اشرف بروجردی نواصولگرایی در عمل  و به خاطر پذیرش این اصول بوده است که خود را در دایره اصولگرایی تعریف کرده‌اند و چون این عضویت تعریف شده است، مبنای سایرینی که می‌خواهند عضو این احزاب شوند هم همان اصول اصولگرایی قدیم خواهد بود که با اهداف سیاسی از پیش تعیین‌شده خود پیش بروند. براساس این دیدگاه کسانی که مدعی اصولگرایی نوین هستند نیز باید بر اساس همان تعاریف اصول نیروهای اولیه حرکت کنند چون «اصول» تغییرناپذیر است و به خاطر همین اصرار بر تغییرناپذیر بودن مبناهاست که این افراد خود را «اصولگرا» می‌نامند. به همین سبب اصولگرایی نوین نیز در کسب اقبال عمومی ناموفق خواهد بود چراکه این صفت نوین در واقع تکرار همان افکار و عقاید گذشته در ظاهری نو و ادبیاتی جدید است که نیروهای اصلاح‌طلب آن را در جامعه نهادینه کرده‌اند. با وجود همه افت و خیزهایی که جامعه ایران در این سال‌ها داشته باز هم می‌توان جامعه ایران را یک جامعه اصلاح‌طلب نامید. اصلاح‌طلبی گرچه به معنای نداشتن اصول نیست اما نوع نگاه این جریان به تحولات روز و نواندیشی دینی و اقتضائات جهانی و دیگر مسائل پیرامونی، به آنها این توانایی را داده که همواره بر اساس تغییرات روز آنها نیز در ادبیات و گفتمان خود تغییراتی به وجود بیاورند. مثلا شاید هر دو گروه اصلاح‌طلب و اصولگرا به نهاد خانواده باور و ایمان داشته باشند اما از نظر برخی  در طیف اصولگرای، زن باید در خانه بماند و به جز وظایف خانه‌داری هیچ حق وحقوقی را برای وی قائل نیستند اما اصلاح‌طلبان با وجود اعتقاد به خانواده معتقدند زنان نیز باید بر اساس توانایی‌های خود و اقتضائات جامعه تاثیر بیشتری بر تحولات جامعه داشته باشد. البته تفکر اصلاح‌طلبی هم چارچوب خود را دارد اما همانطور که گفته شد به خاطر اعتقاد به برداشت‌های جدید از مذهب و رابطه با نخبگان نسل جدید همواره در پی آن است که با توجه به مقتضیات زمان و مکان تصمیم‌گیری کند ولی این مسئله تا امروز میان اصولگرایان دیده نشده است. ختم کلام اینکه افرادی که امروز صحبت از نواصولگرایی یا اصولگرایی نوین می‌کنند به نظر می‌رسد بیشتر از سر اضطرار و ناچاری به این امر روی آورده‌اند تا بر اساس نیاز جامعه و ادبیات و رفتار این گروه رفتار همان نیروهای قدیمی در ساختاری شیک‌تر  و مدرن تر است.  منبع: روزنامه آرمان