مصطفی تاجزاده در نشست "تلاش برای شکستن سقف شیشه‌ای" که از سوی جمعیت زنان مسلمان نواندیش و گروه هم اندیشی فعالان حوزه زنان برگزار شد ، گفت:« مسله این است که من به مشارکت سیاسی باور دارم، مشارکت سیاسی امر تفننی و شیک نیست بلکه یک امر ضروری است. باور دارم که هر چیزی که مادام العمر شود فاسدکننده است. چه کسانی همیشه در قدرت بمانند چه شهروندان عادی همیشه شهروند عادی بمانند در این حالت دو شکاف فرهنگی شکل می گیرد به نام فرهنگ رسمی و فرهنگ مردمی که اینها در چالش مداوم با هم خواهند بود.

ما به حضور زنان نیاز داریم چون از دورانی که بگوییم مشارکت سیاسی خوب است گذر کرده‌ایم، به دلیل اینکه تکیه گاه تمدن جدید عمدتا بر توده مردم است و نه یه عده خاص، نه اشراف، نه اقلیت برگزیده. اگر حکومتی نتواند متن مردم را به صحنه بیاورد و از استعدادهای آنها بهره بگیرد از رقابت کشنده عقب می ماند و برای عقب نماندن باید راه مشارکت را برای همه باز کند. این امر ضروری است. این فراتر از آن جمله مهندس سحابی است که می گفت بلوغ آدم سیاسی در مدیریت سیاسی است. »

تاجزاده افزود:« من به عنوان کسی که رشته تحصیلی ام سیاسی بوده و چهار دهه مسولیت سیاسی داشته ام، هم در خارج از ایران بوده ام و هم در زندان می گویم که یک وجه مدیریت سیاسی اجتماعی است و بر مشارکت مردم تکیه دارد. یک وجه فردی هم دارد که شکوفایی استعداد ها در باز شدن راه ها برای حضور در همه عرصه ها از جمله مدیریت سیاسی است. حق همه شهروندان است که در مدیریت سیاسی کشور در بالاترین سطوح مشارکت داشته باشند. بنابراین مشارکت زنان علاوه بر اینکه براساس حقوق شهروندی حق آنان است در دنیای امروز یک ضرورت اجتماعی است.»

این فعال سیاسی افزود:«نکته بعدی که می خواهم بگویم این است که کسانی در جامعه هستند که از مشارکت زنان می ترسند. همه می شناسیمشان. می پرسیم چرا در هییت رییسه مجلس یا در هییت وزیران یا در شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت زن نداریم در حالی که در دوره اول مجلس خبرگان ما کاندیدای زن داشتیم؟ چرا نهادهای انتصابی ما فارغ از وجود زنان است؟ طبیعی است که نهادهای انتخابی چون به مردم پاسخگو هستند مجبورند جدی تر به این مطالبه بپردازند ولی این دلیل نمی شود این خواسته را از نهادهای انتصابی نداشته باشیم.

مخالفان حضور زنان در برابر این سوالات دو استدلال دارند. یک: فرهنگ، اخلاق و شرعیات را پیش می کشند می گویند زنان نیامده وضع این است بیایند که چه بشود؟ بنده اینجا قضاوتی ندارم که وضع جامعه خوب یا بد است اما اگر وضع خراب است و شرایط خطرناک است این دلیلی ندارد جز اجرای سیاست های چهل ساله شما و اگر همین نگاه ادامه پیدا کند روز به روز هم خراب تر می شود و برای بهتر شدن باید در این سیاست ها تجدید نظر شود. بنابراین شما با منطق خودتون محکومید.

استدلال دوم آن ها این است که حضور زنان در مدیریت های بالا ریسک بزرگی دارد. بنده به عنوان کسی که مدیریت در عالی ترین سطوح کشور را تجربه کرده ام و مدیر ناموفقی هم نبوده ام خدمت شما عرض می کنم بله ریسک دارد. کدام تحول اجتماعی ریسک ندارد؟ زنان توانا هم زیادند. مثلا همین خانم مولاوردی که ما انتظار داشتیم با توجه به عملکرد مثبتشان در مناصب بالاتری قرار بگیرند. زنان توانا هستند. کافی است بخواهید ببینید.

انتخاب زنان اتفاق عجیبی نیست و مدیران مرد ما هم آموزش های خاص و عجیبی ندیده اند خب این طرف ژن های خوب بوده این طرف هم معمولی ها باشند. ما هم اول انقلاب کم تجربه بودیم که البته برای انقلاب های مردمی طبیعی است. مهم ترین تجربه مدیریتی نخست وزیر ما مهندس بازرگان مدیرکلی بود. »

نکته سوم این مسیری است که می رویم. زمان ما با ده سال قبل قابل قیاس نیست.همه چیز را از زاویه قدرت نبینیم. این خودش توهین به زنان است. زنان صد سال مبارزه کرده اند ممکن است حاصل مبارزه اشان هنوز در راس هرم قدرت دیده نشده باشه اما قطعا در اجتماع دیده شده است. ما دموکراسی را از غرب یاد گرفته بودیم. دموکراسی در غرب در ابتدا برای مرد سفید پروتستان مالک بود. فقرا و رنگین پوستان جایی در آن نداشتند. زنان و غیر پروتستان ها جایی نداشتند. اما این مرزها کم کم یکی پس از دیگری شکست.

من همیشه گفته ام قانون اساسی آمریکا دویست و چهل سال پیش نوشته شد. صد سال بعد از نوشتن قانون اساسی لینکن آمد و برده داری را ملغی کرد. صد سال بعدتر لوترکینگ جنبش برابری سیاهان را راه انداخت و پنجاه سال بعدش اوباما رییس جمهور آمریکا شد و اگرچه منعی برای رییس جمهور شدن زنان وجود ندارد اما هنوز رییس جمهور زن نداشته اند اما این به این معنی نیست که الان وضعشان با ۲۵۰ سال قبل تفاوتی نکرده است. البته با این روند بقین بدانید دیر یا زود یک زن رییس جمهور آمریکا خواهد شد.

تاجزاده تصریح کرد:«در مسایل اجتماعی نباید عکس گرفت بلکه باید فیلم گرفت. عکس به ما فقط تصاویر بدون گذشته می دهد اما فیلم نشان می دهد روند از کجا شروع شده و به کجا رسیده و این برای نسل جدید ایجاد امید می کند. ما از مشروطه تا امروز تغییر داشته ایم. نباید اینطور ناامید بود. این چیزی است که مخالفان ما می خواهند. تمام مبارزه ما مبارزه با گروهی است که می خواهند به ما بقولانند هر کار کنید حرف اول و آخر را می زنیم بروید در خانه هایتان بنشینید اما ما می خواهیم بگوییم هر بلایی سر ما بیاورید حرف اول و آخر را ما می میزنیم. هرچقدر بیرونمان کنید دوباره برمی گردیم. چه آزاد، چه در حصر، چه در زندان حرف اول و آخر را ما می زنیم. چرا؟ چون حرف ما متناسب با اکثریت این ملت است. ما امیدواریم عجله هم نداریم. ما مسیر دموکراسی را طی می کنیم. البته یک اتفاقی در جوامع ما افتاده. تحولاتی که در غرب اتفاق افتاد و مردم مشارکت جو شدند و خواستند بر سرنوشت خود حاکم شوند و کم کم دموکراسی مطرح شد اولا طبق چیزی که گفتم تدریجی اتفاق افتاد. دوم اینکه عنصر خارجی در کارشان دخالت نداشت. هر کشوری مسیر خودش رو دنبال می کرد و ابنکه آن ها با وسایل ارتباط جمعی جدید مواجه نبودند. نتیجه این مواجهه این است که بهار عربی اتفاق می افتد اما چون انفجار مطالبات را پیش رو دارد امکان مدیریتش ممکن نیست و به ضد خودش تبدیل می شود. در این جامعه هزار و یک رقم مشکل سر راهمان هست اما هنر ما ایرانی ها این است که علی رغم همه مشکلات سوار کار می شویم و مسیر را ادامه می دهیم. امروز آنها از نظر فرهنگی در حال مایوس شدن هستند و تتلو گیت حاصل مایوس شدن آن ها و فهم نادرستشان از جامعه است. البته منظورم به فرد نیست بلکه به شکل کار است.»

وی در پایان خاطر نشان کرد:«امروز آقای روحانی با مشکلات جدی مواجه است. بنده به شما به صراحت عرض می کنم مشکلاتی که آقای روحانی در این دو ماه با آن مواجه بوده آقای خاتمی در دور دوم با آن مواجه نبود. تازه آن زمان ۱۸ تیر و قتل های زنجیره ای را هم پشت سر گذاشته بودیم. آنقدر فضا علیه آقای روحانی تند بود که بعضی از من می پرسیدند آیا تحلیف و تنفیذ برگزار می شود؟ برادرش را بازداشت کرده اند، هفت استاندارش احضار شده است. کنسرت ها را لغو می کنند. برای وزارت علوم دکتر روحانی نه نفر را معرفی کرده نفر دهم قبول شده. ما در این جامعه زندگی می کنیم. راهمان هم همین است و با همین هم پیروز می شویم به شرطی که ناامید نشویم. ار رایمان ناامیدمان نکنند. نرویم در خانه بنشینیم. ما رای درستی داده ایم. محکم پشت رایمان می ایستیم. این را هم تاکید کنم که نه فقط در کابینه ۲۴ میلیونی بلکه در تمام نهاد های انتصابی باید زنان باشند و این مطالبه باید به مطالبه زنان اصولگرا هم تبدیل شود. بسیاری از آن ها هم موافق این مطالبه اند.

انفاقا فراتر از مرزهای رای، مطالبه حضور زنان در عالی ترین سطوح به سرعت می تواند به مطالبه ای ملی تبدیل شود. مطالبه ای که نه خواست ۲۴ میلیون رای دهنده به روحانی بلکه مطالبه ۱۵ میلیون رای دهنده به رییسی و ۱۸ میلیون نفری که رای نداده اند باشد. »

باید بگوییم آقای رییسی در مدیریت های کلان آستان قدس زنان را به کار بگیر. چرا نباید پلیس یا فرماندار زن داشته باشیم؟ در دوره اصلاحات من فرماندار زن منصوب کردم اتفاقی هم نیافتاد. بعد هم انتخاب معاونان رییس جمهور، استانداران، سفرا و بقیه مناصب طوری که اگر به هر دلیلی آقای روحانی وزیر زن انتخاب نکرد در کابینه های بعدی بهانه عدم وجود زن توانا وجود نداشته باشد.

وی افزود: بحث آخرم را هم مطرح می کنم. از قدیم با بعضی از دوستان بحث داشتیم که جنبش های اجتماعی که در ایران هست چه زنان، چه کارگران، چه دانشجویان چه محیط زیست و ... بعضی می گقتند ما مستقل از قدرت سیاسی فعالیت می کنیم. من معتقد بودم نمی شود. امکان ندارد. ما نه می توانیم به نام دموکراسی خواهی به این مطالبات بی توجهی کنیم نه می توانیم به نام پیگیری این مطالبات دموکراسی خواهی را کنار بگذاریم. اینها به هم پیوند خورده اند. هروقت جنبش دموکراسی خواهی در ایران شکل بگیرد و قوی شود راه بر جنبش های اجتماعی هم باز می شود و هر وقت ضعیف شود این جنبش ها هم ضعیف می شوند. اتفاقا محل تلاقی اینها با هم انتخابات است. چون ما جامعه مدنی خیلی ضعیفی داریم. اگر جامعه مدنی قوی بود، احزاب توانا داشتیم، ان جی او های توانا، روزنامه های صد ساله، بخش خصوصی قوی و .... هیچ اشکالی نداشت به سیاست بی تفاوت باشیم. اما در جامعه ما اگر دولت در اختیار اقتدارگرایان بیافتد نفس تمام جنبش ها را می برند. ممکن است سوری و شکلی امتیاز هایی بدهند. اما جلوی مطالبات عمیق و تاریخی را می گیرند. حاضرند دو تا وزیر هم بگذارند اما این اسمش دیگر مطالبه زنان نیست سهم خواهیست. البته بگویم که نمی توانیم به خاطر اسم سهم خواهی از مطالبه دست بکشیم چون انتخاب وزیر تجسم بخشی از آرمان های ماست اما آرمان های ما بلندتر از این است و در راسش برابری خواهی و آزادی خواهی است.

در این مسیر بدون خستگی، بدون ناامیدی، بدون قهر کردن دایم در برابر هر گونه طالبانی گری دولت را تقویت کنیم. به دولتمان افتخار می کنیم البته دایم مطالبه گری می کنیم. می گوییم این قول ها را به ما داده ای، به مردم داده ای. شعار اصلاح طلبان باید این باشد که به اسامی کاری نداریم. دست دولت باز است. ما سر وعده هایی که خود دولت داده ایستاده ایم. هرکس را می خواهد انتخاب کند به وعده هایش پایبند باشد. همین انتخاب زنان هم از وعده های آقای روحانی بوده و باید به آن تحقق ببخشد.

به عنوان کسی که سال ها در دولت مدیر بوده ام به شما می گ.یم در دولت دایم باید بین مسایل ضروری که هر کدام توجیهات کافی برای اجرا شدن دارد دست به انتخاب بزنی. همه مسایل با هم قابل اجرا نیستند. ممکن است انتخابت اشتباه باشد ولی نمی توانی انتخاب نکنی.

ما هم باید دایم مطالبه گری کنیم و خسته هم نشویم. اما حمایتمان هم ادامه دارد چون به محض توقف حمایت، گروهی می آیند که نه تنها زنان بلکه مردان توانمند را هم از عرصه ها حذف می کنند که شما یک دوره اش را شاهد بوده اید. انشالله با این روحیه پیش بروید و موفق خواهید شد.