جریان اصولگرایی در بازی‌های انتخاباتی قواعد حاکم بر رقابت این دوران را نمی‌تواند مورد انکار قرار دهد. تلاشی که در ماه‌های گذشته شاهد بودیم،
در واقع کنار گذاشتن تنوع و تعدد در فضای انتخاباتی و تلاش همه‌جانبه برای رسیدن به وحدت و نامزد واحد برای حضور یکپارچه‌تر در میدان رقابت بود. چرا که آنها اکنون بخوبی می‌دانند که دارای یک سبد رأی سنتی و تقریباً ثابت هستند و بر وزن این سبد رأی در قیاس با جریان‌های دیگر آگاه هستند.

دوره‌های متعدد انتخابات در کشور ابعاد و اندازه این سبد رأی را بخوبی به نمایش گذاشته و از همین روست که اصولگرایان غالباً برای غلبه بر حریف در مقاطعی روی به رفتارهای غیرسیاسی آورده‌اند. آنچه که در برخی مقاطع زمینه‌ساز موفقیت این جریان در میدان رقابت‌های انتخاباتی بوده، یا به برهم زدن قاعده طبیعی بازی انتخاباتی روی آورده‌اند یااز برخی شعارهای بلندپروازانه، غیر قابل اجرا و پوپولیستی سود جسته‌اند.

رأی سنتی جریان اصولگرا اما در شرایط عادی نمی‌تواند زمینه‌ساز موفقیت آنها شود. خصوصاً دو دوره نزدیک انتخابات در سال‌های 92 و 94 نشان می‌دهد که اصولگرایان فاصله قابل ملاحظه‌ای تا رسیدن به موفقیت در 29 اردیبهشت 96 دارند. همین واقعیت است که آنها را به سمت استفاده از موقعیت نقاط ضعف کشور در رقابت پیش رو برده است. با این تبصره که اولاً نقش سیاست‌ها و برنامه‌های خود در دو دولت و سه مجلس اصولگرای قبل در زمینه‌سازی این شرایط را انکار کرده و آن را بی‌پاسخ می‌گذارند و ثانیاً به جای ارائه برنامه، تنها از نقد دولت و نفی وضع موجود به شرایط کشور واکنش نشان می‌دهند. محورهای اصلی سخنان و موضعگیری‌های انجام شده در نشست اخیر «جمنا» نیز تأیید می‌کند که جریان اصولگرایی برای پیروزی در افق رقابت 29 اردیبهشت بیش از هر چیز دل به حمله به دولت در شرایط نارضایتی مردم از وضع موجود بسته است.

آوردن برخی نامزدهای بدون کارنامه اجرایی هم می‌تواند در راستای همین سیاست باشد. به عبارتی به نظر می‌رسد که اصولگرایان در پی آن هستند تا بدون نقد شدن در انتخابات پیش رو فقط در مقام منتقد وضع موجود ظاهر شوند. اینجاست که ضرورت دارد آنها به عنوان عمده‌ترین شرکای دولت‌های نهم و دهم و همین طور اداره کنندگان اصلی مجلس در 12 سال گذشته برای بسترسازی وضعیت موجود مورد سؤال جدی قرار بگیرند.

 به عبارتی اگر اصولگرایان خود در پی فرار از پذیرش مسئولیت قسمت بزرگی از مشکلات کشور هستند اما فضای انتخاباتی و ضرورت‌های آن باید زمینه این پرسشگری را ایجاد کرده و یادآوری کند که در شرایط ایجاد شده در دولت‌های نهم و دهم، موضع همین گروه‌ها در قبال رکود عمیق‌تر اقتصادی، تورم سر به فلک کشیده، کاهش بیش از سه برابری ارزش پول ملی، تحریم‌های آزار دهنده علیه کشورمان، فسادهای افسارگسیخته و موارد مشابه چه بوده است.

عملکرد قسمت عمده جریان اصولگرا چه در قالب مجلس و قانونگذاری برای کشور و چه در قالب دولت و اجرای برنامه‌ها نشان داده که آنها عموماً قادر به پاسخگویی منطقی و درازمدت به نیازهای جامعه نیستند. همان طور که رجوع آنها به نظرات کارشناسی و تخصصی هم در همان دوران نه تنها رجوعی کارگشا نبوده که حتی در برخی مقاطع حالت تهاجمی نیز علیه بدنه کارشناسی کشور داشته است. در شرایط فعلی نیز گارد انتخاباتی اصولگرایان و نامزدهای احتمالی آنها در انتخاب شعارها و بیان دیدگاه نشان نمی‌دهد که روش این جریان در اداره کشور و زاویه دید آنها به مسائل فرق چندانی کرده باشد.

برخوردهای دوگانه و سیاسی با مسأله فساد و تخلفات اقتصادی، تأکید بر پاسخ‌های پوپولیستی و رویکردهای عوام‌فریبانه برای حل مسائل معیشتی مردم، انتخاب روش‌های غیر سیاسی برای غلبه بر رقیب و نظایر آن نشان می‌دهد که ما بامجموعه‌ای مواجه هستیم که هم رویکرد انتخاباتی آن و هم شیوه عملش در اداره کشور قرابت فوق‌العاده نزدیکی با دولت احمدی‌نژاد دارد.