احزاب، پدیده‌های مدرنی هستند که در جوامعی که تحولات گوناگون سیاسی- اقتصادی حتی اجتماعی- فرهنگی خاصی را تجربه می‌کنند، ظهور کرده‌اند، اما از آن‌جا که آثار این تحولات به شکل درون‌زا یا برون‌زا در سراسر جهان منتشر شده، شاهد گسترش فعالیت احزاب در سراسر جهان هستیم ولی واقعیت این است که ظهور و شکل‌گیری احزاب در آغاز در جوامعی اتفاق افتاد که طبقات شهری ظهور کردند؛ سپس آن‌ها توانستند قدرت اقتصادی را به‌دست آورند و بعد، قدرت سیاسی را به‌دست آوردند و اساسا نگاه‌شان به جهان تغییر کرد که بیشتر در جوامع غربی این تحول شکل گرفته است، اما مانند همه آثار مدرنیته یعنی تجدد و نوآوری در سراسر جهان، کمتر یا بیشتر این نهادها منتشر شدند و همه کشورها کم‌وبیش شاهد فعالیت احزاب هستند. به‌ویژه در منطقه خاورمیانه یا غرب آسیا که ما زندگی می‌کنیم در طول بیش از یک‌صد سال گذشته احزاب گوناگون شکل گرفته و فعالیت کرده‌اند. در کشور ما نیز این تجربه‌ها شکل گرفته، اما به‌دلیل نبود فرهنگ فعالیت جمعی و مشارکتی یا حتی ضعف آن و به دلیل فقدان قوانین انتخاباتی مناسب که فعالیت احزاب را تقویت کرده و منسجم و پایدار سازد و به‌ویژه در شرایط غیبت بخش‌خصوصی قدرتمند که بتواند از فعالیت حزبی پشتیبانی کند؛ یعنی در شرایطی که دولت، حیات و ممات مردم را در اختیار داشته، احزاب شکل گرفته‌اند. در چنین شرایطی، احزاب نمی‌توانند کارکرد مفروض خود را داشته باشند. در واقع، در کشوری که ما زندگی می‌کنیم بعد از فعالیت حزب توده در دهه‌های 20 و 30 کمتر حزب پایدار، منسجم و سازمان‌یافته‌ای را تجربه کرده‌ایم؛ البته در سال‌های اخیر در دوران اصلاحات نیز شاهد شکوفایی و تقویت فعالیت‌های حزبی بوده‌ایم. اما به‌هر حال، ویژگی فعالیت حزبی در کشور ما ناپایداری این نوع فعالیت‌هاست.

بنابراین، کارکرد اصلی احزاب که تجمیع و انباشته‌سازی تجربه‌های سیاسی است کمتر شکل می‌گیرد و به دلیل این‌که این تجربه‌ها کمتر انباشته می‌شوند و به دلیل ناپایداری احزاب، به‌طور طبیعی در کوتاه‌مدت آن‌ها فقط برای کسب قدرت یا کسب حمایت‌های لازم برای پایداری فعالیت‌های خود تمرکز پیدا می‌کنند و بر همین اساس است که در مجموعه فعالیت‌های احزاب، ما بیشتر شاهد این بخش از فعالیت‌های حزبی هستیم، درحالی‌که مهم‌ترین کارکرد حزب، تربیت کادرهای مناسب برای مدیریت کشور در سطوح مختلف بر پایه یک برنامه منسجم سازمان‌یافته، همه‌جانبه و کلان است که بتواند بخش‌های مختلف مسائل کشور را پوشش دهد. چرا که در فرد، احزاب گردآورندگان نخبگان سیاسی هستند و کسانی که با برنامه خاصی قصد تأثیرگذاری بر جریان اداره امور در کشور دارند و دیدگاه خاصی را دنبال می‌کنند، اما به‌دلیل کوتاه‌بودن عمر احزاب و ناپایداری فعالیت‌های سیاسی در کشورهایی مثل کشور ما، احزاب فقط به بخشی از کارکردهای خود توجه می‌کنند و آن هم کسب قدرت است و بخش‌های دیگر فعالیت‌های حزبی مانند تربیت کادرها، آموزش و برنامه‌ریزی برای مدیریت کشور، در عمل، به‌دلیل این ناپایداری اساسا بروز پیدا نمی‌کند. به همین ترتیب، ما شاهد هستیم که مهم‌ترین کارکرد احزاب در کشورهای در حال توسعه‌ای که همان امر آموزش است، در عمل توجه لازم را دریافت نمی‌کند چرا که اصولا آموزش، امری است زمان‌بر و نیازمند سپری‌شدن زمان مناسب که معمولا احزاب در کشورهایی مثل کشور ما از این‌جهت در معرض فشار هستند.

اما برای ایجاد احزاب قدرتمند، قبل از هر چیز و بیش از هر چیز، دولتی که تصدی امور اجرایی کشور را عهده‌دار می‌شود باید نگاه مثبتی نسبت به کارکردهای احزاب داشته باشد. در این‌صورت، می‌توان امیدوار بود قوانین تقویت‌کننده حضور و فعالیت احزاب تثبیت و اجرا شود که البته در اینجا نقش حمایتی مجلس شورای اسلامی نیز مطرح می‌شود؛ بنابراین، ما نیازمند افراد یا نگرش‌هایی در قوای اجرایی و تقنینی هستیم که فعالیت‌های حزبی را بپذیرند، به آن باور داشته باشند و برای آن تلاش کنند. بر همین اساس، باید پذیرفت براساس تجربه‌های سال‌های گذشته در کشور، این نوع نهادها می‌توانند اعمال حاکمیت مردم را تقویت کرده و عملی کنند. اگر مردمسالاری وجه اصلی رویکردهای حاکم در کشور باشد، بنابراین، اعمال حاکمیت مردم جز از طریق احزاب در جوامع امروز قابل دسترسی نیست.

در واقع، همه کشورهای پیشرفته، کشورهایی هستند که توانسته‌اند خواست و اراده مردم را در داخل احزاب سامان دهند، پالایش کنند، قابلیت اجرایی دهند و امکان استفاده مردم از خرد جمعی و به‌ویژه سرمایه‌های انسانی را فراهم آورند. در این‌صورت، به این مسئله باید توجه داشت که برای بهبود شرایط جامعه باید از نخبگان سیاسی که دارای فکرهای متنوع و متفاوتی نیز هستند برای اداره امور کشور استفاده کرد و البته این همان آموزه‌های دینی ماست که عقلا به مشارکت در عقول دیگران فرا‌می‌خواند و ما در کلام معصوم در این زمینه برای مشورت و نظر گرفتن از عموم توصیه‌های بسیار داریم. به نظر می‌رسد اگر باوری نسبت به اعمال حاکمیت مردم وجود داشته باشد، گریزی از تقویت احزاب و حمایت از فعالیت‌های حزبی وجود ندارد.