بزنگاه انتخابات در ایران فرصت بی بدیلی در اختیار جریان های سیاسی قرار می دهد تا با کنش و واکنش های موثر قادر باشند موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهند.برگزاری تقریبا هر دوسال یک انتخابات، در دسترس ترین ظرفیت و امکان  برای بهبود و اصلاح روندهای نامطلوب از طریق حضور موثر در نهادهای منتخب دموکراتیک است.بنابر روال مرسوم و تجربه جریان های پیروز در انتخابات ،به میزانی که احزاب و جریان های سیاسی از کنش  و واکنش عنداللزوم در این بزنگاهها  برخوردار  باشند،احتمال  پیروزی و پیشی گرفتن  آنان از رقیب در انتخابات  نیزبیشتر می شود.

اصلاح طلبان نیز به عنوان یکی از دو جریان  موثردر فضای سیاسی ایران از این قائده مستثنی نیستند.تجربه حضور این جریان سیاسی در انتخابات پیشین موید این واقعیت است ،که اصلی  ترین دلیل که همواره  مانع از موفقیت این جریان سیاسی در انتخابات شده است،عدم کنش و واکنش مقتضی نسبت به مقاطع مختلف انتخاباتی است.در هر بزنگاهی که  اصلاح طلبان  رفتاری متناسب با اقتضائات ،محدودیت ها ،امکانات وتوانایی های خود  نداشته اند ،رقیب یا رقبای سیاسی  از آنان پیشی گرفته اند.اصلی ترین پشتوانه این جریان سیاسی بدنه و پایگاه اجتماعی آن است.

انتخابات24 خرداد ماه سال 1392 در دسترس ترین تجربه اصلاح طلبان در اتخاذ استراتژی و تاکتیک مناسب است.اولین قدم در اتخاذ این استراتژی تبیین واقع بینانه صورت وضعیت کشور در حوزه سیاست داخلی و خارجی بود .بطور قطع از یک سودرک  واقع بینا.نه سیاست داخلی ،سیاست خارجی وبخصوص موقعیت منطقه ای کشور و از سوی دیگر  .نگرانی از تداوم سیر نزولی که با سوء مدیریت و بی تدبیری  استقرار هشت ساله اصولگرایان بر نهادهای منتخب دموکراتیک بخصوص قوه مجریه ،این جریان سیاسی را برآن داشت که در قدم اول   آمادگی خود را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم اعلام کنند.بنابراین از یک سال مانده به زمان برگزاری انتخابات عزم اصلاح طلبان برای حضور حداکثری در انتخابات جزم گردیده بود.اما راهبرد اصلی با توجه به واقعیات کشور و لزوم تغییر رویکردها شکل گیری ائتلاف حداکثری به منظور تحقق و دستیابی به هدف تعیین شده بود.این ائتلاف نه از سر نگرانی از وحدت و اجماع رقیب سیاسی بلکه به دلیل ضرورت تغییر رویکردهایی بود که علی رغم در آمد بی سابقه حاصل از فروش نفت کشور را در سراشیبی بی سابقه ای قرار داده بود .به بیان دیگردرک واقع بینانه وضعیت کشوروحضور در انتخابات  با هدف تغییر و اصلاح رویکردها در مدیریت کشور قدم هایی بود که اصلاح طلبان در فاصله معینی تا انتخابات برداشته بودند.اما قدم اصلی و تعیین کننده شکل گیری ائتلاف بین احزاب و شخصیت های موثر در این جریان سیاسی بود.سازوکاری که به محوریت سید محمد خاتمی و شورای مشورتی واجماع احزاب شورای هماهنگی جبهه اصلاحات منجر به وحدت و اجماع در حمایت از حسن روحانی شد و در فاصله سه روزپس ازکنار رفتن محمد رضا عارف و ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدال گرایان نتیجه انتخابات را  با پیروزی حسن روحانی به نفع این جریان سیاسی رقم زد.

نزدیک به یک سال دیگر تا انتخابات  دهمین دور  مجلس شورای اسلامی باقی مانده است .اما  ساختار و کارکرد متفاوت نهاد مجلس از یک سو  و تعدد نمایندگان  منتخب از سوی دیگرموجب تفاوت های روشن با انتخابات ریاست جمهوری گردیده است .اگر در انتخابات گذشته اصلاح طلبان  توانستند در فرصت یک هفته به اجماع در حمایت از حسن روحانی برسند .علی القائده به دلیل همین تفاوت ها شکل گیری اجماع و ائتلاف حداکثری سازو کار دیگری می خواهد.از سوی دیگر تجربه آخرین دور انتخابات شورای شهر تهران نیز پیش روی اصلاح طلبان است . 

به طور قطع همان دلایلی که باعث حضور اصلاح طلبان و بهره گیری از ظرفیت انتخابات در خرداد سال 92 شد ،بر کنش  موثر این جریان سیاسی در انتخابات پیش رو نیز دلالت می کند.عملکرد نمایندگان مجس نهم پس از روی کار آمدن دولت یازدهم جای هیچ تردیدی را برای تغییر رویکردهای این نهاد قانونگذاری باقی نمی گذارد. از طرفی عدم همراهی مجلس با دولت مورد حمایت قاطبه مردم ایران در مقایسه با مواجهه مجالس با دولت های پیشین بی سابقه است واز سوی دیگر افراطیون حاضر در مجلس، این نهاد موثر در ساختار حقوقی  کشور را به جولانگاهی  علیه دولت اعتدال تبدیل نموده اند..بنابر این ضرورت شکل گیری مجلسی که از یک سو شان و اقتضای در راس امور بودن را رعایت کند و از سوی دیگر عملکردی متناسب با خواست و مطالبات قاطبه مردم داشته باشد  ،اصلی ترین دلیل برای جضور موثر اصلاح طلبان در انتخابات دهمین دور مجلس شورای اسلامی است.

ضرورت اجماع در این انتخابات مختص سران این جریان سیاسی نیست، بلکه این ضورورت به  تمامی بدنه اجتماعی این جریان سیاسی در اقصی نقاط کشور نیز  تسری یافته است ،به نحوی که می توان به جرات گفت در مجموعه اصلاح طلبان سخنی که بر هم زننده اجماع باشد شنیده نمی شود و اگر فرد یا گروهی که خود را منتسب به اصلاح طلبان می داند ،بر ساز ناکوک تفرقه و چند دستگی بدمد، خود بخود از قطار اصلاحات پیاده خواهد شد.

بررسی روند اجماع در انتخابات قبل ،می تواند مبنای دقیقی برای تداوم ائتلاف و گسترش شعاع آن در انتخابات مجلس باشد.علی القائده وقتی سخن از اتئلاف در انتخابات پیش می آید ،اولین مولفه ای که به ذهن متبادر می شود حضور احزاب در شکل گیری آن است.اما بنا به دلایل روشن که در این مقال نمی گنجد،احزاب در ایران نه تنها  هنوز نتوانسته اندبازیگران اصلی  گردش قدرت در انتخابات باشندبلکه موانع موجود در تحقق تحزب در کشور مانع از متولد شدن شخصیت های تاثیر گذار در فضای سیاسی کشور از جانب احزاب می باشند. مراد از این تاثیر گذاری بدون شک  سطحی است که شخصیت های رشد یافته از درون احزاب قادر باشند به حد  تاثیر گذاری چهره هایی مانند سید محمد خاتمی دست یابند. اما تا کنون نه تنها  شاهد چنین ظهور و بروزهایی در این حد  از احزاب موجود نبوده ایم، بلکه این شخصیت ها بوده اند که نقش محوری را هم در بزنگاهها و هم در قدرتمند شدن یک حزب ایفا نموده اند.دبنابر این درک واقع بینانه ظرفیت های موثر در شکل گیری ائتلاف می تواند در دست یابی به سازوکار مشخص در انتخابات پیش رو موثر واقع گردد.

در جریان اصلاح طلبی حضور سید محمد خاتمی به عنوان محور و رهبر اصلاحات ظرفیتی بی بدیل است که ائتلاف را ممکن می سازد .تجربه انتخابات سال 92 گویای این سطح از تاثیر گذاری و رهبری جریان اصلاح طلبی است.اما پیچیدگی های این انتخابات به دلیل تفاوت هایی که برشمرده شد ،فرمولی متفاوت از آنچه در انتخابات 92 بکار گرفته شد را می طلبد.سازو کاری که از یک سو ائتلاف و اجماع را ممکن سازد واز سوی دیگر به پاسخگو کردن و کارآمدی مجلس آینده بیانجامد.سازوکاری که از دل یک روند دموکراتیک  در تمام مناطق کشور با استفاده از ظرفیت های موجود د.ر جریان اصلاح طلبی و اعتدال اعم از احزاب و شخصیت ها  ی موثر با هدایت رهبری اصلاحات بیانجامد...

منبع: مجله صدا