تهمت فروگذاری نمی‌کند، از بی‌قانونی و ساختن قوانینی که به نفعشان است هم فروگذاری نمی‌کنند.
نمونه بارز اعمال آن‌ها در این رابطه  بازمی‌گردد به دولت‌های نهم و دهم که چه در قدرت باشند و چه نباشند، با روش‌های فراقانونی و خودساخته سعی در تحمیل نظرات و دیدگاه‌های خود به ملت دارند. و از آنجایی هم که رنگ‌ولعاب دینی به رفتارهای خود می‌دهند، هر فرد یا نهادی که با آن‌ها مخالفت کند یا رفتارشان را نقد کند، متهم می‌کنند.
دیدگاه‌های این جریان سیاسی که بیش از 30 سال است در کشور دست به قانون گریزی و رفتاری فراقانونی می‌زند، برای عصر حاضر دیدگاهی واپس‌گرایانه است و البته نیز با اندیشه‌ها و آرمان‌های امام هم مغایرت دارد. آن‌ها که بی‌قانونی را در کشور ترویج می‌کنند باید بدانند که دیدگاه‌هایشان پاسخگوی نیازهای انسان عصر حاضر نیست. حال، مدت‌های مدیدی است که در سخنرانی‌ها، گفت‌وگو‌ها و به‌طور کلی از تریبون‌های مختلف بیان می‌کنم که باید همه نهادها، افراد و سازمان‌ها خود را پایبند به قانون بدانند. خوشبختانه حسن روحانی نیز خودش حقوقدان است و از ایشان انتظار می‌رود که هم شفاهی و هم به‌طور عملی تاکید کند که قانون باید در کشور اجرا شود. این موضوع مهم را چند وقتی است که در صحبت‌های حسن روحانی شاهد هستیم که چگونه یک رئیس‌جمهوری بر این موضوع پافشاری می‌کند و در تلاش است تا قانون را در کشور اجرایی کند، به‌طوری‌که همگان موظف به اجرای آن باشند. برخورد با بی‌قانونی خوب است اما باید بدانیم که نباید با این طرز تفکر محافظ‌کارانه برخورد کرد.
هر قدر هم که این طرز تفکر خودش را به دین مقیدتر بداند یا از دین و مذهب صحبت کند نباید گذاشت که بذر بی‌قانونی و هرج‌و‌مرج را در جامعه بپاشند. اگر با آن‌ها برخورد نشود احساس می‌کنند که می‌توانند همیشه به این نوع رفتارها ادامه دهند اما بالاخره باید از یک جایی ریشه این رفتارها خشکانده شود. گاهی بذر رفتار و فکر آن‌ها در دولت‌های نهم و دهم رشد می‌کند، گاهی در قوانین و صحبت‌های ضد حقوق زنان، گاهی حتی بر خلاف صحبت‌ها و توصیه‌های رهبری عمل می‌کنند و...  پایان کلام اینکه خوشحال‌ام که آقای دکتر روحانی آغازگر این راه شده است، راهی که گذشتن از آن دشوار است اما در پایان راه، نظم و قانون را در پی دارد. راهی که یک انسان حقوقدان آغاز کرده است تا به هرج‌و‌مرج‌ها در جامعه و رفتار خودسرانه پایان دهد. راهی که بیش از 30سال است گروه‌های خودسر و بی‌قانون در آن جولان داده‌اند و اکنون قرار است در دولت یازدهم به‌گونه‌ای رفتار شود تا پایانی باشد بر اعمال آن‌ها، و در پایان، نشاط، امنیت و آزادی و آزادگی را برای جامعه به ارمغان بیاورد.

 

منبع: روزنامه بهار