دلايل ظهور و سقوط دولت مصدق

نشستی با عنوان" بررسی کودتای 28 مرداد 1332 از منظر آسیب شناسی ساختار اجتماعی_سیاسی ایران" توسط کمیسیون بانوان بنیاد باران و گروهی از زنان احزاب اصلاح طلب در سالن اجتماعات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در این نشست اساتید دانشگاه، دکتر "الهه کولایی" استاد دانشگاه تهران، دکتر "الهام ملک زاده" عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی، دکتر "حسین آبادیان" استاد تمام دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین و دکتر "وحید سینایی" استادیار دانشگاه فردوسی مشهد سخنرانی کردند. همچنین در این نشست کلیپ هایی درباره بررسی جریان های سیاسی_اجتماعی دوران کودتای 28 مرداد و همین طور بررسی پروژه عکاسی "آزاده اخلاقی" باعنوان "شاهد عینی" به معرض تماشای شرکت کنندگان در این نشست گذاشته شد.

"الهه کولایی" استاد دانشگاه تهران و فعال سیاسی که دبیری علمی نشست  را هم برعهده داشت، سخنان خود و آغاز نشست را با طرح ویژگی های سیاسی _ اجتماعی ایران آن دوران و طرح سوالاتی در این حوزه آغاز کرد و گفت: مردم ایران در بین کشورهای تحت استعمار و سیطره قدرت های استعمارگر جهانی، تجربه های متنوعی در مبارزه با استبداد داخلی و خارجی و نفوذ اهرم های قدرت های بیگانه داشته اند، که باید این تجربیات را ثبت و ضبط کرد. این تجربه ها حداقل در طول قرن بیستم ما را از بسیاری از کشورهای جهان متمایز می کند. ما قرن بیستم را با جنبش مشروطه آغاز کردیم و با جنبش ملی شدن صنعت نفت در دهه 30 آن را ادامه دادیم،

وی افزود: در دهه 50 با انقلاب اسلامی و در دهه 70 ما تجربه دوران اصلاحات را داشتیم و تجربه های پسا اصلاحات و تجربه ای که امروز در چارچوب سیاست اعتدال در جامعه ما در جریان است، از دیگر نجربیات مردم ایران به شمار می رود. این که مردم برای بیان اراده سیاسی خود و طرح مطالبات برحق و دفاع از حقوق سیاسی خود چه تلاش هایی را انجام دادند ما را موظف می کند به اینکه دقت کنیم که در این تجربه ها یکی از فرازهای که گفته شد، تجربه 1330 است و آنچه که با حوادث 30 تیر سال 1330 وارد یک فرآیند بسیار تعیین کننده در کشور ما شد؛ جنبش ملی شدن صنعت نفت بود که از طریق یکپارچه شدن نیروهای ملی گرا با نیروهای اسلامی وحدت و یکپارچگی را تجربه کرد که این یکپارچگی قدرت مردم را به نمایش گذاشت و دربار و نیروهای استبداد را ناچار به عقب نشینی کرد.

این فعال سیاسی با طرح این سئوال که در فاصله 30 تیر 1330 تا 28 مرداد 1332 بر ما چه گذشت؟ چه حوادثی در کشور ما اتفاق افتاد که این یکپارچگی و طلوع چشمگیر اراده مردم از طریق انسجام بخشیدن به نیروهای اسلامگرا و نیروهای ملی گرا به سرعت به افول و به غروب انجامید؟ و ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی چه ویژگی هایی داشتند که ما نتوانستیم به پایداری این پیروزی کمک کنیم؟، عنوان کرد: بعد از کودتای 28 مرداد است که طلب دولت ایران یعنی همان 11 تن طلای معروف از سوی کشور کمونیست  شوروی داده می شود. چه می شود که از یک طرف امپریالیسم رو به بالندگی آمریکا و از طرف دیگر امپریالیست رو به افول انگلستان و امپریالیسم سوسیالیستی شوری همه با هم در برابر این جنبش مردمی قرار گرفتند و تداوم این حرکت را برنتابیدند و ما شاهد یکپارچگی این نیروها در قبال این حرکت عظیم هستیم.

 

وی ادامه داد: شاید این شبیه همان وقایعی است که ما در دهه 60 دوباره در جنگ عراق علیه ایران و یکپارچگی نیروها و قدرت های جهانی عیله مردم ایران تجربه می کنیم، چون اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا و کشورهای اروپایی علیه ما بودند. چرا چنین یکپارچگی ای در برابر این خواسته ها شکل می گیرد؟ زمینه داخلی ای که این استبداد را به وجود می آورد چه بود؟ بعد از حرکت زیبای دکتر مصدق که پارلمان را میان مردم آورد، چه شد که این مردم به دکتر مصدق پشت کردند؟ این پشت کردن ها ریشه ها و زمینه هایش چه بود؟ هدف این نشست این است که از درون به عواملی که باعث و سبب ساز افول این حرکت عظیم شدند را بررسی کند. این مباحث در نشست های بسیاری باید مورد تحلیل قرار گیرد و شاید این نشست تنها طرح یک مساله باشد.

عوامل موثر بر عملکرد و فعالیت موسسه های خیریه رفاهی در دولت مصدق تا مقطع کودتا

در این نشست همچنین، دکتر الهام ملک زاده عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی، سخنان خود را با مقدمه ای از تاریخ سیاسی - اجتماعی آن دوران آغاز کرد و پس از آن وارد تحلیل وضعیت اقتصادی دولت مصدق شد و گفت: با مطرح شدن موضوع نفت در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی و انتقاد از تمدید قرارداد دارسی در سال 1333 سراسر کشور عرصه گفت و گو درباره نفت و ملی کردن صنعت نفت و استخراج آن به دست ایرانیان شد. پیگیری خواسته مردم ایران در این باره باعث شد که وزیر دارایی دولت ساعد لایحه ای تهیه و تدوین کنند که در آن تا حدی به خواسته های ایران توجه شده بود ولی سلطه استعماری شرکت نفت همچنان بر منافع نفتی پا برجا بود. به همین دلیل این لایحه در مجلس پانزدهم تصویب نشد و تصمیم گیری آن به مجلس شانزدهم موکول شد.

وی ادامه داد: در 22 مهر سال 1328 تعدادی از مردم تهران به رهبری دکتر مصدق به سمت کاخ مرمر رفتند تا در اعتراض به تقلب در انتخابات مجلس در دربار شاهنشاهی متحصن شوند. در پی گفت و گویی که دکتر مصدق و عبدالحسین هژیر وزیر دربار دارند قرار بر این می شود که مصدق به همراه 19 نفر از همراهانش در محوطه کاخ متحصن شوند  و عریضه آنان به شاه رسانیده شود. این گروه 19 نفره بعدها در اول آبان به طور رسمی جبهه ملی را تشکیل دادند و از آن به بعد است که مبارزه بر ضد شرکت نفت به شکل منسجم تری ادامه می یابد و شعار ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور طنین انداز می شود و پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت در 24 اسفند سال 29 تصویب می شود و شاه هم آن را می پذیرد.

ملک زاده تصریح کرد: در 17 اردیبهشت سال 1330 با بیشترین آرای مجلس سنا و مجلس شورای ملی دکتر مصدق به نخست وزیری برگزیده می شود و هدف خود را بر 2 موضوع متمرکز می کند، یکی قانون اجرایی شدن صنعت نفت در سراسر کشور و تخصیص عواید حاصله از آن به تقویت بنیه اقتصادی کشور و ایجاد رفاه عمومی است و دیگری اصلاح قانون انتخابات مجلس.

این استاد دانشگاه یادآور شد: در مورد موضوع اول، عواملی که در عدم توفیق در حوزه مسایل رفاهی موثر بود؛ حزب توده است که با ملی شدن صنعت نفت و دشمنی ای که با مصدق می کنند ما شاهد هستیم که به تحریک حزب توده و میان داری شورای متحد کارگری وضعیت را نابسامان می کند. در کنار آن کارشکنی های دولت انگلستان در تحریم نفتی ایران و فروش نفت خزانه دولت را آنچنان تهی می کند که وعده های رفاهی دکتر مصدق که مبتنی بر اقتصاد متکی بر نفت بوده است، تحقق پیدا نمی کند و درآمد حاصل از فروش نفت هم به سفره های مردم راه پیدا نمی کند. با مختل شدن درآمدهای ارزی کشور اوضاع اقتصادی وحشتناکی بر کشور تحمیل می شود و موازنه پرداخت ها عملا مختل می شود و آثار آن همه شئون اقتصادی کشور را در بر می گیرد  و این امر دولت را مجبور می کند که برای سامان دادن به اوضاع واردات طرح های  بنیادینی را به کار ببندد. تا جایی که حتی ورود کالاهای غیرضروری به کشور ممنوع می شود.

وی با اشاره به لایحه های اصلاحی ای که دولت مصدق برای بهبود اوضاع اقتصادی به مجلس ارائه می دهد، افزود: دکتر مصدق بعد از اینکه اختیارات قانون گذاری از 2 مجلس شورای ملی و سنا را می گیرد. 119 لایحه را برای اصلاح امور داخلی کشور تصویب می کند. تعدادی از این قانون ها مثل: لغو گرفتن هر گونه عوارض از روستاها، قانون بیمه های اجتماعی کارگران، ساختن باشگاه برای نابینایان، احداث 1200 باب خانه ضد زلزله در قزوین و.... از جمله این قوانین تصویب شده رفاهی است که به تصویب می رسد. نگاهی به رویدادهای نیمه دوم دهه بیست به ویژه دوران ملی شدن نفت تا چندی بعد از کودتای 28 مرداد نشان می دهد که تاسیس سازمان های خیریه دولتی و مردمی که در دوران جنگ خصوصا شدت پیدا کرده بود، بسیار کم است و در برهه هایی از این دوران متوقف می شود.  این مشکلات و امثال آن موجب می شود که توجه مردم بیشتر به مشکلات اقتصادی آن دوران معطوف می شود و مجالی برای مشارکت مردم در اصلاحات اجتماعی و سیاسی دکتر مصدق نمی گذارد.

ملک زاده گفت: با وجود فضای باز سیاسی بعد از 20 شهریور 1320 و شرایطی که به نظر می رسید که به لحاظ سیاسی اوضاع خوبی است، اما همزمان با جنگ جهانی دوم و تبعات آن در دوران ابتدایی حکومت محمدرضا پهلوی شاهد وفور فعالیت های موسسات و بنیادهای خیریه هستیم، در حالی که بعد از سال های 1329 و ملی شدن صنعت نفت که این تصور می رفت که پول های نفت سرازیر می شود و اگر کمبودی هم از قبل آن سال ها وجود داشته است پوشش می یابد؛ فعالیت های خیریه قبلی را دولت مدیریت می کند، اما با توجه به شرایط سخت اقتصادی ای که برای دولت مصدق به وجود آمد، نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد و موسسه های خیریه هم نتوانستند فعالیتی داشته باشند، مگر نمونه های محدود که بیشتر زیر مجموعه حزب توده به خصوص شورای زنان حزب توده بودند.

 بررسی مفهوم اقشار فرودست اجتماعی و سیاست عدم تمرکز بر نخبگان سیاسی در جریان کودتای 28 مرداد

دکتر حسین آبادیان استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، سخنران بعدی این نشست بود که سخنان خود را با بررسی پدیده اقشار فرودست اجتماعی و تاثیر تاریخی آنان در اتفاقات مهم سیاسی آغاز کرد و گفت: اراذل و اوباش و اقشار فرودست اجتماعی پدیده ای است که در مراکز تحقیقاتی و دانشگاه های خارج از کشور به آن کرسی داده اند. به عنوان مثال در موسسه تاریخ اجتماعی آکسفورد این عبارت خود کرسی دارد. در سازمان های امنیتی مثل سازمان "سیا" هم بخشی در مورد این اقشار وجود دارد که نشان دهنده اهمیت وضعیت این قشر است.

وی اضافه کرد: معمولا در کشور ما تاریخ را از منظر کنش نخبگان و اقشار فرهیخته مورد بررسی قرار می دهند، اما پرداختن به اقشار فرودست مطلبی است که به آن "تاریخ واقعی" می گویند. تاریخ واقعی یعنی آن امری که به شکل ملموس در جامعه در حال جریان است و کسی هم به آن توجه نمی کند. در حالی که تاریخ سازان واقعی گاهی اینها بوده اند. وقتی از اقشار فرودست سخن می گوییم، منظورمان کسانی نیستند که به فرض کارگر غیر صنعتی هستند. هر کسی که از طریق شغلی زندگی خود را به شکل شرافتمندانه ای می گذراند، مورد بحث ما نیست. بلکه بحث ما درباره اقشار حاشیه ای یا فرودست یا فرومایگانی است که طفیلی سیاست مداران و ثروتمندان و گروه های ذی نفوذ هستند و این افراد کار نمی کنند.

 

آبادیان تصریح کرد: مارکس در نبرد طبقاتی فرانسه می گوید، اینها از فضولات جامعه ارتزاق می کنند. این قشر که از طریق اتصال به دیگران روزگار می گذراند را اقشار حاشیه ای و فرودست اجتماعی می گوییم. بسیاری از سیاستمداران و ثروتمندان میان این اقشار حاشیه ای رفته و با دادن وعده های آینده ای متفاوت به آنها، در واقع آنان را طفیلی خود می کنند. این قشر در تاریخ ایران از دوره ناصرالدین شاه قاجار به بعد نقش بسیار موثری داشته اند.

این استاد دانشگاه، واژه اراذل و اوباش را یک ترم فلسفی و سیاسی معرفی کرد و افزود: اولین بار هگل بود که این واژه را در دایره المعارف علوم فلسفی وارد کرد. هگل این 2 واژه را در نقطه مقابل هم به کار می برد. یکی اراذل و دیگر خلایق. هگل می گوید، دولت آن چیزی است که اجازه نمی دهد هوای افراد به شکل خصوصی تجلی پیدا کند؛ زیرا اگر چنین  شود قوم حالت افسار گسیخته ای پیدا می کند و کسانی که از این تقاضاهای کور و خواسته های غیرمدنی تبعیت می کنند باعث می شوند که بیداد و خشونت کور در جامعه به وجود آید. در دولت دکتر مصدق هم شاهد هستیم که در حقیقت همین امر یعنی قومی که هنوز بی فرهنگ است و معلوم نیست که چه می خواهد اراده خود را در اختیار سیاستمداران قرار می دهند و سیاستمداران هم از اینها به نحو احسنت استفاده می کنند و در موقعیت مناسب هم اینها را به حال خود رها می کنند.

وی گفت: نکته مهم این است که چرا پدیده های اینگونه اتفاق می افتد. در کلیه جوامع بشری افراد زیادی هستند که در وضعیت معیشتی خودشان و طبقات و جایگاه اجتماعی خودشان راضی نیستند، اینها دنبال افرادی می گردند که بخواهند آنان را از این وضعیت نجات دهند. ما از این اقشار در دوره ملی شدن صنعت نفت فراوان داشته ایم. نکته دیگر این است که عوام فریبان معمولا با اتکا بر این باور خود و سوء استفاده از این اقشار بر موج سوار شده و این فرهنگ را به فرهنگ مسلط آن دوران تبدیل می کنند.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ معاصر افزود: دوره مورد بحث دورانی بود که 2 جریان مصدقی و علیه مصدقی خلق شده بود و در حوادث دوره ملی شدن صنعت نفت مواجه می شویم که اسامی افرادی را زیاد می شنویم. یکی از این اسامی "شعبان بی مخ" است. از دیگر اسامی هم می شود به "حسین اسماعیل پور" مشهور به "حسین رمضان یخی، حبیب سیاه، هفت کچلان، بیوک صابر، محمود مسگر" و....اشاره کرد. اینها تمام مناطق استراتژیک تهران از جوادیه، میدان راه آهن، گمرک، خیابان مولوی و اطراف بازار و... را در روز کودتا تحت سیطره خود گرفته بودند. ما از این مشکلات در دوره ملی شدن صنعت نفت فراوان داشته ایم. اینها همه کسانی بودند که سیاستمداران به واسطه این ها جریان کودتای 28 مرداد را پیش بردند.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا اوباش در کشور ما در مقاطع مهم تاریخی از جمله کودتای 28 مرداد منشائ اثر بودند؟ تاکید کرد: اگر احزاب سیاسی با مرامنامه و اساسنامه و با اولویت حفظ منافع ملی کشور وجود داشتند و اگر نهادهای مدنی مثل اتحادیه ها و سندیکاها و انجمن های صنفی با خواسته های ملموس می توانستند مردم را مدیریت و سامان دهی کنند و اگر دولت فرصتی پیدا می کرد تا فرآیند ملت سازی را محقق کند، چه بسا این اراذل و اوباش سر جای خودشان می نشستند، اما متاسفانه در آن مقطع تاریخی به نظر کاری از دست کسی ساخته نبود؛ چرا که اغلب مردم به ویژه بانوان بی سواد بودند ونهادهای مدنی وجود نداشتند. از نظر اقتصادی وضعیت کشور بسیار به هم ریخته و عقب مانده بود. چیزی به نام مصالح ملی وجود نداشت و این قضیه راه را برای ترکتازی رجاله ها باز کرده بود.

نقش ساختارهای سیاسی در موفقیت کودتای 28 مرداد 1332"

 

وحید سینایی" استادیار دانشگاه مشهد سخنران پایانی این نشست بود که در سخنان خود به بررسی و تحلیل شرایط سیاسی آن دوران و محدودیت های دولت دکتر مصدق پرداخت و گفت: در توضیح و تبیین تحولات اجتماعی رویکردهای متفاوتی وجود دارد. رویکرد تاریخی یکی از این رویکردها است، اما رویکردهایی که اراده گرایانه است بر نقش فرد و یا گروه ها در تحولات اجتماعی تاکید می کند و یک رویکرد هم رویکرد ساختاری است. در رویکردهای ساختاری، مسایل پنهان در پس تحولات اجتماعی مورد بررسی هستند که دست اندرکار شکل دادن به تحولات هستند؛ نه آن چه که ما در ظاهر می بینیم. باید نقش افراد و گروه ها را در تحولات بدانیم. همچنان که در این جلسه مورد اشاره قرار گرفت، این رویداد را به صرف توضیح رخدادهای تاریخی و یا پرداختن به نقش افراد و گروهها در تحولات اجتماعی تقلیل ندهیم. اراذل و اوباش در کودتای 28 مرداد نقش داشتند، اما تمرکز بحث کودتا بر روی اراذل و اوباش اگر برای شناخت علل واقعی و ریشه ای تحولات اجتماعی باشد ما را به بیراهه می برد.

 

وی 3 عامل را در موفقیت کودتای 28 مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق موثر دانسته وگفت: اول، بن بست در بندهای قانون اساسی مشروطه و ناکامی دکتر مصدق برای اینکه از درون این ساختارهای قانون اساسی مشروطه مفری برای خروج از بحران بیابد. عامل بعدی بحث وفاداری ارتش به شاه بود و اینکه مصدق نتوانست ارتش را بی طرف سازد و عامل سوم، دگرگونی هایی است که در الگوی مشارکت سیاسی در ایران بعد از شهریور 1320 آغاز شد و در جریان جنبش ملی شدن صنعت نفت بسیار گسترش پیدا کرد. این تحول در الگوی مشارکت سیاسی یک چشم انداز مخاطره آمیز را در برابر گروه ها و اقشار سنت گرا و راست گرا قرار داد، آنها را نگران کرد و بنابراین با هم اختلافاتی پیدا کردند و در هدف سرنگونی دولت مصدق و نخست وزیری زاهدی و کودتای 28 مرداد به توافق رسیدند و بعد از کودتا هم ائتلاف آنان در موارد زیادی از هم فرو پاشید.

 

این استادیار دانشگاه به عدم تعادل و توازن در روابط بین قوا در قانون مشروطه اشاره کرد و یادآور شد: در قانون اساسی مشروطه تفکیک قوا پیش بینی شد، اما تعادل و توازن بین قوا وجود نداشت. در قانون اساسی مشروطه قوه مقننه مسلط بر قوه مجریه بود. قوه مقننه پر قدرت در شرایطی شکل می گرفت که ما احزاب و نظام انتخاباتی حزبی درستی نداشتیم و انتخابات مجلس در زد و بند و دسیسه شکل می گرفت و نخبگان و مقامات ذی نفوذ اعم از درباری و غیردرباری و دولتی و روحانی و لشگری و کشوری همگی در امر انتخابات مداخله می کردند. این پارلمان با اختیارات بسیار خود می توانست در واقع دولت ها را ساقط کند و هر زمان مشروطه بر قدرت بود. قوه مجریه بی ثبات بود و کابینه ها پی در پی سقوط می کردند. دولت دکتر مصدق تنها دولتی بود که در این سال ا بیش از 2سال بر سر کار بود. این بی ثباتی قوه مجریه حتی بر قوه مقننه نیز تاثیرگذار بود.

وی خاطرنشان کرد: شاه و دربار در قانون اساسی مشروطه یک نقش نمادین و تشریفاتی داشتند، اما به دلیل اینکه تنها نهاد ریشه دار در سیاست ایران دربار و سلطنت بود در بی ثباتی قوه مجریه و در دوران فطرت قوه مقننه تنها نهادی بود که می توانست استمرار داشته باشد. این نهاد بیشترین بهره برداری را از بی ثباتی در ایران داشت. همچنان که در بعد از شهریور 1320 شاه همواره مترصد بود که از این بی ثباتی ها استفاده کند و قدرت خود را افزایش دهد و سرانجام با اصلاح قانون اساسی اختیار انحلال مجالس را گرفت. روابط قوا، یعنی قوه مقننه و مجریه و شاه در دوران مصدق به بن بست رسید و در چارچوب روندهای مشروطه مفری برای آن وجود نداشت. روابط مصدق با شاه البته در دور اول دولت نسبتا محترمانه و متعادل بود، اما در کابینه دوم دولت مصدق روابط بسیار تیره شد.

 

سینایی بیان کرد: بعد از 30 تیر بر سر اینکه مصدق می خواست تصدی وزارت دفاع و تعیین فرمانده های نظامی را داشته باشد. شاه رضایت نمی داد، اما در نهایت مجبور شد این اختیار را به مصدق بدهد. روابط دکتر مصدق با قوه مقننه هم به بن بست رسید، همین که مصدق دنبال طرح اختیارات بود چه در مجلس شانزدهم و چه در مجلس هفدهم به معنای این بود که مصدق این مجلس را همراه جنبش ملی شدن نفت نمی دانست. او معتقد بود که حتی مجلس هفدهم که در زمان دولت خودش هم به قدرت رسیده بود، تحت نفوذ دربار و انگلیس هستند و مترصد این هستند که جنبش ملی را ساقط کنند؛ بنابراین وی دنبال انحلال مجلس هفدهم از طریق رفراندوم افتاد.

وی افزود: مساله دیگری که در مورد دکتر مصدق بسیار مهم بود مساله وفاداری دولت دکتر مصدق به شاه است و ناکامی دکتر مصدق در بی طرف کردن ارتش؛ چون ارتش شاهنشاهی را رضا شاه ایجاد کرده بود، از آن برای صعود به قدرت استفاده کرد. بعد از شهریور 1320 هم محمدرضا شاه آن را احیا کرد؛ بنابراین فرماندهان ارتش قدرت سیاسی و اقتصادی خود را در پیوند با خاندان پهلوی می دیدند. به همین خاطر مصدق به دنبال بی طرفی ارتش  و تصدی وزارت دفاع بود که با وجود آن در بی طرف کردن ارتش موفق نشد.

این استاد دانشگاه فردوسی مشهد در پایان سخنان خود دیگر عامل موثر در کودتای 28 مرداد را در دگرگونی  در الگوی مشارکت سیاسی دانست و گفت:  الگوی مشارکت سیاسی بعد از شهریور 1320 با شکل گیری احزاب و جنبش ملی شدن صنعت نفت تغییر کرد. نیروهای جدیدی به عرصه سیاست ایران وارد شدند. حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، ملی گرایان سکولار و ورود این نیروها به عرصه سیاست، نیروهای متنوع راست گرایان و سنت گرایان را در ایران نگران کرد. آن ها در چشم انداز آینده سیاسی ایران به قدرت رسیدن نیروهای تحول خواه را می دیدند؛ بنابراین با همه اختلافاتی که با هم داشتند بر سر سقوط دولت دکتر مصدق و به قدرت رسیدن این الگوی مشارکت سیاسی از میان بردارند، به توافق رسیدند. 

منبع:پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران