٧درصد احزاب درايران زنانه است!

آرمان - فاطمه طاهري: حدود ٧ درصد احزاب در ايران زنانه هستند و اين آماري است كه با معادله‌هاي ساده به دست مي‌آيد. شهيندخت مولاوردي معاون رئيس‌جمهور در امور زنان و خانواده هفته قبل اعلام كرد كه دبيران كل ۱۷ تشكل سياسي در ايران زن هستند كه البته با اعطای مجوز به مجمع زنان اصلاح‌طلب در سال جاري اين عدد به ۱۸ افزايش يافت و اين تعداد از جمع ۲۴۲حزبي است كه به صورت رسمي داراي پروانه فعاليت از كميسيون ماده ۱۰ احزاب هستند. حضور كمي بيش از ٧ درصدي زنان در احزاب به عنوان تصميم‌گيران يك تشكل سياسي هر چند كه در فرايند رو به توسعه كشور نمي‌تواند مطلوب تعبير شود ولي از ديدگاه معاون امور زنان و خانواده دولت، حفظ و افزايش اين تعداد گامي رو به جلو براي حضور جدي‌تر زنان در فرايند تصميم‌گيري‌هاي تشكيلاتي است كه البته حضور فعال زنان در عرصه‌هاي جدي‌تر احزاب و تشكيلات در سال‌هاي اخير و نقش آفريني آنها در فرايند انتخابات اخير حكايت از تاييد اين نگرش دارد. هر چند در اين بين فرهنگ و ساختار مردسالار كشورمان، باعث شده كه زنان در تمام اعصار و برهه‌هاي تاريخي در مشاركت‌هاي اجتماعي و سياسي كه يكي از نشانه‌هاي آن حضور فعال در احزاب و تصدي مناصب بالاي سياسي است، از جايگاه در خوري برخوردار نباشند. بررسي اعضاي هيات موسس گروه‌هاي سياسي نشان مي‌دهد كه در بين گروه‌هاي سياسي كه مجموع تعداد هيات موسس آنها بالغ بر ۵۸۰ نفر است، تنها ۲۲ نفر زن شركت دارند كه از اين تعداد محدود تقريبا ۲۳ درصد آنان زناني هستند كه در مجلس شوراي اسلامي شركت داشته يا دارند يا آنكه جزو هيات موسس آن تشكل سياسي زنانه هستند. اين ارقام نشان‌دهنده يك نكته اساسي است و آن اينكه جامعه سياسي ايران با وجود جهش مناسب در اين زمينه، هنوز آن چنان كه بايد و شايد از توانمندي‌ها و استعدادهاي زنان به عنوان بخش اعظمي از جامعه، به هر دليل نتوانسته سود ببرد و بهره لازم را كسب نمايد. اما اين نافي تاثير‌گذاري همين ۱۸ حزب و تشكل سياسي در فرايند تصميم‌گيري‌هايي دهه‌هاي اخير نيست، هر چند برخي احزاب تنها فعاليتشان محدود به حضور در برهه‌هاي انتخاباتي مي‌شود كه اين رفتار منوط به جنسيت افراد يا نوع فعاليت نيست بلكه آفتي است كه آسيب‌شناسي آن دلايل بسياري دارد، ولي به نظر مي‌رسد كه تقويت همين ۱۸ تشكل زنان مي‌تواند تاثير بخشي آنها بر اتفاقات و رويدادهاي جاري را دو چندان نماید. اگر بخواهيم به سير فرايند تاريخي تاثير‌گذاري زنان در فرايند حركت حزبي شان بپردازيم شايد بد نباشد به مرور برخي از احزاب از جمع ۱۸ حزب زنان بپردازيم.

دختر آيت‌ا... طالقاني، موسس نخستين حزب زنانه

جامعه زنان انقلاب اسلامي ايران به دبيركلي اعظم علايي طالقاني (فرزند آيت‌ا... طالقاني) جزو نخستين احزاب با دبيركلي يك زن و محوريت فعاليت زنان است كه در همان روزهاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي تشكيل مي‌شود و همانند بسياري ديگر تدوين و تصويب مرامنامه، اساسنامه و مجوز آن شامل مروز زمان شده و در سال ۱۳۷۱ موفق به اخذ پروانه مي‌گردد. اعضاي هيات موسس اعظم علايي طالقاني، بدرالملوك امام‌پور و پرويندخت يزدانيان بودند. اعظم علايي طالقاني كه اين روزها نيز از حال جسماني مساعدي برخوردار نيست وقتي از چگونگي تشكيل اين جامعه صحبت مي‌كند به فرايند طولاني كه براي ثبت يك تشكل مستقل زنانه داشته است اشاره مي‌كند. وي مي‌گويد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در زماني كه آقاي ناطق نوري وزير كشور بود تاكيد مي‌كردند كه صرفا به موسسه زنان اجازه تاسيس مي‌دهند ولي ما اجازه تاسيس جامعه زنان را مي‌خواستيم، به همين دليل پرونده تاسيس جامعه زنان انقلاب اسلامي حدود ۱۲ سال در وزرات كشور ماند و ما نتوانستيم رسما پروانه تاسيس بگيريم تا سال ۷۱ كه مجوز صادر شد. از لحاظ كار تشكيلاتي، اين حزب از معدود احزابي است كه از ابتداي تشكيل در سال ۱۳۵۷ تاكنون توانسته ساختار تشكيلاتي خود را حفظ كند و به فعاليت‌هاي خود به صورت محدود ادامه دهد.

دختر امام در دومين تشكل سياسي زنان

جمعيت زنان جمهوري اسلامي را شايد بتوان دومين تشكل فرهنگي سياسي ناميد كه با حضور جمعي از زنان در بعد از انقلاب شكل گرفت. اين جمعيت در سال ۱۳۶۵، با حضور جمعي از زنان كه پيش و پس از انقلاب در فعاليت‌هاي سياسي اجتماعي شركت داشتند به‌طور رسمي تاسيس شد و كار خود را آغاز كرد. بيشتر اعضاي اين جمعيت تحصيل‌ كرده يا داراي مناصب دولتي و دانشگاهي بوده و هستند كه مي‌توان به زهرا مصطفوي، مرضيه حديدچي (دباغ)، ربابه رفيعي طاري (فياض بخش)، فاطمه ايران‌منش، صديقه مقدسي، قدسيه فيروزان و سهيلا جلودارزاده اشاره كرد. اين جمعيت همچنان به فعاليت خود ادامه مي‌دهد و در انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم نيز با صدور بيانيه‌اي رسما از حسن روحاني حمايت كرد.

تشكيل تشكل سوم براي كمك به خانواده شهدا

جامعه زينب (س) يكي از گروه‌هاي سياسي زنان است كه در سال ۶۵ در زمان جنگ ايران و عراق و با هدف اوليه كمك به خانواده‌هاي شهدا و رزمندگان تاسيس مي‌شود، كه شكل‌گيري آن همزمان با جمعيت زنان جمهوري اسلامي مي‌تواند حكايت از تبلور حضور زنان در سال‌هاي مياني دهه۶۰ و آن هم در برهه جنگ داشته باشد. مريم بهروزي دبيركل جامعه زينب در توصيف شكل‌گيري اين تشكل مي‌گويد: جامعه زينب(س) بزرگ‌ترين حزب زنان با بيش از ربع قرن سابقه سياسي، فرهنگي، عقيدتي و اجتماعي در نظام جمهوري اسلامي ايران است. مرضيه وحيد دستجردي نخستين وزير زن جمهوري اسلامي از اعضاي اصلي جامعه زينب بود.

تشكل چهارم زنان با رويكرد آموزشي

مجمع اسلامي بانوان از ديگر احزاب با محوريت فعاليت در حوزه زنان بود كه پس از كسب مجوز از وزارت كشور در ۶ دي ۱۳۷۷ اعلام موجوديت كرد. دبيركلي اين حزب از ابتدا تاكنون بر عهده فاطمه كروبي است كه نمايندگي دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي را نيز بر عهده داشت. فعاليت‌هاي آموزشي و حضور در عرصه‌هاي سياسي و انتخاباتي از جمله فعاليت‌هاي اين تشكل بود.

تشكل پنجم براي توجه به زنان روزنامه‌نگار

انجمن روزنامه‌نگاران زن با تلاش زنان روزنامه‌نگار در راستاي توسعه مشاركت‌هاي اجتماعي زنان و ارتقاي سطح روزنامه‌نگاري زنان در دهه ۷۰ تشكیل شد كه با بيان هدفي با تاكيد بر درك شرايط جديد و پيام انقلاب اسلامي براي رشد و تحول مقام زن در جامعه و به ويژه توجه به مطالبات صنفي روزنامه‌نگاران زن فعاليت خود را آغاز كرد و اكنون نيز به فعاليت خود ادامه مي‌دهد.

تبيين حقوق بشر زنان در تشكل ششم

جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان از ديگر احزاب با محوريت موضوع زنان است كه در سال ۱۳۸۰ با اهدافي از جمله تلاش در جهت شناسايي، معرفي، تبيين و تنوير حقوق انساني و تكاليف زن بر اساس اصل عدالت از ديدگاه اسلام، تلاش در جهت ارتقاي جايگاه انساني زنان در خانواده و تلاش در جهت مشاركت آگاهانه، كارشناسانه و تاثيرگذار زنان ايراني در مجامع و رويدادهاي عرصه بين‌المللي تاسيس گرديد. تلاش براي برخورداري زنان از جميع حقوق بشر و اعتلاي فكري، فرهنگي و سياسي زنان و دختران و رفع هر گونه تبعيض، بي‌عدالتي و خشونت نسبت به زنان از ديگر اهداف اين جمعيت است كه شهيندخت مولاوردي كه اكنون معاونت امور زنان و خانواده رياست‌جمهوري را بر عهده دارد دبيركل آن است.

جمعيت زنان مسلمان نوانديش، هفتمين تشكل

جمعيت زنان مسلمان نوانديش كه به گفته آذر منصوري از اعضاي شوراي مركزي آن از سال ۷۶ فعاليت متشكل خود را شروع كرده است نيز از ديگر احزاب زنانه است كه فراز و فرودهاي بسياري را براي دريافت مجوز داشته است، ‌طوري كه اين حزب كه در سال ۸۵ پروانه فعاليت خود را مي‌گيرد در دولت‌هاي نهم و دهم اجازه فعاليت نمي‌يابد و دفتر آن بسته مي‌شود تا اينكه پس از روي كار آمدن دولت يازدهم دوباره فعاليت رسمي اين حزب آغاز شده و نخستين كنگره آن نيز برگزار مي‌شود. اين حزب جزو احزاب زنانه‌اي است كه چهره‌هاي شاخصي از فعالان اين حوزه در جريان اصلاح‌طلب را در خود جاي داده و نقش تاثير‌گذاري در انتخابات دهمين دوره مجلس نيز داشت. در مرامنامه اين حزب تلاش براي نهادينه كردن مشاركت همه‌جانبه زنان در امور اجتماعي و تسهيل حضور آنان در درون حاكميت، تلاش براي فرهنگسازي در جهت ارتقاي جايگاه زنان در خانواده و جامعه و نقد و بررسي قوانين موجود در زمينه حقوق زنان با هدف بهبود وضعيت زنان و دستيابي آنان به حقوق واقعي خود در اسلام از اهداف آن عنوان شده است.

زنان اصولگرا حزب هشتم را تاسيس كردند

حزب زنان جمهوري اسلامي كه عنوان آن تشابه به تشكل زنان در ابتداي انقلاب دارد در سال ۸۵ با دبيركلي فاطمه آليا از نمايندگان مجلس به عنوان يك حزب اصولگرا با محوريت موضوع زنان و خانواده و با تاكيد بر آگاهي و بصيرت‌بخشي فعاليت خود را آغاز مي‌كند.

حزب نهم با رويكرد توجه به جايگاه زنان

مجمع زنان اصلاح‌طلب كه با رياست زهرا شجاعي به صورت غير رسمي از حدود ده سال قبل با حضور جمعي از زنان مدير و نمايندگان سابق مجلس فعاليت خود را آغاز مي‌كند در سال جاري مجوز فعاليت حزبي خود را نيز دريافت مي‌كند تا به عنوان هجدهمين حزب زنانه در ايران به صورت رسمي ثبت شود. زهرا شجاعي اين تشكل را غيرانتفاعي و غيردولتي با هدف توسعه مشاركت سياسي زنان در چهارچوب قوانين و با مشي و ديدگاه اصلاح‌طلبي و معتقد به سرنوشت عمومي جامعه مي‌نامد و تاكيد مي‌كند كه جمع زنان اصلاح‌طلب كه در اين تشكل حضور دارند به روش‌هاي فردي و گوشه‌گيري و عزلت باوري ندارند و معتقدند اگر سرنوشت جامعه به دست افراد صالح سپرده شود بركت و رحمت بر اين جامعه حاكم خواهد شد.

ديگر تشكل‌ها هم تشكيل شدند

جمعيت زنان انقلاب اسلامي، جامعه اسلامي زنان، جمعيت زنان پيرو راه حضرت زهرا (س)، كانون تبادل اطلاعات زنان، جامعه اسلامي زنان اصفهان، جمعيت زنان پيام آور، جمعيت زنان مسلمان، جمعيت زنان پيرو راه حضرت زهرا(س) و جمعيت پيروان حضرت زينب (س) نيز از ديگر احزابي هستند كه دبيران كل آنها زن و البته محور فعاليتشان در حوزه زنان و خانواده با رويكرد تاثير بخشي بر فرايند اتفاقات جامعه است.

ديدگاه فعالان حوزه زنان نسبت به جايگاه احزاب زنان چه بود؟

اشرف بروجردي از چهره‌هاي سياسي زن پس از انقلاب اسلامی درباره فعاليت احزاب زنان به «آرمان» مي‌گويد: امام از همان ابتداي انقلاب به خواص متذكر مي‌شدند كه در عرصه فعاليت حزبي مشاركت كنند و زنان از اين قاعده مستثني نبودند. به همين جهت زماني كه خانم مصطفوي نزد امام رفته و درخواست تاسيس حزب «جمعيت زنان جمهوري اسلامي» را دادند، امام به نخست وزير وقت دستور مساعدت و حمايت دادند. او معتقد است كه احزاب در ايران به دليل ساختار نظام، نتوانستند در شكل‌گيري قدرت تاثير چنداني بگذارند اما نقش خود در انتقال درخواست‌ها و مطالبات مردم به حاكميت و دفاع از آن را به خوبي انجام دادند. در حوزه زنان نيز احزاب فعاليت‌هاي داشته‌اند اما بخش اندكي از آن به ثمر رسيده است. حتي احزاب زنانه نيز رويكرد مربوط به استيفاي حقوق زنان و رفع مشكلات آنها نداشتند، با اين حال در دولت يازدهم شاهد آن هستيم كه احزاب، مطالبات جامعه زنان را در قالب مسائل معقول و قابل دفاع مطرح مي‌كنند كه اين جاي اميدواري دارد.

احزابي براي استيفاي حقوق زنان

فاطمه راكعي ديگر فعال سياسي و حزبي در ايران نيز عملكرد احزاب با مديريت زنان را در حوزه استيفاي حقوق زنان ضعيف مي‌داند. او مي‌گويد با وجود تلاش‌هاي انجام شده در ۴ دهه بعد از انقلاب، هنوز مسائل كليدي مانند حضور زنان در پست‌هاي مديريتي بر اساس شايسته سالاري، حل نشده و در حد تئوري باقي مانده است. از ديد اين فعال سياسي زمان آن فرا رسيده كه احزاب زنان براي حضور بيشتر در عرصه‌هاي مديريت كلان كشور مانند مجلس، دولت و پست‌هاي مياني، اقدامات عملي انجام داده و شايستگي زنان را در اين عرصه نشان دهند.

چرا زنان موفق نبودند

پروانه مافي نماينده مردم تهران در مجلس دهم علت موفق نبودن زنان در عرصه مشاركت سياسي را، پايين بودن تمايل زنان براي حضور در عرصه‌هاي حزبي مي‌داند. او معتقد است چون كار حزبي و مشاركت سياسي زمان بسيار بالا و جسارت زيادي مي‌طلبد، كمتر زني تمايل به آن دارد اما زناني كه در اين عرصه وارد مي‌شوند نه تنها ظرفيت و جسارت لازم را در خود مي‌سازند بلكه قدرتمندتر از مردان در اين عرصه گام برمي‌دارند. از ديد وي قانون براي مردان و زنان يكسان است ولي احزاب زنان نيازمند دو نوع حمايت مادي و غير مادي هستند و در هر دو زمينه مجلس دهم فعاليت‌هايي را آغاز كرده است كه بخشي از آن به تامين درآمد پايدار و بخش ديگر به تصويب قوانين حمايتي از آنها مربوط مي‌شود