یادداشتی برای امروزمان- ميمنت عطارياني

 

خاصیت جوهری تمام انتخابات ها غالب شدن هیجان و شور وبویژه جان گرفتن دوباره آرمان خواهی ست. شاید بهمین جهت است که جایگاه جوانان ودانشجویان پررنگ به نمایش گذاشته میشود وبار سنگینی از فعالیتهای ستادی بر شانه این قشر بویژه است.اما بامرور کوتاهی به آنچه در سالهای هنوز نه چندان دور برما گذشت قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ شاید متوجه بشویم که مطالبات امروزمان را چگونه جهت دهی کنیم وسامان دهیم که بیش ازآنکه زمینه بازگشت به قبل را فراهم کنیم وجای برای افراطی گری های عقل گریزانه باز کنیم با سنجیدگی هیجانات و تدبیر آرمان هایمان به فراهم کردن پیش نیازهای این آرمان های متعالی ومطلوب تحقق بپردازیم.

شاید این سوال مطرح باشد که از ترس تکرارگذشته حاکمیت افراط به عقب نشینی تن نداده ایم؟! واز حرکت اصلاحی بجهت این ترس چشم پوشی نکرده ایم!؟؟ من در پاسخ قصد دارم تجربه زیست شده سیاسی بعد از ۹۲و کنشگری های حول آن روزها اشاره کنم وبهره بگیرم. آرمان خواهی نه تنها مطلوب بلکه یک ضرورت برای زنده بودن وبرقراری یک جریان سیاسی _اجتماعی ست.در صحت این مفروض بعید میدانم ابهامی باشد.اما چگونه این مهم موجب زنده گی میشود ؟برای تحقق همین مهم باید هوشمندی سیاسی و کنشگری هوشمند داشت.وبا درک مناسب از شرایط واقتضایات آن پیش زمینه های جاری شدن آرمان هایمان را فراهم کنیم.

اگر در صحت این فرایند شک داریم حتی به قدر رگه ای ازخود بپرسیم چگونه در انتخابات ۹۲ یعنی در گام اول, نگاه آرمان خواه ونگاه مصلحت اندیش وحتی نگاه محافظه کار کنارهم آمدند وتلفیق شدند تا زمینه ای برای نفس کشیدن همان آرمان هایی که مترصد تحققشان هستیم,فراهم شود....یادمان نرود در سالهای نچندان دور برای یک جمع شدن ساده بیش از سه نفر باترس وتردید ومانع مواجه بودیم امروز چه شده که این برکت جمع شدن های پیوسته وثمربخش یادمان میرود؟!! درپایان اشاره به مثال شاید ساده ای مناسب باشد, یک کشاورز خوب میداند اگر زمین را خوب شخم نزند,نمی تواند خوب تخم محصول بکارد وخوب سر آخر برداشت کند.