جنبش دانشجویی اکنون به معنی واقعی وجود ندارد، همان‌طور که جنبش زنان وجود ندارد. این در حالی است که ازهمه قشرها، از جمله دانشجویان انتظار می‌رود که از همه حقوق مصرح در قانون اساسی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند، ضمن اینکه امکان نقد قوانین برای این گروه‌ها و افراد حقیقی هم وجود داشته باشد. جریان‌های دانشجویی از امکان تحرک برای بهبود شرایط و ایجاد فضای سالم برای اندیشیدن در دانشگاه‌ها نیز چنان که شایسته است، برخوردار نیستند، به همین دلیل دانشجویان، حرکت روشن، پررنگ و معناداری در عرصه عمومی ندارند. تداوم این محدویت‌ها، باوجود تأکیدات مقام معظم رهبری و دیگر مسئولان ارشد نظام مبنی بر ایجاد فضای لازم برای تضارب افکار و اندیشه‌ها در دانشگاه، موجب تأسف است. به نظر می‌رسد یک جریان ویژه، برای دیگر تفکرات درون دانشگاه ارزشی قائل نیست و تلاش می‌کند با توسل به هر شیوه ممکن در سطح دانشگاه و همچنین جامعه حرف اول را بزند. این جریان خاص حتی از برخورد فیزیکی و مانع‌تراشی بر سر راه طرح اندیشه‌ کسانی که مثل آنها فکر نمی‌کنند نیز خودداری نکرده و از اخلال بر سر راه مراسمی که دارای مجوز رسمی و قانونی نیز هست، ابا ندارد. با وجود همه مشکلات اما دانشجویان اکنون بیدار شده و تلاش می‌کنند امکان مباحثه آزاد فکری را در محیط تحصیلی خود فراهم کنند. دانشجویان ورای گرایش‌های سیاسی باید توان خود را به ایجاد فضای تضارب آرا در سطح دانشگاه‌ها معطوف کنند. نیل به این هدف البته نه با ایجاد یا تعمیق فضای چالش‌برانگیز بلکه با همگانی‌کردن کنش‌های ایجابی و ایجاد فضایی ممکن است که در آن همه بتوانند حرف خود را بزنند

منبع: روزنامه شرق