آذر منصوری قائم مقام جمعیت زنان مسلمان نو اندیش و حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در گفت و گو با روزنامه شرق گفت: آسيب حذف زنان از فرايند توسعه و پيشرفت همه‌جانبه كشور نه‌تنها متوجه زنان بلكه متوجه كل جامعه است. با مجموعه دوستان تلاش مي‌كنيم اين را اثبات كنيم كه مسئله زنان فقط مسئله زنان نيست، مسئله كل جامعه است

وی افزود: بيشترين تأكيد من نقصاني است كه در فرايند توسعه همه‌جانبه كشور، خلأ وجود زنان و شكاف‌هاي جنسيتي مي‌تواند ايجاد كند و بايد تلاش كنيم از ظرفيت‌هاي موجود و تجارب موفق دنيا استفاده كنيم. بايد بتوانيم هم اين موضوع را در باور عمومي جامعه و ساختار حقيقي و حقوقي قدرت جا بيندازيم و هم از الگوهاي موفق دنيا با توجه به اقتضائات كشورمان بومي‌سازي كنيم. بايد بتوانيم اين نقيصه جدي براي توسعه و پيشرفت همه‌جانبه كشور را برطرف كنيم.

این فعال حوزه زنان ادامه داد: چنانچه نهادها و جامعه مدني، رسانه‌ها و احزاب به آن توجه لازم را نداشته باشند و از راهبردهاي مؤثر استفاده نكنند، ممكن است تلاشي مقطعي باشد که به نتيجه پايدار منتهي نخواهد شد. دولت در صورتي مي‌تواند موفق باشد كه به‌ویژه احزاب سياسي در اين زمينه برنامه داشته و اراده استفاده از تجربيات موفق دنيا را داشته باشند.

منصوری اظهار داشت: تا زماني كه نتوانيم آموزش‌هاي لازم را به جامعه بدهيم، از بدو تولد، در مقطع ابتدايي، دبيرستان و دانشگاه‌ها، در قالب نهاد رسمي تعليم‌وتربيت در كشور و نهادهاي غيررسمي كه نقش ارائه آموزش‌ها و آگاهي‌بخشي را در جامعه ايفا مي‌كنند، نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم فضا براي زنان و دختران جوان بهبود داشته باشد.

مشروح مصاحبه در ادامه می آید

آذر منصوري را از سال‌هاي دور و فعاليت‌هاي سياسي‌اش مي‌شناسيم. يكي از زناني است كه مسير خود را به‌سختي باز كرده و جلو آمده. از او درباره اعتراضات اخير و نقش زنان در افزايش اميدواري پرسيده‌ایم.

  جدي‌ترين حضور شما در عرصه سياست چگونه بود؟

شايد جدي‌ترين حضور من در حوزه مشاركت سياسي پس از دوران انقلاب، شرکت در انتخابات اولين دوره‌هاي شورای شهر و روستا در شهر خودمان بود. من دبير آموزش‌وپرورش بودم و خانواده شناخته‌شده‌ای داشتم، بنابراین توانستم رأي دوم را در قرچك كسب كنم و چهار سال در شوراي آنجا حضور داشتم. شايد همين حضور، تلنگر و بهانه‌ای شد و ظرفيتي را پيش‌روي من قرار داد كه جدي‌تر و با انگيزه بيشتر در حوزه‌هاي ديگر مدني و سياسي تلاش كنم. به‌ویژه آنکه بعد از دولت اول آقاي خاتمي و فضايي كه در كشور براي زنان فراهم شده بود، اين ظرفيت ايجاد شده بود و طبيعتا من از اين ظرفيت استفاده كردم؛ نه‌تنها براي انجام وظيفه به‌عنوان يك عضو شوراي شهر، بلكه استفاده از اين فرصت براي اينكه بتوانم مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي مدني، سياسي و رسانه‌اي را در كنار كاري كه در شوراي شهر داشتم، به انجام برسانم. در آن دوره عضو چند سازمان غيردولتي و باني خانه تشكل‌هاي غيردولتي ورامين شدم. عضو هيئت نظارت بر سازمان‌هاي غيردولتي شهرستان ورامين بودم. در چند كارگروه اجتماعي فرمانداري شهرستان به‌عنوان صاحب‌نظر دعوت مي‌شدم. توانستم مجوز يك نشريه استاني را بگيرم كه يكي از نشريات موفق شهرستان و استان بود. بعد از عضویتم در شوراها نیز به این دلیل که تقريبا هم‌زمان با تأسيس حزب مشاركت بود، عضو حزب مشاركت در حوزه شهرستان ورامين شدم.

آیا زن‌بودن شما در كارتان تأثير داشت؟

شوراها و حزب مشاركت عرصه جدي حضور من در فعاليت‌هاي سياسي بود و در كنارش فعاليت‌هاي مدني و رسانه‌اي هم داشتم. شايد تا اين حد در حوزه‌‌اي كه قبلا منحصر به مردان بود، ورود نكرده بودم و برايم خيلي مهم بود كه حضورم تأثيرگذار باشد و از اين فرصت برای خدمت به شهرم استفاده كنم و یک ساختار متشكل شناسنامه‌دار سياسي را در شهرستانمان توسعه دهيم. دوران پرجنب‌وجوشي بود و چون جوان‌تر بودم، ظرفيت‌ و توانايي بيشتري داشتم. شايد در آن مقطع سختي‌ها، با انگيزه‌اي كه ورود كرده بودم كمتر به چشمم مي‌آمد اما امروز كه شرايط را مرور مي‌كنم و واكنش‌ها را مي‌بينم، بهتر مي‌توانم آن شرايط را تجزيه و تحليل كنم. وقتی چنين مسئوليت سياسي‌ای داري، در كنارش هم بايد وظايف خانوادگي را انجام دهي. شرايط خانوادگي باید به گونه‌اي باشد كه مانعي براي شما وجود نداشته نباشد، به نظرم این يكي از موانع جدي مشاركت سياسي زنان ايران است. آنجا هم در ايفاي اين مسئوليت‌ها و جايگاه‌ها بايد آن‌قدر اعتمادبه‌نفس و صبوري داشته باشيد كه بتوانيد ناملايمات و نگاه‌هايي را كه به شما مي‌شود تحمل كنيد. همان‌طور كه در جمع‌هايي متشكل از افراد سنتي و روشنفكر و سياسي، با نگاه ترديدآميز به شما نگاه مي‌شود كه ‌آيا به‌عنوان يك زن مي‌توانید از عهده این مسئوليت بربيايید يا نه؟ شما بايد بتوانيد اين توانايي‌ها را اثبات كنيد.

براي اثبات اين توانايي‌ها چه مشكلاتي را پشت سر گذاشتيد؟

از همان ابتدا پيش‌بيني مي‌كردم مشكلاتي برايم پيش بيايد؛ كما اينكه در دوره اول شوراها تأييد صلاحيت و در دوره دیگر رد صلاحيت شدم و تا روز آخر تبليغات نتوانستم تأييديه هيئت نظارت را بگيرم و این فرصت را که مردم بدانند كانديدا شده‌ام، از دست دادم. براي تمامي انتخابات‌های شوراي اسلامي، ردصلاحيت مي‌شدم؛ البته يكي، دو دوره بيشتر كانديدا نشدم. از حقوق اجتماعي زيادي محروم شدم. امروز براي مقطع دكترايم محدوديت ايجاد شده و امكان ادامه تحصيل از من سلب شده است. ممنوع‌الخروجم و منتظر دادگاه تجدیدنظر برای پرونده‌ای که می‌دانید. حتي به فرزندانم مي‌گويم ممكن است فرزندانتان به خاطر من نتوانند از همه حقوق اجتماعي يك شهروند برخوردار باشند. همه اينها يك‌سوي قضيه است؛ طرف دیگر قضيه كه به نظرم بيشتر آزاردهنده است و بعد از ٢٠ سال فعاليت مستمر و مداوم در حوزه سياسي، همچنان در مجموعه و جمع‌هاي اصلاح‌طلبان، به‌ویژه كه من خودم را متعلق به اين جريان سياسي مي‌دانم، تمايزها بين زن و مرد كه زن مي‌تواند يا نمي‌تواند فعال سياسي باشد، وجود دارد. به هر صورت يك زن وقتي در اين شرايط مي‌خواهد فعاليت سياسي داشته باشد، بايد اين پيش‌فرض را مدنظر قرار دهد كه شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و اقتضائاتي كه در آن زندگي مي‌كنيم به گونه‌اي است كه نبايد تصور كنيم براي مشاركت سياسي زنان در ايران فرش قرمز پهن شده است.

اين فرش قرمز حتي از سوي اصلاح‌طلبان هم براي زنان پهن نشده است؟

موانع و محدوديت‌ها بسيار جدي است. هنوز پذيرشي كه بايد باشد، حتي در مجموعه اصلاح‌طلبان نمي‌بينيم. اين مشكلات همچنان وجود دارد اما بايد ادامه دهيم زیرا اساسا نگاه من توسعه‌محور است؛ معتقدم آسيب حذف زنان از فرايند توسعه و پيشرفت همه‌جانبه كشور نه‌تنها متوجه زنان بلكه متوجه كل جامعه است. با مجموعه دوستان تلاش مي‌كنيم اين را اثبات كنيم كه مسئله زنان فقط مسئله زنان نيست، مسئله كل جامعه است. مسئله زنان، بي‌توجهي به مطالباتشان و تبعيض‌هايي كه وجود دارد و نمي‌توانيم انكار كنيم (گزارشي هم كه از سوي مجمع جهاني اقتصاد در سال ٢٠١٧ منتشر شد، به لحاظ ميزان دسترسي زنان به فرصت‌هاي برابر در شاخص‌هاي توسعه، چهار رتبه با آخرين كشور فاصله داريم و بيشترين آسيب به توسعه همه‌جانبه در كشور مي‌رسد که نشان از وضع موجود دارد(
در كنار تأمين حقوق انساني و شهروندي زنان، ‌توجه به مطالبات ٥٠ درصد از جمعيت كشور است؛ اما بيشترين تأكيدم نقصاني است كه در فرايند توسعه همه‌جانبه كشور، خلأ وجود زنان و شكاف‌هاي جنسيتي مي‌تواند ايجاد كند و بايد تلاش كنيم از ظرفيت‌هاي موجود و تجارب موفق دنيا استفاده كنيم. بايد بتوانيم هم اين موضوع را در باور عمومي جامعه و ساختار حقيقي و حقوقي قدرت جا بيندازيم و هم از الگوهاي موفق دنيا با توجه به اقتضائات كشورمان بومي‌سازي كنيم. بايد بتوانيم اين نقيصه جدي براي توسعه و پيشرفت همه‌جانبه كشور را برطرف كنيم. من به‌عنوان يك زن، انسان و شهروند، خواست و هدفم اين است كه بتوانم از ظرفیت‌هايي كه فكر مي‌كنم دارم، استفاده كنم تا يك قدم در جهت توسعه و پيشرفت همه‌جانبه كشورم بردارم و اين ساختار نبايد منعي براي منِ نوعي به‌عنوان يك انسان و شهروند ايجاد كند. تلاشمان اين است كه اين مسير ناهموار را هموارتر كنيم و مي‌دانيم كه پيش از اين پيش‌روي ما فرش قرمزي پهن نبوده و پس از اين نیز پهن نخواهد بود.

در اين مسير تفاوت بين زنان و مردان در چه بخش‌هايي مشهود بوده است؟جنسیت و زن بودن مانع بوده است؟

اين تفاوت‌ها در همه مقاطع تحصيلي و كاري و سياسي وجود دارد. شايد اين‌طور توجيه شود كه هيچ تفاوتي وجود ندارد، اما يادم است زمان انتخاب رشته مايل بودم مهندسي زراعت بخوانم اما آن سال به اين دلیل كه زنان نمي‌توانستند اين رشته را انتخاب كنند، مجبور شدم مهندسي صنايع غذايي را انتخاب كنم. اين يكي از ديوارهاست كه شيشه‌اي هم نيست. اين يك ديوار آهني است و شما با سر به اين ديوار مي‌خوريد و نمي‌توانيد انتخاب خودتان را داشته باشيد. در حوزه سياسي هم اين محدوديت وجود دارد. ٤٠ سال بعد از انقلاب در تفسير واژه رجل سياسي همچنان با مشكل مواجه هستيم و يكي از محدوديت‌هايي است كه بعينه شاهديم. زنان به دلیل زن‌بودن نمی‌توانند وزیر شوند. حتي در انتخاب شغل اين ديوار شيشه‌اي وجود دارد و طبيعتا كارفرما و مدير دولتي وقتي مي‌خواهد نیرویی استخدام كند، مردان را ترجيح مي‌دهد. اينها تماما ديوارهاي شيشه‌اي موجود است. ديوارهايی كه به تو اجازه نمي‌دهد از بين گزينه‌هاي موجود انتخاب خودت را داشته باشي و فقط مي‌تواني گزينه‌هاي مشخصي را انتخاب كني. برای مثال شايد من بخواهم رشته‌اي را بخوانم كه در دانشگاه‌هاي استان محل زندگي من وجود ندارد و شرايط به گونه‌اي نباشد كه به استان ديگري بروم، زیرا من خانواده دارم و نمي‌توانم با دورشدن هم مادر باشم و هم به تحصيل در رشته مورد علاقه‌ام ادامه دهم. در حوزه سياسي هم اين محدوديت‌ها و ديوار شيشه‌اي وجود دارد. این مسئله که اساسا زنان ايران به اين جمع‌بندي رسيده‌اند كه براي پیگیریِ مطالباتشان، حزب زنانه تشكيل دهند و حرف خودشان را بزنند و راهبردهاي موفق را بتوانند جريان‌سازي كنند، به اين دليل است كه احزاب فراگير ايران هرچند تصورشان توسعه‌گراست و از نظر آنان منعي براي حضور و مشاركت سياسي زنان وجود ندارد و اگر سؤال كنيد، مي‌گويند زنان تلاش كنند و توانايي‌هايشان را اثبات كنند، اما درواقع احزاب به دلايل فقدان مشاركت سياسي زنان توجه نمي‌كنند. اين هم به نظرم يك سقف شيشه‌اي است كه ديده نمي‌شود. صورت‌مسئله به شكل واقع‌بينانه و با توجه به فضاي فكري و سياسي جامعه آن‌طور كه بايد، ديده نمي‌شود و زنان مجبور مي‌شوند حزب زنانه و مجله و روزنامه مختص زنان داشته باشند. اينها سقف‌هاي شيشه‌‌اي است كه در زندگي افراد به‌ویژه زنان وجود دارد و مانع مي‌شود كه بتوانند انتخاب خودشان را داشته باشند. هر عاملي كه باعث شود منِ نوعي نتوانم به انتخاب خودم دست پيدا كنم و اين مانع به دليل زن‌بودن من باشد، به نظرم سقف شيشه‌اي است.

بنابراین در موارد متعددي اين سقف شيشه‌اي را سر راه خود ديده‌ايد. آن لحظه‌ها نخواستيد مرد باشيد تا فلان مشكل يا فلان مسئله پيش نيايد؟ اصلا چه حسي در شما به وجود مي‌آيد يا چگونه خودتان را تسلي مي‌دهيد؟

مصادیق در این مورد زیاد است. هرچند من همیشه سعی می‌کنم بر چنین حسی غلبه کنم. این را همه کسانی که با من کار کرده‌‌اند، می‌دانند. ولی به‌هرحال خیلی موارد هم پیش می‌آید، معمولا سعی می‌کنم با اعتمادبه‌نفس و درک شرایط موجود بر یأس و سرخوردگی غلبه کنم. طبيعتا شرايط بعد از سال ٩٢ تغيير كرد. دولت آقاي خاتمي تلاش‌هايي را در اين زمينه داشت و نگاهش نسبت به جايگاه زنان در برنامه توسعه، نگاه جنسيتي بود. ايشان تلاش كرد يك نگاه راهبردي به بحث رفع تبعيض‌ها عليه زنان در برنامه توسعه داشته باشد. اين روند بعد از دولت اصلاحات متوقف شد و روندي نزولي به خودش گرفت و با اينكه دولت آقاي روحاني در اين زمینه تلاش‌هايي داشته، اما اين روند نزولي ادامه دارد. گزارش مجمع جهاني اقتصاد در سال ٢٠١٧ نشان مي‌دهد كه فقط چهار رتبه با آخرين كشور دنيا فاصله داريم؛ اما اين جايگاه به اين دليل نيست كه دولت ايران تلاش‌هايي نداشته است. دولت آقاي روحاني تلاش‌هايي كرده هرچند انتظار داشتيم شاهد حضور زنان در كابينه دوازدهم باشيم كه این اتفاق نيفتاد، اما برنامه ششم توسعه با بالارفتن تعداد نمايندگان زن مجلس، به كارگرفتن زنان در معاونت وزيران، رؤساي ادارات، بخشداري‌ها، فرماندار‌ی‌ها و مديريت‌هاي مياني وزارتخانه‌ها در سطح قائم‌مقام وزير اتفاقاتي است كه به نظرم حاصل گفتمان‌سازي است كه در فضاي داخلي كشورمان روی داده است. به نظر مي‌رسد ساختار حقوقي كشورمان در مجموع قرار نيست خيلي تحت‌تأثير تحولات بين‌المللي قرار بگيرد و شاخص‌هايي كه در گزارش مجمع جهاني اقتصاد مطرح مي‌شود، بتواند تغييري در اين رويكردها ايجاد كند. بخش عمده‌اي برمي‌گردد به تلاش‌هايي كه در سطح فعالان حوزه زنان، احزاب سياسي، رسانه‌ها و مطبوعات رخ مي‌دهد و در بزنگاه‌هاي انتخابات اين تلاش‌ها بيشتر نمود پيدا مي‌كند. اما دولت آقاي روحاني در مقايسه با دولت گذشته به مراتب دولت توسعه‌گرا و توسعه‌محوری است و بالطبع نسبت به اين موضوع باور دارد؛ هرچند موانعي در اين زمینه در دولت وجود دارد. تغييرات به سمت بهترشدن جايگاه زنان ايران و پركردن شكاف‌هاي جنسيتي است، اما اين تغييرات در حدي نيست كه بتواند رتبه ما را در بين ١٤٤ كشور جهان با سرعت قابل توجهي بهبود ببخشد. به اين دليل كه كشورهاي ديگر بيشتر از ما فعال هستند و جدي‌تر به مسائل زنان مي‌پردازند، زیرا این موضوع به‌عنوان نماد توسعه‌يافتگي مدنظر كشورهاي توسعه‌يافته قرار گرفته است؛ ازجمله توجه به مسائل زنانه، پركردن شكاف‌هاي جنسيتي و بالطبع شتابي كه آنها دارند از ما بيشتر است. كار دولت‌ توسعه‌گرا در كشور ما به‌مراتب مشكل‌تر است. موانع جدي در اين زمینه وجود دارد و قاعدتا انتظارات ما بايد در بستر اقتضائات و فرصت‌ها و موانع موجود تعريف شود، در غير اين صورت ممكن است به سرخوردگي و يأس مبتلا شويم.

براي مبتلانشدن به يأس، خود شما چه تلاش‌هاي حداقلي را ضروري مي‌دانيد؟

من توانستم از حزب شهرستان به شوراي استان حزب راه یابم و در دفتر سياسي، شوراي مركزي و بعد به‌عنوان معاون دبيركل آن حزب فعاليت سياسي‌ام را ادامه دهم. همواره سعي كرده‌ام بر حس محدودشدنم براي حضور در عرصه سياسي غلبه كنم. وقتي وارد جمع‌هاي سياسي مي‌شويد كه غالبا مردانه است، از يك‌سو به‌شدت در معرض قضاوت آن جمع قرار مي‌گيريد. از طرف ديگر كوچك‌ترين خطاهاي شما معمولا بيشتر به چشم مي‌آيد و باعث مي‌شود اعتمادبه‌نفس در شما به كمترين حد برسد و نااميد شويد و انگيزه‌اي براي ادامه كار نداشته باشيد، اما من با توجه به همه اين موانع، اين مسير را انتخاب كردم و به بسیاری از دوستانم گفته‌ام که كفش‌هاي آهنين به پا كرده‌ام. تا جايي كه امكان طرح ديدگاه‌ها و نظرات و مشاركت سياسي و حرف‌زدن با جامعه وجود داشته باشد، کمک می‌کنم؛ اطلاعات محدودم را به جامعه منتقل،‌ و تا جايي كه بتوانم كمك می‌كنم تا مسير عقلانيت در كشورم غلبه پيدا كند. در اين شرايط بالطبع هزينه‌هايي به شما تحميل مي‌شود كه من اين هزينه‌ها را در سال‌هاي فعاليتم به جان خريدم و به فعاليت سياسي‌ام ادامه دادم. وقتي هزينه مشاركت سياسي در كشور بالا مي‌رود و بسیاری از آقايان اين مسير را انتخاب نمي‌كنند، به‌مراتب زنان با توجه به موقعيت‌ها و محدوديت‌هايي كه دارند، اين گزينه انتخابشان نخواهد بود. با توجه به اينكه حتما خانواده بايد با شما همراه باشد تا فعاليت سياسي داشته باشيد. اين موضوع بايد مورد توجه احزاب سياسي باشد. اگر قرار است ظرفيت مشاركت سياسي زنان را بالا ببريم و از اين مسير بر شكاف مشاركت سياسي موجود در كشور غلبه كنيم، بايد واقعيت‌ها را در نظر بگيريم و بدون اين کار وضع موجود تغيير چنداني نخواهد كرد. به هر صورت دولت تلاش مي‌كند اما چنانچه نهادها و جامعه مدني، رسانه‌ها و احزاب به آن توجه لازم را نداشته باشند و از راهبردهاي مؤثر استفاده نكنند، ممكن است تلاشي مقطعي باشد که به نتيجه پايدار منتهي نخواهد شد. دولت در صورتي مي‌تواند موفق باشد كه به‌ویژه احزاب سياسي در اين زمينه برنامه داشته و اراده استفاده از تجربيات موفق دنيا را داشته باشند. مواردي هم پيش مي‌آيد كه ممكن است كسي آن‌قدر انگيزه داشته باشد و اين هدف برايش مهم باشد كه تمام هزينه‌ها را به جان بخرد. اما نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم که همه زنان در اين مسير حركت كنند. احزاب اصلاح‌طلب براي اين امر بايد برنامه جدي داشته باشند.

ضعف اصلي را در چه مي‌بينيد؟

ضعف اصلي و جدي را در آموزش مي‌بينم. تا زماني كه نتوانيم آموزش‌هاي لازم را به جامعه بدهيم، از بدو تولد، در مقطع ابتدايي، دبيرستان و دانشگاه‌ها، در قالب نهاد رسمي تعليم‌وتربيت در كشور و نهادهاي غيررسمي كه نقش ارائه آموزش‌ها و آگاهي‌بخشي را در جامعه ايفا مي‌كنند، نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم فضا براي زنان و دختران جوان بهبود داشته باشد. پيشرفت تكنولوژي و گسترش شبكه‌هاي اجتماعي درصورتي‌كه با آموزش‌هاي درست و آگاهي‌بخشي و اتخاذ استراتژي مناسب و راهبرد درست همراه نباشد، به همان ميزان كه مي‌تواند موجب تقويت هنجارهاي جامعه و همدلي و هم‌نوايي و حركت و پويايي شود، مي‌تواند در مسير عكس نیز حركت كند. صداوسيما به‌عنوان رسانه فراگير مي‌تواند نقش قابل توجهي در اين زمينه داشته باشد كه فارغ از تفاوت‌هاي فيزيكي بين زنان و مردان بايد تلاش كنيم تفاوت‌هاي جنسيتي كه اين باورها را القا مي‌كند (كه زنان نمي‌توانند مانند مردان از ايفاي خيلي از مسئوليت‌ها برآيند) را بايد اصلاح كنيم. ازاین‌رو اولين قدم، آموزش و آگاهي‌بخشي به جامعه است و خانواده بايد به‌عنوان جدي‌ترين كانون اجتماعي بيشترين آموزش را ببيند، به‌ویژه مادران نسل جوان. تا آموزش اصلاح نشود نمي‌توانيم انتظار بهبود در رويكردها و برنامه‌ها را داشته باشيم. به‌عنوان یک اقدام بلندمدت اين امر بايد مدنظر برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران كشور قرار گیرد. جامعه مدني و رسانه‌ها بايد در اين زمينه فعال شوند. رسانه‌هاي ما هيچ راهبرد مشخصي براي بهبود فضاي فكري و فعاليت‌هاي دختران و زنان ندارند. كدام‌يك از رسانه‌ها به‌طور مشخص برنامه‌ای جدي در اين زمينه دارند؟ من چنين فضايي را در رسانه‌ها نمي‌بينم. مثلا دو روزنامه ايران و همشهري كه تيراژ بالاتري دارند، به صورت پراكنده به مسائل زنان مي‌پردازند اما جزء سياست‌هاي گردانندگان اين روزنامه‌ها نيست و اگر به‌عنوان جريان توسعه‌گراي كشور به دنبال تحقق توسعه همه‌جانبه هستيم، بايد توجه داشته باشيم كه ٥٠ درصد از فرصت براي توسعه زنان است و ما اين ٥٠ درصد را حذف كرده‌ايم؛ يعني يك چرخ توسعه در كشورمان با حذف زنان لنگ مي‌زند. اين را مي‌شود به مجموعه دستگاه‌هاي اجرائي و مديريتي كشور نیز تعميم داد. البته اقدام دولت آقاي روحاني در پركردن ٣٠ درصد از مديريت‌ها و ظرفيت اشتغال در چهار سال آينده تا ١٤٠٠ اقدام كاملا صحيح و راهبردي‌ای بود كه با استفاده از تجربيات كشورهاي موفق به كار گرفته شد.

و شايد اين نكته مهم باشد که فكر مي‌كنيد بعد از اين اعتراضات نقش زنان در عدم بروز اين مشكلات چه باید باشد و اقدام و پيشنهادتان براي افزايش اميدواري چيست؟

مي‌توانيم اميدوار باشيم که در چهارسال پيش‌رو شكاف جنسيتي با اين راهبرد تا حدودي ترميم شود. اما به نظرم نياز به سياست‌گذاري كلي در ساختار حقيقي و حقوقي كشورمان داريم و از طرف ديگر تلاش براي آگاهي‌بخشي و گفت‌وگوهاي بيشتر با ديدگاه‌هايي كه باور ندارند زنان مي‌توانند در مقدرات اساسي كشور دخالت داشته باشند. اين تلاش‌ها بايد به صورت برنامه‌هاي كوتاه‌مدت و بلندمدت مدنظر باشد تا اميدوار باشيم در یک چشم‌انداز مشخص فضا براي دختران و زنان ايران هم در مقايسه با آنچه پشت سر گذاشته‌ايم، مهياتر است. این حوادث یک زنگ خطر و هشدار بود برای دولتمردان و جریان‌های سیاسی. وقتی در این گستره جغرافیایی این اعتراضات اتفاق افتاده، اولا باید با معترضان همدلی شود، تا این همدلی اتفاق نیفتد، تحلیل این اعتراضات به نظرم واقع‌بینانه نخواهد بود. باید با تک‌تک دستگیرشدگان گفت‌وگو شود. مقصود از گفت‌وگو قطعا بازجویی‌های مرسوم نیست. گفت‌وگوهایی که از دل آن باید به دریافت و درک دقیق از صورت‌مسئله اعتراضات رسید.
به نظرم با توجه به همه بررسی‌هایی که تاکنون صورت گرفته، می‌توان گفت ما بحران‌های گذشته کشور را واقع‌بینانه و ‌دقیق نه شناسایی و نه حل کرده‌ایم بلکه رویکرد غالب، پاک‌کردن صورت‌مسئله و سرپوش‌گذاشتن بر واقعیت‌ها بوده است. اگر درباره این اتفاقات نیز همین رویکرد را داشته باشند، مانند این است که آتشی بوده که فکر می‌کنیم خاموش شده است اما ما فقط خاکستر روی آن را می‌بینیم درحالی‌که آتش زیر خاکستر ممکن است دفعه بعد با شدت بیشتری مشتعل شود.