راجع به مسئله آشتی ملی و ضرورت آن قاعدتا باید به یک چارچوب و تعریف مشخص برسیم. وقتی به این تعریف رسیدیم آن وقت باید ببینیم که مخاطب این آشتی ملی در فضای داخلی کشورمان چه گروه‌ها و اشخاصی هستند. هنگامی‌که موضوع آشتی ملی مطرح می‌شود، آنچه که من به آن باور دارم و فکر می‌کنم طراح این موضوع هم با من هم نظر هستند، این است که مخاطب «آشتی ملی» همه ایرانیان هستند.

بنابراین وقتی صحبت از آشتی ملی می‌شود، آشتی ملی بین اصلاح‌طلبان و به تعبیر شما حاکمیت نیست، آشتی ملی همه ایرانیان را در برمی‌گیرد و هدفش این است که به وحدت در عین کثرت دست یابد.در این مسیر یکی از اتفاقاتی که باید رخ دهد، این است که شکافی که میان حاکمیت و اصلاح‌طلبان احساس می‌شود مرتفع شود. قاعدتا دغدغه ای هم که برای آشتی ملی وجود دارد، مشکلاتی است که کشور با آن مواجه است و این مشکلات طبیعتا در مجموعه مسائل سیاسی نباید خلاصه شود بلکه همه مسائلی که امروز کشور با آنها دست و پنجه نرم می‌کند را باید در بر بگیرد.
خیلی‌ها تصور می‌کنند اول باید یکسری اتفاقاتی در کشور رخ دهد و بعد آشتی ملی صورت گیرد که من چنین اعتقادی ندارم. آشتی ملی یک راهبرد است و مجموعه‌ای از رفتارها و رویکردها را در خود جای می‌دهد و قاعدتا بسترساز این راهبرد هم جریان سازی گفت‌و‌گوهایی است که باید بین دلسوزان کشور اعم از جریان‌های سیاسی، گروه‌ها و اشخاص صورت گیرد.
بخشی از این راهبرد به پر کردن شکاف‌هایی می‌انجامد که طبیعتا باعث بی اعتمادی جریان‌ها و جناح‌های سیاسی نسبت به یکدیگر شده است.
آشتی ملی نافی تنوع و تکثر دیدگاه‌هایی که در این کشور وجود دارد نیست بلکه مسیری است برای آنکه گفت‌و‌گو و وحدت ملی با توجه به مشکلاتی که در کشور ما وجود دارد طی شود.

بنابراین من بیشتر از اینکه بخواهم به پرکردن این فاصله فکر کنم، فکر می‌کنم آشتی ملی را به این سمت سوق دهیم تا این گفت‌و‌گوها بستری را فراهم آورد تا درخصوص مسائل و چالش‌های جدی کشور یک همدلی و همگرایی صورت گیرد. به نظر من با توجه به فاصله‌ای که میان جریان اصلاح‌طلب که مدافع گفت‌و‌گوست با حاکمیت ایجاد شده است طبیعتا باید این فاصله پر شود و به نوعی رفتار گردد که این گفت‌و‌گوها جریان‌سازی شود.

ما اگر نگران دوقطبی‌های موجود در جامعه هستیم، به نظر من جریان اصلاحات باید تلاش کند هم در گفتار و هم در عمل، این گفت‌و‌گوهای مستقیم را با حاکمیت برقرار کند.