سوگل دانائی- در روزهای اخیر شاهد برخی حرکت های نمادین در سطح شهر تهرانو تعدادی دیگر از شهرهای کشور بودیم. این حرکت ها که با نام های مختلف خطاب قرار می گیرد، عمدتا به نوعی دفاع از پوشش اختیاری تعبیر می شود. با این حال حمایت رسانه های معاند از این حرکت ها باعث شده تا بسیاری از فعالان مدنی در ایران با دیده تردید به آن بنگرند.

درباره اینکه ریشه های این حرکت ها و اهمیت آن چقدر است و باید در قبال آن چه واکنشی داشت، با آذر منصوری فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت به گفتگو نشسته ایم. او در گفتگو با خبر فوری، از راه های مقابله با گسست های نسلی و اختلاف بر سر پوشش زنان سخن گفته است که در ادامه می خوانیم.

 ***

این روزها شاهد شکل گیری جریاناتی در جامعه هستیم که نشان می دهد برخی اختلاف نظرها درباره نوع پوشش بانوان وجود دارد. در مقابل هم جریانی اعتراضی شکل گرفته که می خواهد به یاد آورد که مساله اصلی کشور، نه پوشش بانوان که دفاع از کشور در مقابل تبلیغات رسانه های معاند است. فکر می کنید چرا ماجرای پوشش بانوان بار دیگر به بحث داغ رسانه ها تبدیل شده است؟

مسئله پوشش زنان ایران و اعتراضی که به این شکل مطرح شده است، به نظرم مسئله تازه ای نیست. شروع مسئله به قانونی شدن پوشش اجباری بر می‌گردد و مأموریت دادن به دستگاههای انتظامی برای کنترل این پوشش. در این مرحله فقط شیوه، نوع و‌ گستره اعتراض به این اجبار عوض شده است. شما این سه چهار دهه را مرور کنید. ابتدا موی سر نماد بدحجابی قلمداد شد و نوع برخوردها با زنان از موی سر شروع شد، سالها گذشت در برابر این اجبار مقاومت شد، اشکال دیگرش هم به همین صورت مقاومت شد. چند سال بعد گفته شد چکمه نماد تبرج است، زنان مقاومت کردند و بعد از آن دیگر مو و چکمه از نماد بد پوششی حذف شد، یک دوره ای این نماد به ساپورت تغییر وضعیت داد و باز هم مقاومت شد و رسید به مانتوهای کوتاه و جلو باز،برخورد شد و باز هم مقاومت می شود.

اما حجاب اکنون نماد جامعه ماست. به هر حال طبیعی است که درباره مصادیق حجاب اختلافاتی باشد ولی از کلیت آن باید دفاع کرد...

اشتباهی که بعد از انقلاب به نظرم رخ داد این بود که حجاب شد نماد نظام اسلامی و تبدیل شد به مسئله حاکمیت، وقتی به نماد تبدیل می شود و شکل اجبار به خود می گیرد، فرق نمی کند این نماد، نماد یک حامعه مدرن باشد یا یک جامعه اسلامی، مسئله اصلی اجبار است و حذف حق انتخاب ۵۰درصد از جمعیت کشور که در این قالب متاسفانه کمتر تحلیل می شود. این حق شامل انواع پوشش می شود. این نگاه به زن به عنوان یک نماد،بدون در نظر گرفتن حق اولیه او یعنی انتخاب آگاهانه و آزادانه مسئله اصلی است که طبیعتا حس حقارت و سرخوردگی را در آنان تقویت می‌کند و طبیعی است بعد از آن مقاومت‌ها شکل اعتراضی هم به خود می‌گیرد. این معنی دیگرش تنزل دادن جایگاه و منزلت زنان است.

عده‌ای این حرکت را به ضد انقلاب و یا خارج نشینان نسبت می دهند. دلیلش هم همان کمپین های ساخته شده در رسانه های بیگانه است. شما ارتباطی بین آنها می بینید؟ چه باید کرد که جامعه کمتر تحت تاثیر این کمپین ها قرار بگیرد؟

حال اینکه عده ای در بیرون از مرزها ممکن است از این وضعیت بهره برداری های خود را داشته باشند، در مورد همه حرکت های اعتراضی وجود دارد و نمی شود با این بهانه این اعتراضها و صورت مسائل متعدد زنان ایران را انکار و یا پاک کرد. ضمن اینکه متاسفانه این نوع بهره برداری های بیرونی در هر نوع حرکت اعتراضی خود عاملی می شود برای پاک کردن صورت مسئله و ندیدن اصلی اعتراضها.

در یک نگاه دیگر، همه این بحث های جدید نتیجه نوعی اختلاف بین نسل های مختلف انقلاب است. به نظر شما این عمل به نوعی نشان دهنده شکاف بین نسلی است؟

نه، ممکن است تا حدودی متاثر از شکاف بین نسلی هم باشد،اما همه مساله این نیست.

پس بازگردیم به همان سوال اول، حجاب صرفا یک نماد برای دختر خیابان انقلاب است و ببشتر تبعیض را نشانه گرفته است؟

مسئله اصلی بر می گردد به اینکه زنان در ایران شهروند درجه یک محسوب نمی شوند. این واقعیت ها اگر دیده نشود به نظرم در یافتن صورت دقیق مساله همچنان ممکن است به خطا برویم. بدون تردید زنان ایران خود را با دیگر کشورهای دنیا مقایسه می کنند. ظرفیت ها و توانمندی های زنان ایران بسیار بالاست اما از این ظرفیت ها برای خدمت به توسعه کشور استفاده نمی شود. طبق گزارش محمع جهانی اقتصاد (که البته حهت گیری هایی دارد) رتبه شکاف جنسیتی ایران در بین ۱۴۴کشور جهان در آخرین گزارش ۱۴۰اعلام شده است. این به این معنی است که کشورهای دیگر بنا به ضرورت حضور زنان در فرآیند توسعه تلاشهایشان از ما بیشتر است. ما هنوز در یک سری مسائل در کشور با مقاومت های جدی برای حضور زنان مواجه هستیم. در حالیکه اتفاقا نماد توسعه یافتگی و رعایت حقوق برابر شهروندی و الزامات حکمرانی خوب رفع تبعیض هایی است که علیه نیمی از جمعیت کشور وجود دارد و تصور می شود با بودن این تبعیض ها مسئله پوشش زنان حل خواهد شد. در حالیکه این رویکرد خود می تواند زمینه شکل گیری حرکتهای اعتراضی زنان را در آینده بیشتر کند.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند این حرکت خیلی جدی نیست و نباید آن را جدی گرفت، شما فکر می‌کنید این حرکت تاثیر گذار است؟

این یک حرکت اعتراضی مسالمت آمیز است. هیچ خشونتی در خود ندارد و باید صدای این اعتراض را به درستی شنید و درک کرد و راهکاری برای آن یافت. اما از طرفی ممکن است مانند حرکت های اعتراضی اخیر این حرکت نیر متوقف شود.

ممکن است ادامه دار باشد؟

  چون بستر اعتراض مهیاست ممکن است در آینده اشکال دیگری نیز به خود بگیرد.

در چنین شرایطی به نظر شما باید چه رویکردی در مقابل این ماجرا داشت؟

حداقل اقدام در این مرحله به نظرم باید کاهش رفتارهای قهری و پلیسی نسبت به پوشش زنان باشد. در واقع نهادهای حاکمیتی باید یک قدم برای شنیدن صدای این اعتراضات بر دارد تا بشود با گفتگوهای بیشتر به دریافت دقیق و راه حل مشترک دست یافت،قبل از آنکه به بحران دیگری تبدیل شود. پوشش زنان ایران نباید عاملی برای تقویت گسل های امروز ایران که یکی از آنها گسل تبعیض جنسیتی است باشد.بلکه می تواند به محوری برای گفتگوی بیشتر و رسیدن به فهم مشترک برای راه حلها و پرکردن شکاف های امروز ایران باشد.