در سه انتخابات پياپى به موفقيت نسبى دست يابند و با انسجام حداكثرى و بي سابقه مسير حضور بيشتر خود را در انتخابات به خصوص انتخاب شوندگان هموارتر كنند.اما اصلاح طلبان هنوز به ساز و كار عينى براي حفظ دستاوردهاى خود دست نيافته اند.

جوانان اصلاح طلب در صورتى كه حركت هاى خود را در چهارچوب برنامه هاى حزبى تعريف كنند وخود را جزئي جدا نبينند مي توانند، اميدوار باشند در چهارچوب توليد گفتمان اثر بخش از جانب احزاب در يك فرآيند تعريف شده توانايى و اثر بخشى آنان ديده شود.

احزاب هم بايد براى تبديل جوانان خود در اين فرآيند به چهره هاى سياسي برنامه داشته باشند.

در مانيفيست اصلاح طلبان بايد وجوه تمايز و تفاوت گفتمان اين جريان با جريان هاى ديگر در همه حوزه ها روشن باشد

1/حال و هواي اصلاحات و اصلاح طلبان در شرايط حاضر چگونه است؟ما از چه چيزهايي رنج مي بريم؟ريشه اين دردها كجاست؟با توجه به شرايط فعلي چه آينده اي را براي اصلاح طلبي متصور هستيد؟

2/ آيا دانش اصلاح طلبان در حوزه سياسي از سال 76 تا به امروزافزايش يافته است؟

3/ علت اصلي تولد احزاب جديد در اردوگاه اصلاحات را چه مي دانيد؟

4/ نظرتان درباره احزاب جديد اردوگاه اصلاحات مثل حزب اتحاد ملت ايران، نداي ايرانيان و بنياد اميد ايرانيان آقاي عارف چيست؟ آنها سعي كرده اند نسل سوم و چهارم اصلاح طلبي را دور خود جمع كنند. خيلي از كساني كه السابقون اصلاحات هستند با يك سري موافق و با يك سري مخالف هستند. تشكل هاي جديد چقدر مي توانند به تكثير گفتمان اصلاحات و تزريق آن به بدنه اجتماعي و ارتباط دو سويه توده هاي هوادار اصلاحات به گفتمان اصلاحات كمك كنند؟

5/ همكاري و ائتلاف نيروهاي سياسي منتسب به اصلاح طلبي با ميانه رو ها و اصولگرايان معتدلايا خدشه اي به هويت اصلاح طلبي وارد كرده است؟

6/آيا اصلاح طلبي با محافظه كاري و مصلحت گرايي نسبتي مي تواند داشته باشد؟

7/ آيا جوانان اصلاح طلب و احزاب جديد اصلاح طلبمي توانند موج جديدي ايجاد كنند و اينكه اگر نگاه پيكر بندي شده اي به اصلاحات داشته باشيم جوانان كجاي اين پيكر هستند؟ نقش كدام عضو را مي توانند بازي كنند؟

8/ مانيفست اصلاحات چگونه بايد تدوين شود؟ سرفصل ها و چارچوب مفهومي آن چه مختصات و مشخصاتي بايد داشته باشد؟چه كساني با چه نگاهي و چه آبشخور فكري بايد ١.اگر اين اصل را بپذيريم كه اصلاحات يك راهبرد استكه قرار بوده و هست تا فرايند دمكراتيزاسيون را در يك فرآيند كه مدام بازتوليد مي شود،تقويت و تسهيل كند و بر اين مبنا بخواهيم إسيب شناسي دقيق و واقع بينانه اين حريان داشته باشيم به نظرم ميتوان گفت كه اصلاح طلبان در حال حاضر در كدام نقطه ايستاده اند و از چه رنج مي برند و به كدام سو مي روند.

باهمين پيش فرض اصلاح طلبان امروز هر چند در ساختار قدرت سياسي كشور حضور حداكثري ندارند ،اما مي توان گفت از حيث اتخاذ استراتژي و تاكتيك به نقطه اي رسيده اند كه در هيچيك از ادوار قبل از چنين ويژگي برخوردار نبوده اند.اصلاح طلبان توانسته اند از همه ظرفيت هاى موجود براي تقويت دمكراتيزاسيون در كشور استفاده كنند.در سه انتخابات پياپى به موفقيت نسبي دست يابند و با انسجام حداكثرى و بي سابقه مسير حضور حداكثري را در انتخابات به خصوص انتخاب شوندگان هموار تر كنند.

اما اصلاح طلبان هنوز به سازوكار حقيقي براي حفظ و دستاوردهاي خود دست نيافته اند. اين فقدان هم دليل دارد و هم علت.بايد اين دلايل و علتها ها راشناخت و براي آن چاره اي كرد.شايد بتوان در پس اين معرفت به نسخه و دستور كار اين جريان سياسي براى آينده دست يافت.

علت اصلي را بايد در توسعه نيافتگي جستجو كرد و اينكه مارا گريزي نيست مگر به تلاش حداكثري خود براي توسعه همه جانبه ادامه دهيم.همه الزامات آن رابشناسيم و براي تحقق آن برنامه و راهبرد داشته باشيم .اما دليل اصلي در پي علتى كه برشمرده شد به توان و ظرفيت محموعه اصلاح طلبان بر مي گردد.اين ظرفيت خواسته يا نا خواسته محدود به تلاش براي حضور در ساختار حقوقي و قدرت سياسي كشور شده است و دليل لنگ زدن نهادهاي منتخب دمكراتيك به اعتقاد من به اين مسئله بر مي گردد.ضعف فقدان برنامه براي اصلاحات جامعه محور كه همواره مانع ازحفظ ، رشد و هدايت سرمايه اجتماعي اصلاح طلبان بر مى گردد.چه بسا اگر اصلاح طلبان اين موضوع را در دستور كار خود قرار دهند ضعف آنان در فرصت پسا انتخابات نيز جبران شود.

توان و قدرت اين سرمايه اجتماعي به عنوان نقطه اتكاء اين جريان نبايد محدود به انتخابات باشد،بلكه بايد ديد برنامه اين جريان براي حفظ و سازماندهى در پسا انتخابات چيست؟

اين نه تنها احزاب بلكه همه اركان جامعه مدني را در بر مى گيرد .البته موانع پيش رو در اين نوشتار مفروض در نظر گرفته شده است.آن را تدوين كنند و به رشته تحرير درآورند

تولد احزاب جديد زائيده فضاي سياسي كشور از يك سو و ضعف قوانين از سوى ديگر است.از يك سو فرصت است و از ديگر سو تهديد . فرصت از اين رو كه ظرفيتي جديد براي كار متشكل سياسي ايجاد مي كند و تهديد از اين رو كه به دليل تكثر بدون ضابطه بر كيفيت كار حزبي تاثير منفي به جاي خواهد گذاشت. اگر مسير به سمتي برود كه ما در كشور شاهد شكل گيري چند حزب فراگير باشيم مي توان اميدوار بود كه در إينده اي نه چندان دور بازيكران ميدان قدرت سياسي در ايران هم احزاب هستند .در غير اينصورت راه درازی در پيش داريم.؟

مشروح گفتگو: اين همكاري تا زمانى ادامهخواهد يافت كه هم به توسعه كشور كمك كند و دربرگيرنده منافع ملى و مصالح عمومي كشور باشد و هم مسير اصلاحات را در كشور هموار تر كند.به عبارت ديگر به نظر نمى آيد تا كنون اين ائتلاف گفتمان اصلاحات را نقض كرده باشد.اين در حالى است كه جريان اعتدالي بهرغم تلاشي كه در مقاطعي داشته است موفق به توليد گفتمان جديد نشده است وبه نظرم موفيت هاي نسبي در سالهاي گذشته ناشي از اثر گذاري گفتمانو استراتژيصحيح اصلاح ٦.بالاترين مصلحت براي اصلاح طلبان منافع ملي و مصالح عمومى كشور است.آقاي خاتمي سال گذشته در نشست بنياد باران بر سه محور كه مبناي حركت اصلاح طلبان است و به نوعي خطوط قرمز را ترسيم مي كند اشاره داشند؛1.پيشرفت و توسعه همه جانبه كشوربا تاكيد بر تقويت منافع ملي و رضايتمندى مردم ٢.نقويت دمكراسي و مردمسالاري سازگار با دين و ٣.مقابله با استبداد و خودكامگي و ديكتاتوري.(نقل به مضمون)

مصلحت اصلاح طلبان حفظ اين اصول و حركت در چهارچوب استراتژي است كه اين اصول را نقض نكندو هيج مصلحتي بالاتر از حفظ اين اصول نيست. ٧.من مخالف اين مرزبندي پيرو جوان هستم .ضمن اينكه محدوده جواني و پيري در سياست با برداشت عمومي از پيري و جواني فاصله دارد.جوانان اصلاح طلب در صورتيكه حركت هاي خود را در چهارچوب برنامه هاي حزبي تعريف كنند و خود را جزئي جدا از مجموعه نبينند مي توانند اميدوار باشند در چهارچوب توليد گفتمان اثر بخش از جانب احزاب در يك فرآيند تعريف شده توانايي و اثر بخشي آنان ديده شود.

احزاب هم بايد براي تبديل جوانان خود در اين فرإيند به چهره هاي موثر سياسي برنامه داشته باشند .واقعيت آن است كه در هشت سال قبل از دولت دكتر روحاني كپ بزرگي ايجاد شده است و پر گردن اين گپ بدون برنامه امكان پذير نخواهد بود.احزاب در كنار توليد گفتمان بايد چهره سازي كنند هم براي آينده حزب و هم حضور در رقابت هاي انتخاباتي و هم پرورش مديرانى براي اداره كشور.در غير اينصورت احزاب ما هم مانند مديريت در كشورما به بيمارى پيري و كهنسالي مبتلا خواهند شد.

اين سوال بسيار مهمي است. اين بايد هنر احزاباصلاح طلب باشد كه بتوانند دروهله اول وجوه تمايز و تفاوت گفتمان،رويكرد و مختصاتجريان اصلاحات را با جريان رقيب روشن كنند.

اين مي تواند مقدمه اي براي رسيدن به مانيفيست اصلاحات باشد.

كارهايي در اين زمينه شده است و به نظرممي شود يكي از دستور كارهاي شوراي مشورتى إقاي خاتمي باشد.

به خصوص اينكه بنياد باران هم در اين زمينه تلاش هايي داشته است.اما به نظرم نياز به بازخوانى و به روز رساني دارد.به خصوص اينكه در يك دهه گذشته اصلاح طلبان در شرايطي قرار داشته اند كه تجربه حاصل از آن مي تواند در به روز رساني اين مانيفيست به كار گرفته شود.

در اين مانيفيست بايد برنامه ها و اهداف اصلاح طلبان به روز رساني شود،خطوط قرمز بايد ترسيم شود.

مباني فكري بايد به درستي تبيين شود و در واقع اين سند بايد به اين سوال پاسخ دهد كه برنامه اصلاح طلبان براي حضور در قدرت چه مختصاتي دارد.

در واقع چهارچوب گفتماني و رويكرد اصلاح طلبان در اين مانيفيست بايد دقيق ترسيم شود.

به نظرم براي اين به روز رسانى بايد از همفكري مجموعه اصلاح طلبان بهره گرفت و به خصوص نقش تئوريسين هاي اصلاحات در اين زمينه بسيار تعيين كننده خواهد بود.