آمارهای اقتصادی منتشرشده در حوزه اشتغال و بیکاری، جایگاه زنان در اقتصاد را به نمایش گذاشته است. در این آمارها نکات قابل تامل بسیاری نهفته است که مهم‌ترین آنها کاهش سهم زنان در مشارکت اجتماعی، کاهش زنان شاغل و افزایش نرخ بیکاری زنان است. اتفاقی که در این حوزه برای زنان رخ داده است ارتباط مستقیمی به سیاست‌های در پیش گرفته شده توسط دولت‌های نهم و دهم دارد. نباید فراموش کرد که در این دولت‌ها چه اقداماتی برای خانه‌نشین کردن زنان صورت گرفت. در این سال‌ها سوق دادن زنان برای خانه‌نشینی و یا همان خانه‌داری هدفی جز بستن راه آنها برای ورود به فعالیت‌های اقتصادی نداشت. مباحث مطرح شده دربسیاری از زنان تاثیر مستقیم گذاشت و فضای حضور در اقتصاد برای بخش دیگری از زنان را نیز محدود کرد. مباحث مطرح شده در مورد مدت زمان مرخصی زایمان و شیردهی در کنار تبلیغات دولتی موجب شد تا کارفرمایان تمایل کمتری نسبت به استفاده از نیروی کار زن داشته باشند تا آنچه که امروز شاهد آن هستیم رقم بخورد. یکی دیگر از نکات قابل توجه در آمار و ارقام منتشر شده افزایش زنان سرپرست خانوار است که مهم‌ترین دلیل این افزایش نیز چیزی نیست جز طلاق. طلاق در ایران به کلاف سردرگمی تبدیل شده است که ابعاد پیچیده و مختلفی دارد. امروز جامعه ایران به بلوغ رسیده و جایگاه زن در خانواده به درستی ترسیم شده است. در سال‌های بعد از انقلاب نیز ما شاهد تلاش حاکمیت برای قرار گرفتن زنان در مسیر خودشناسی و شناساندن پتانسیل‌ها و مهارت‌های خود به جامعه بوده است. در سه دهه اخیر میزان تحصیلات زنان و سطح آگاهی آنها نسبت به حقوق شهروندی خود افزایش چشمگیری داشته است. این درحالی است که هنوز برخی از مردان درک درستی از استقلال اقتصادی و اجتماعی زنان ندارند و این به تنهایی کافی است تا مشکلات بسیاری ازجمله کاهش نقش زنان در اقتصاد و اجتماع گرفته تا افزایش طلاق در کشور ایجاد شود. چراکه در چنین فضایی زن‌ها دیگر آن باورهای قدیمی مادران خود را نداشته و تحمل بسیاری از نابرابری‌ها و حتی مشکلات قابل تحمل و قابل حل را نیز ندارند و در بسیاری از اختلاف‌های پیش آماده زن برای دفاع از حق خود راهی به جز طلاق نمی‌بیند. به‌طور کلی شاید بتوان گفت سیاست‌ها و تبلیغات سوء دولت گذشته برای خانه‌نشین کردن زنان در کنار فراهم نشدن بسترهای لازم برای افزایش آگاهی و تعامل در بین زنان و مردان مهم‌ترین دلایل مردانه‌تر شدن جامعه است چراکه این موارد به خودی خود مولد مشکلات و موانع بی‌شماری خواهند بود تا روند ممانعت از حضور زنان در اقتصاد به‌صورت پنهان اما با شتاب ادامه داشته باشد. امروز اگر قرار است توسعه اقتصادی به صورت همه جانبه شکل واقعی بگیرد، گریزی جز پذیرش نقش زنان نداریم. توسعه بدون در نظر گرفتن نیمی از جمعیت کشور عملا به صورت پرنده ای خواهد بود که بخواهد با یک بال پرواز کند.

منبع: روزنامه آرمان