از روی کار آمدن مجلس دهم تقریبا دو ماه می گذرد. تصویری که گاه از این مجلس ترسیم می شود مجلسی است که نتوانسته به انتظارات پاسخ دهد و حتی بیشتر، انتقادات را متوجه خود کرده است و شاید حتی بتوانیم بگوییم انتقاداتی که به عملکرد دوماهه مجلس دهم وجود دارد ازعملکرد سه ساله دولت کمتر نبوده. شما علت را در چه می بینید؟

این تفاوت در ابتدا به تفاوت نوع انتخابات هرکدام از این دو قوه برمی گردد. از طرف دیگر ما در انتخابات 92 و 94 دو شرایط متفاوت داشتیم. موقعیت ما در سال 92 یک وضعیت نابسامان، بغرنج و بحرانی بود که به دنبال تعادل در کشور و اصلاح رویکردها بودیم. لذا انتظارات پایین تر از انتظاراتی بود که از کاندیداهای مجلس داشتیم. انتخابات 94 اما در شرایطی برگزار شد که سه سال از روی کار آمدن دولت یازدهم گذشته بود و برخی نگرانی ها با آمدن دولت آقای روحانی تقریبا مرتفع شده بود با این وجود صورت مساله برای اصلاح طلبان تفاوت چندانی با انتخابات 92 نداشت. در این انتخابات هم اگر نگوییم روند رد صلاحیت ها شدت بالایی نداشت اما کمتر از سال 92 هم نبود که در آن آقای هاشمی به عنوان عضو مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام رد صلاحیت شد.

بنابراین ما اگر ترسیم درستی از صورت مساله انتخابات 94 نداشته باشیم ممکن است برآوردمان از مجلس واقع بینانه نباشد. باید توجه کنیم بعد از انتخابات مجلس فضایی در کشور شکل گرفت که انتظار می رفت با حدود 150 اصلاح طلب مجلس ریاست مجلس به اصلاح طلبان برسد. ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در چه شرایطی لیست بستیم و باید در نظر داشته باشیم که لیست های امید ائتلافی بود. ما در خیلی از حوزه های انتخابیه اساسا نماینده ای نداشتیم و برای اینکه یک اصولگرای تندرو به مجلس راه پیدا نکند از یک اصولگرای میانه حمایت کردیم. لذا اگر هم اصلاح طلبان به شکل گیری این انتظارات کمک کردند اشتباه کردند، چرا که اگر در یک مقطع ائتلافی شکل می گیرد به آن معنا نیست که در یک مقطع دیگر همان ائتلاف با همان ظرفیت برای هر موضوعی شکل بگیرد.

+ یعنی شورای عالی اینجا اشتباه کرد؟

نمی توانیم بگوییم شورای عالی اشتباه کرد. شورای عالی بر اساس یک سری مطالبات حداقلی لیست امید را شکل داد. مطالبات حداقلی باعث شد در برخی از حوزه ها از اصولگرایان میانه حمایت شود. حتی در شهری مثل تهران از اصلاح طلب سرشناس وجود دارد تا اصولگرای میانه ای که دلیل حضورش در لیست مثلا دفاع از برجام بود.

هدف ما از شرکت در انتخابات شکل دادن به مجلسی بود که با حداقل تندروها فعالیت داشته باشد و بتواند از عملکرد دولت به درستی دفاع کند. ما مجلسی می خواستیم که در برابر برجام نباشد. آیا این انتظار تحقق پیدا نکرده است؟ لذا این تصور که پیروزی به معنی تصاحب ریاست مجلس بود، غیرواقع بینانه است. ضمن اینکه باید هیات رئیسه مجلسی که اصلاح طلبان در انتخابات آن حضور نداشتند را با هیات رئیسه کنونی مجلس مقایسه کرد. آقای مطهری که در مجلس گذشته در معرض کتک خوردن بود امروز به عنوان نایب رئیس، مجلس را اداره می کند. نکته ای هم که باید به آن توجه کرد این است که شکل گیری فراکسیون ها کار ساده ای نیست. غیر از مجلس ششم که در ده مجلس گذشته از نظر فراکسیونی ایده آل ترین حالت بود، در مجالس بعد این عدد فراکسیون ها مدام در حال بالا و پایین شدن است. از سوی دیگراکثر افرادی هم که امروز به عنوان نمایندگان اصلاح طلبان در مجلس هستند سابقه نمایندگی ندارند و درس نمایندگی هم نخوانده اندکه انتظار داشته باشیم در بدو ورود به همه ظرافت ها و پیچیدگی های کار مجلس آشنا باشند.اینکه من تاکید می کنم ما اگر تصور درستی از صورت مسئله این انتخابات نداشته باشیم به همین دلیل است.

+ اما در مجلس اول هم کسی درس نمایندگی نخوانده بود. نمایندگان دوره اول هم تجربه نمایندگی نداشتند اما از آن مجلس به عنوان یکی از بهترین مجالس تاریخ ایران یاد می شود.

بله همینطور است. اساسا کسانی هم که در دوران جمهوری اسلامی مسئولیت قبول کرده بودند درس مدیریت و مسئولیت نخوانده بودند. آن زمان آغاز پیروزی انقلاب بود و خیلی از مبانی تازه داشت شکل می گرفت. در اولین مجلس با توجه به فضای پس از انقلاب سرآمدهای جریان های سیاسی حضور داشتند، لذا آنها افراد کارکشته ی جریان و یا حزب خود بودند. شرایط برگزاری انتخابات در شکل گیری مجلس اول و دهم هم نه تنها متفاوت است بلکه قابل قیاس نیست.

مشکلی که ما داریم این است که صورت مساله را گاهی فراموش می کنیم. وقتی سه چهارم مجموعه افرادی که در انتخابات ثبت نام می کنند رد صلاحیت می شوند، یک جریان سیاسی برای آنکه مطالبات سیاسی خود را در نهاد انتخابی پیگیری کند مجبور می شود از طیفی حمایت کند که در گذشته رقیب او بوده است. می خواهم بگویم برآیند اتفاقاتی که اکنون شاهد آن هستیم برآیند اتفاقاتی است که در انتخابات افتاد.

با توجه به شرایط موجود نتیجه ای که ما به آن رسیدیم مقدورترین و ممکن ترین نتیجه ای بود که می شد اتفاق بیفتد. البته در هر دوره ای از انتخابات نقدهای وجود دارد که این طبیعی است و باید به درستی شناسایی شوند تا در انتخابات بعدی با درصد خطای کمتری هرجریان سیاسی بتواند حضور داشته باشد.

+ شما گفتید در بعضی حوزه های انتخابیه اصلا کاندیدای اصلاح طلب وجود نداشت. اما در تهران اینطور نبود و به جز دو سه نفر، همه مواضع اصلاح طلبانه از خود نشان می دادند. نمونه اش خانم حسینی است که درباره او این شائبه وجود دارد که به خاطر سمت پدرش در دولت اصلاحات داخل لیست قرار داده شده.

بگذارید چون شما مصداقی صحبت کردید من هم مصداقی پاسخ دهم. زمانی که برای کاندیداها فراخوان داده شد خانم حسینی هم به عنوان یک کاندیدای اصلاح طلب خودش را به شورای عالی معرفی کرد. تا جایی هم که من می دانم زمانی هم که مصاحبه می شد، نسبتش با آقای حسینی را اعلام نکرده بود. ایشان در مصاحبه از شاخص های تعریف شده توانست نمره خوبی دریافت کند. روال کار آنگونه بود که بر اساس فاکتورهای در نظر گرفته شده، از تعداد حدود300 کاندیدا نصف کاندیداها کنار گذاشته شوند. در مرحله بعدی هم بدون ملاحظه اینکه کدام کاندیدا با چه کسی نسبت دارد همین اتفاق افتاد. از سوی دیگر تعداد زنان رد صلاحیت شده در این انتخابات دو برابر مردان رد صلاحیت شده بود. لذا پیدا کردن این تعداد خانم در تهران با توجه به 30 درصدی که مطرح کرده بودیم از مشکل ترین کارهایی بود که در این انتخابات صورت گرفت. بنابراین آمدن و مصاحبه خانم حسینی در مراحل اولیه ارتباطی به این نداشت که دختر چه کسی است و کسانی که با ایشان مصاحبه کردند نظرشان به خانم حسینی مثبت بود. اما با آغاز زمان تبلیغات علنی معلوم شد که ایشان دختر آقای صفدر حسینی است و همان زمان نقدها شروع شد. در صورتی که وقتی ما رزومه این افراد را بررسی کردیم به این نتیجه رسیدیم که خیرالموجودین ما کسانی هستند که بعدا در لیست قرار گرفتند. اما بعدها اتفاقاتی افتاد که من معتقدم نگاهی که نسبت به خانم حسینی وجود داشت منصفانه نبود. البته من خودم به ایشان نقد دارم و نطقشان را هم در مجلس قابل دفاع نمی دانم.

+ در مصاحبه هایی که شورای عالی برای چیدن کاندیدا برگزار می کرد آیا نسبت افراد با تحزب و کار تشکیلاتی هم در نظر گرفته می شد؟ از سمتی ما شاهد این هستیم که آقای وکیلی برخلاف خواسته فراکسیون امید خواهان استیضاح آقای ربیعی هستند، هرچند که ممکن است انتقادهای زیادی به وزارت ایشان وجود داشته باشد.

فاکتورهایی در مصاحبه ها مطرح شده بود که یکی از فاکتورها یی که نمره بالایی داشت سابقه افراد در حزب و کار تشکیلاتی آنها بود. برای شورا مهم بود کسانی که به مجلس می روندهم جریان شناسی خوبی داشته باشند و هم سابقه کار سیاسی. اما در هفت اسفند اتفاقی که افتاد این بود که تقریبا همه نیروهای شاخص حزبی در سطح رهبری احزاب رد صلاحیت شدند. فقط دو سه نفر نیروی شناخته شده حزبی را داشتیم. این خودش یک آسیب است که ممکن است منجر به حزب گریزی در جامعه شود و خود این مساله می تواند زمینه فرصت طلبی را در جامعه فراهم کند چون با این روش به جامعه القا می شود اگر فردی می خواهد نماینده شود، نیازی به کار سیاسی و تجربه حزبی ندارد. چون کار سیاسی من نوعی نه تنها نمی تواند حضور مرا در نهاد انتخابات تضمین کند بلکه خودش در دراز مدت یک تهدید است.. در صورتی که مجالس قوی دنیا از دل احزاب قوی بیرون آمدند و آنچه در جامعه ما می گذرد عکس این است که می تواند هم جایگاه مجلس در ایران را تضعیف کند و هم جایگاه احزاب را. مجلس قدرتمند مجلسی است که الزامات اصلی نماینده بودن را تامین کند.

قاعدتا این مجلس در مقایسه با مجلس قبل همراه دولت خواهد بود.اما این به این معنی نیست که راه نقد و پرسشگری از نمایندگان گرفته شود.نقد و پرسشگری هم الزاما به معنی استیضاح نیست.اگر همه اعضا فراکسیون ملتزم به تصمیمات فراکسیونی باشند علی القاعده درصد احتمال بروز خطا به حداقل ممکن خواهد رسید.اما نکته ای که باید به آن توجه شود این است که اصلاح طلبان بر اساس یک منطق در این انتخابات شرکت کردند.آن منطق تحت هیچ شرایطی نباید زیر سوال برود.منطقی که خروجی آن شکل گیری مجلسی همراه دولت با تعداد تند روهای کمتر بود.این خروجی به دست آمده ،یعنی گام دوم برداشته شده است و برداشتن این گام باید مقدمه گام بعدی باشد.این را نباید فراموش کنیم. مجلس اعتدالگرا هم مانند دولت اعتدالی نباید از نقد و پرسشگری واهمه داشته باشد.این برای مجلس یک نقطه قوت است.

+ حالا که بحث تحزب و مسئولیت شد بگذارید این سوال را بپرسم که اکنون کدام نهاد اصلاح طلب باید در قبال نمایندگان لیست امید پاسخ گو باشد؟ شورای عالی است یا فراکسیون امید ؟

اول باید این نکته را بگویم که قضاوت درباره عملکرد نمایندگان اکنون مقداری زود است. به دلیل اینکه ما در شرایطی می توانیم به الزامات پاسخ گویی تاکید داشته باشیم که این فراکسیون بتواند از سطح اثرگذاری لازم در مجلس برخوردار باشد. توجه داشته باشید که فراکسیون امید بعد از دو ماه توانسته انتخابات هیات رئیسه دائمی خود را برگزار کند. بنابراین فراکسیون به زمان نیاز دارد برای اینکه بتواند فراگیرتر شود و هم به سمت حرکت برنامه ای در مجلس حرکت کند. ضمن آنکه باید بپذیریم بروز اشتباهات محتمل است. ما نمی توانیم بگوییم نمایندگان یک جریان سیاسی چه در این دوره و چه در دوره های گذشته از خطا مبرا بوده اند. منتها به دلیل سیاسی شدن جامعه ایران، مردم به مسائل مجلس کنونی بیشتر از مجالس دوره های قبل توجه نشان می دهند که این هم خودش مثبت است. با این حال آنجا که باید عملکرد نمایندگان را تضمین کند اولا خود فراکسیون امید به عنوان یک نهاد شناسنامه داردر مجلس است. همچنین شورای عالی سیاستگذاری که در مقطع انتخابات از نمایندگان پای میثاق نامه ها امضا گرفته بود نیز نقش پاسخ گویی دارد. البته همانطور که می دانید همه کاندیداهای لیست امید این میثاق نامه ها را به خاطر همان ناگزیری در برخی از حوزه های انتخابیه امضا نکردند. علاوه بر این بحثی که برای تداوم شورای عالی سیاستگذاری مطرح است همین میثاق نامه هاست.

+ چه تضمینی وجود دارد که وضعیت فراکسیون امید بهبود پیدا کند؟ همینطور که خود شما اشاره کردید بسیاری از نمایندگان اصلا تجربه کار سیاسی نداشته اند. شاید بهتر باشد اینگونه این سوال را پرسید که اگر برای مثال فردی مثل احمدی نژاد در انتخابات سال آینده با شعار لغو برجام وارد شود نمایندگان لیست امید چه واکنشی نشان خواهند داد؟

برجام یک مطالبه ملی در کشور بود و آنچه مسلم است نه تنها طیف اصلاح طلب و اعتدال گرا بلکه بسیاری از مستقلین هم بر اساس این مطالبه ملی در برابر برجام نخواهند ایستاد. اگر به قول آقای حجاریان فراکسیون های برجامیان و نابرجامیان تشکیل می شد، برجامیان می توانستند اکثریت مجلس را داشته باشند. به نظرم این ایده واقع بینانه ای بود که کمتر مورد توجه واقع شد. من خودم این نقد را دارم که اگر روی اشتراکات حداقلی تاکید می شد فراکسیون می توانست فراگیری بیشتر را داشته باشد. ضمن اینکه ما عوامل بیرونی مجلس که در مقطع انتخابات از همه ظرفیت ها برای حذف یک جریان سیاسی استفاده می کرد بعد از انتخابات هم به طور مضاعف فعال شدند تا این انسجام در داخل مجلس شکل نگیرد را نباید از نظر دور داشته باشیم.

همیچنین باید گفت که حداقل نقطه مشترک لیست های امید برجام بود. یعنی نقطه اشتراک همان اصولگرایانی که در لیست امید قرار گرفتند با اصلاح طلبان موافقت با برجام بود. اتفاقا این نکته اشتراک برجسته ای می تواند باشد. اگر همانطور که در ابتدا گفتم نگاهمان واقع بینانه باشد اشتراکات نه تنها می تواند حفظ شود بلکه می تواند با گفت و گوهایی که صورت می گیرد دامنه اشتراکات افزایش پیدا کند.

+ شما تشکیل فراکسیون مستقلین در مجلس را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این اقدام به ضرر فراکسیون امید خواهد بود؟

تشکیل فراکسیون در مجلس بیشتر از آنکه یک تهدید باشد می تواند یک فرصت باشد. برای آنکه اگر فرضا فراکسیون موافقین برجام هم در مجلس شکل می گرفت ذیل آن ممکن بود فراکسیون های متعددی بنا به ضرورت و خالص تر شدن جریان های سیاسی شکل بگیرد که خود این مساله نکته مهی است. ضمن آنکه وقتی فراکسیونی شکل می گیرد، اولویت ها و برنامه هایی تعریف می شود که مقدمه ای می شود برای آنکه فراکسیون های دیگر با در نظر داشتن همین اولویت ها و برنامه ها شکل بگیرند.

+ بگذارید سوال آخرمان را به زنان در مجلس اختصاص بدهیم. شما به عنوان یک فعال سیاسی زن چه ارزیابی از فراکسیون زنان دارید؟ ضمن آنکه در بخشی از صحبتتان به این اشاره کردید که لازم بود بخشی از کاندیداها حتما خانم باشد.

انسجام زنان در مجلس در قالب فراکسیون معنا پیدا می کند. خوشبختانه فراکسیون زنان هم شکل گرفته اما با توجه به تجربه این فراکسیون در ادوار گذشته که نقطه عطف آن مجلس ششم بود، زنان در صورتی می توانند از ظرفیت فراکسیون استفاده کنند که به تجربه این فراکسیون در دوره های گذشته نگاه کنند. نقدی که وجود دارد این است که نباید در شکل گیری فراکسیون وقفه می افتاد.

اما اگر ما بخواهیم حضور خانم ها را در مجلس و میزان مشارکت سیاسی را در کشور بالا ببریم اختصاص سهمیه برای زنان یک امر ناگزیر است. امام نگاه مترقی به زنان داشتند و می گفتند زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت داشته باشند. حالا این مقدرات شورای شهر، دولت، نمایندگی مجلس و ... است و چه بسا اگر ما برداشت مان از کلمه رجل به معنای عام آن باشد می تواند رئیس دولت را هم شامل شود. اما اتفاقی که در این 37 ساله افتاده این بوده که برنامه ای برای تحقق این تاکید وجود نداشته است. در حالی که بسیاری از کشورهای دنیا به این نتیجه رسیده اند که اگر ما منتظر باشیم که خود به خود تعداد خانم ها در پارلمان بیشتر شود اتفاق نخواهد افتاد چرا که خانم ها نه مثل آقایان تجربه کار انتخاباتی دارند و نه قدرت اقتصادی آنها در حدی است که بتوانند با آقایان رقابت کنند. بنابراین ما ناگزیریم که برای افزایش نرخ مشارکت سیاسی برنامه داشته باشیم.

در کشور ما هم معاونت امور زنان ذیل دولت تعریف شده که آن ظرفیت و اختیار لازم به لحاظ حقوقی و اجرایی به آن تعلق نگرفته که بتواند مسئول پیگیری مستقیم این موضوع در ساختار حقیقی و حقوقی کشور باشد. من قبلا هم گفته ام که به رغم نمره بسیار خوبی که می توان به خانم مولاوردی داد اما معاونت مانند سر بزرگی است که اندام اجرایی برای آن تعریف نشده است. با این وجود برای پرکردن شکاف های موجود باید هم ساختار قدرت و هم جریان های موثر مانند احزاب نقش آفرین باشند. اگر آخرین دوره انتخابات شورای شهر فرانسه را بررسی کنیم می بینیم دولت معرفی کردن کاندیدا از سوی احزاب را منوط به این کرده که به ازای هر مرد، یک زن هم توسط احزاب معرفی شود. آنها به این نتیجه رسیده اند که این یک ضرورت است و حضور زنان در قدرت می تواند زمینه ساز صلح و دور شدن جوامع از خشونت شود. آنها به این نتیجه رسیده اند که رجل سیاسی می تواند یک زن هم باشد برای همین است که وقتی اشتون کناره گیری می کند موگرینی جایگزین او می شود. اما همان واقع بینی به ما می گوید که ما با استفاده از همین ظرفیت های موجودی که داریم باید حداکثر تلاشمان را برای بالا بردن نرخ زنان به کار بگیریم. این به این معنی است که با شناخت تجربه جوامع موفق دنیا باید این تجربیات را با توجه به مختصات جامعه خود بومی سازی کنیم.در غیر این صورت ممکن است نتیجه عکس به دنبال داشته باشد.

­­قاعدتا برای اینکه این راه ادامه پیدا کند فراکسیون زنان مجلس باید بتواند با یک برنامه منسجم این برنامه ها را به طرح تبدیل کند و یا به دولت پیشنهاد کند تا دولت با تعامل با معاونت زنان در قالب یک لایحه در صحن علنی مجلس مطرح شود تا در انتخابات بعدی ضمن تخصیص سهمیه بتوانیم قانون انتخابات را هم به سمتی ببریم که این ظرفیت در آن ایجاد شود. ضمن اینکه فضای امروز برای خانم ها در مجلس خیلی نسبت به مجالس پیشین آماده تر است.

منبع: روزنامه همدلی