هامون ایران: از نظر شما آیا فرهنگ سیاسی را می توان به عنوان عاملی در افزایش یا کاهش مشارکت سیاسی زنان قلمداد کرد؟

ما قاعدتا انتخابات را فرصتی می دانیم در کنار بهبود و اصلاح کارکرد نهادهای انتخاباتی. طبیعتا در خلا جنبش های اجتماعی، احزاب موثر و جامعه مدنی انتخابات فرصت بی بدیلی است برای اینکه بتوانیم از ظرفیت های موجود استفاده کنیم و مسیر را با شتاب و قوت بیشتر ادامه دهیم. طبیعی است که هر گفتمان غالب در جریان انتخابات اثرگذاری بیشتری دارد. این را به عنوان مقدمه گفتم از آن جهت که ما به عنوان فعالین سیاسی و فعالین حوزه زنان، دغدغه توسعه داریم نه دغدغه سهم خواهی. ما برای ایجاد فرصت های برابر برای آحاد جامعه و تحقق همان شعار زیبای ایران برای همه ایرانیان گام برمی داریم. در این انتخابات واژه حصر، به کلید واژه تبدیل شد و جریان مخالف حصر بر جریان موافق حصر غلبه پیدا کرد. ما به عنوان زنان فعال سیاسی و زنان فعال اجتماعی و غیره آیا توانستیم در این انتخابات مطالبات زنان را به کلید واژه تبدیل کنیم؟ آیا توانستیم مطالبات زنان را به گفتمانی تبدیل کنیم که امیدوار باشیم سقف شیشه ای در پساانتخابات ترک بخورد؟ ما امیدواریم چون اصلاح طلب غیر از این نمی تواند باشد. ما معتقدیم از همه ظرفیت های موجود باید برای تحقق دموکراسی استفاده کنیم. تا زمانی که انتخابات برگزار شود، ما هستیم، فعال هستیم و اجازه نخواهیم داد در این کشور یک صدایی حاکم شود. در انتخابات مجلس دهم دیدیم که وقتی تایید صلاحیت ها اعلام شد، سی کاندیدا بیشتر نداشتیم اما امروز مجلسی تشکیل شد که از دل همین مجلس سه نفر از نمایندگان زن به بیمارستان قلب شهید رجایی می روند و اصرار می کنند که با یکی از محصورین دیدار کنند. باید در پرداختن مطالبات اولا به آفت رادیکالیسم مواجه نشویم و دوم اینکه امید را در جامعه به ناامیدی تبدیل نکنیم. این دو ملاحظه حائز اهمیت است. در بخش دوم به اجزای سقف شیشه ای می پردازم. ما سال هاست که دغدغه مسائل زنان داریم. آقای روحانی به عنوان رئیس جمهوری که چهارسال گذشته مدام از عدالت جنسیتی صحبت کرد، به عنوان کسی که از فرصت های برابر برای زنان صحبت کردند، به عنوان رئیس جمهوری که صدای جمعیت محذوف کشور را شنیدند، این انتظار را به وجود آورد که نمود عینی ایجاد فرصت های برابر را در کابینه به وجود ببینیم. این مطالبه همچنان هم وجود دارد و اخباری هم که می آید نشان می دهد این امر محقق نشده است. بنابراین تا اجزای سقف شیشه ای را نشناسیم و بر تداوم این گفتمان اصرار نکنیم و متوقف بر انتخابات باشیم، قاعدتا باید منتظر بمانیم. انتخابات بسیار خوب است اما در خلا جنبش های اجتماعی کار ما بعد از انتخابات باید مشخص شود. به اعتقاد من این نکته مهمی است. ما باید بتوانیم با همگرایی و رسیدن به اتفاق نظر در طول ۴ سال آینده این گفتمان را به کلیدواژه اصلی تبدیل کنیم ضمن اینکه تداوم این گفتمان فقط نباید به وزیران و هیات وزیران ختم شود. در تمام سطوح باید رخ دهد.

هامون ایران: بین نگرش زنان نسبت به توان سیاسی خود و جایگاه سیاسی شان در نظام مشارکت سیاسی فعلی ایران چه رابطه ای وجود دارد؟

این که می گویند زنان به سطح استاندار نرسیده اند، ادعای درستى نیست . خانم مولاوردی پیش از معاونت، هیچ یک از این سطوح را نداشت اما عملکردش طوری بود که نشان داد زنان اگر مسئولیت بگیرند می توانند به بهترین شکل از عهده ایفای مسئولین بربیایند و برند شوند. آیا عناصر سقف شیشه ای ما قانون، دین و شرع، فرهنگ و تاریخ ماست؟ عناصر این سقف شیشه ای چیست که تا این حد مقاومت وجود دارد؟ ما توانستیم در این سقف شیشه ای ترک ایجاد کنیم چون در هیچ یک از انتخابات گذشته به میزانی که امروز مطالبه وزیر زن مطرح می شود، تاکنون مطالبه وزیر زن مطرح نبوده است و انصافا من از این جهت امیدوارم. این که آیا قانون منعی ایجاد کرده است یا دین و شرع و شورای نگهبان ومنعی ایجاد کرده است؟ آیا این موانع کنار هم بوده است که ما نتوانستیم یک زن در شورای نگهبان و غیره نداشته باشیم؟ شناختن این اجزا با توجه به ظرفیت های موجود بسیار مهم است. کجای دین ما گفته است که زنان نمی توانند در مقدرات اساسی مملکت دخالت بکنند. مگر امام یکی از همین مراجع نبود؟ مگر همین امام نبود که در اولین هیات اعزامی به روسیه، یک زن را هم فرستاد؟ مگر بارها در قرآن تاکید نشده است در ایفای مسئولیت اجتماعی، فرهنگی و دینی همه انسان ها مسئولند؟ مگر قرآن، ملاک را تقوا برنشمرده است؟ کجای این دین، منع ایجاد کرده است برای مشارکت سیاسی زنان؟ اشکال ما آیا این بود؟ عده ای پوسته ای دور دین کشیده اند و با توسل به همان پوسته، مانع ایجاد می کنند. تردید ندارم یکی از عواملی که مانع آقای روحانی در موضوع وزیر زن شده است، همین است. در حالی که این مانع، مانع واقعی نیست و این برعهده ماست که فریاد بزنیم که اتفاقا منعی نیست. قانون اساسی ما بخش ویژه ای را در اصول ۲۰و ۲۱ به زنان اختصاص داده است. باید جایگاه ویژه ای را برای زنان ایجاد کنند. بنابراین من فکر نمی کنم چه به لحاظ شرعی و دینی و چه به لحاظ قانونی، استدلالی وجود داشته باشد در جهت منع زنان. ما یک جای کارمان اشکال دارد، از روشی باید استفاده می کردیم که استفاده نکردیم.

امروز دنیا به این نتیجه رسیده است که ایجاد فرصت های برابر برای زنان، یکی از الزامات اصلی توسعه است. چرا ما به آن بی توجه بودیم؟ مسئله این است که با شکل گیری نظام های نوین، با انتخابات آزاد با صرف مشارکت برابر زنان و مردان باید انتظار داشته باشیم که شکاف های جنسیتی پر شود. این شکاف ها ریشه های تاریخی و فرهنگی مهمی دارد. ما برای لیست شورای شهر و روستا بر سر همین موضوع درگیری داشتیم. وقتی از حیث دسترسی زنان به فرصت های برابر فاصله و شکاف وجود دارد، ما چطور می توانیم انتظار داشته باشیم که زنان شناخته شوند؟ در بسیاری از انتخابات شهرها و روستاها زنان نتوانستند در انتخابات شهر و روستا رای بیاورند چون اقایان پولدارتر بودند، بیشتر خرج کردند. این خیلی ساده است، وقتی شکاف به این عمیقی وجود دارد، وقتی فرصت های برابری اقتصادی وجود ندارد، چطور می توانیم انتظار داشته باشیم که وقتى نظام نوینی شکل بگیرد. این شکاف ها خودش پر نمی شود، مساله اساسی در کنار اصلاح قوانین، همین موضوع است. موضوعی که باور ندارد برای ایحاد فرصت های برابر باید از راهبرد و استراتژی خاصی کمک بگیریم. گزارش مجمع جهانی اقتصاد، می گوید رتبه شکاف جنسیتی ایران در بین ۱۴۴ کشور، ۱۳۹ است. یعنی ما فقط ۵ رقم با آخرین کشور دنیا در این گزارش فاصله داریم. اما نباید فراموش کنیم یک رقم نسبت به سال گذشته بهبود پیدا کردیم، رقم مشارکت سیاسی هم سه درصد افزایش پیدا کرده است و این احتمالا به دلیل به کارگیری فرمانداران و حضور زنان در مجلس شورای اسلامی است. حتی کشورهایی که جزو ده کشور برتر هم هستند، هنوز دارند از راهبرد سی درصدی استفاده می کنند. ما چرا استراتژی نداریم برای اینکه بتوانیم فرصت های برابر را ایجاد کنیم؟ نقد ما به نه تنها به دولت بلکه به مجموعه ساختار قدرت بی توجهی به این استراتژی است. گفته می شود که حضور زنان در مقدمات اساسی مملکتی یک ضرورت است اما برای تحقق این ضرورت از هیچ راهبردی استفاده نمی شود. ما با این مسئله در احزاب هم مواجه هستیم. به جز حزب مشارکت و احزاب زنانه، کدام یک از احزاب حرف و سخنی داشته است در حوزه زنان؟ احزاب زنانه هم ناچارا به دلیل همین بی توجهی احزاب دیگر ایجاد شده است. من به دوستانم هم در حزب اتحاد گفته ام که حزب اتحاد به عنوان یک حزب پیشرو در مجموعه جریان اصلاحات، در حوزه زنان چه حرفی دارد؟ به همین دلیل این اتفاق هم نخواهد افتاد که در میان اسامی که احزاب برای انتخابات می دهند، زنان در آن جایی ندارند. خوشبختانه در حزب اتحاد رکنی تشکیل شده است که ماموریت دارد این برنامه را عملی کند.

تلاش ما بعد از مراسم تحلیف این است که اولویت هایمان را مشخص کنیم. من معتقدم که مشارکت سیاسی باید در اولویت باشند چون تا زمانی که زنان در مقدرات نباشند، نمی توانند مسائل زنان را ببینند. به دلیل همین اولویت هم است که ما تاکید می کنیم ساختار قدرت باید در طول زمان باقی مانده، از این استراتزی استفاده کند تا این که زنان بتوانند از ظرفیت ها وفرصتهاى ایجاد شده استفاده کنند. مسئله زنان، صرفا مسئله زنان نیست، مسئله زنان مسئله همه جامعه است. معتقدم ما تعداد قابل توجهی از زنان را داریم که بتوانند وزیر زن بشوند. باید تلاش کنیم در این ۴ سال، این گفتمان مطالبه محورى زنان را به کلید واژه تبدیل کنیم.