دوشنبه نهم بهمن دومین دختر خیابان انقلاب با آویختن روسری بر سر چوبی بر سکویی ایستاد که چند روز پیش از آن دختر دیگری با انجام این کار برای نخستین‌بار روی آن ایستاده بود. اندکی بعد تصاویر متعددی از دخترانی که روسری‌های خود را در شهرهای مختلف ایران بر سر چوبی آویزان کرده بودند، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. در ادامه این روند حتی زنان چادری و مردانی نیز به این اعتراض پیوستند. در این راستا با آذر منصوری گفت‌وگو کرده‌ایم. او معتقد است: «هر نوع برخوردی که به این اعتراض شکل امنیتی بدهد به‌طور قطع پاک کردن صورت مسئله است.» مشروح این مصاحبه در ادامه می‌آید.

شما مطالبه‌ای را که در روزهای اخیر از سوی برخی دختران در راستای اختیاری شدن حجاب در سطح خیابان مطرح شده و دنبال می‌شود چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با تاکید بر این نکته که امروز از طرف مردم عادی به آن پرداخته شده است؟

من 10 سال پیش به‌مناسبت لغو قانون منع حجاب در ترکیه در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۶ یادداشتی را برای خبرنامه حزب مشارکت نوشتم. آن زمان «دختران خیابان انقلاب» هنوز بزرگ نشده بودند. در آن‌ زمان کسی اعتقادی به پرداختن به مسئله حجاب نداشت، اما امثال من که خودمان به این پوشش باور داشتیم نگران تداوم این رفتارها در مواجهه با پوشش زنان بودیم. به‌نظرم ریشه این مسئله نزدیک به چهار دهه قبل برمی‌گردد. واکنش کسانی که روسری یا چادر نداشتند و پس از آن مجبور شدند با این پوشش ظاهر شوند، واکنش مثبتی نبود. امثال من قبل از انقلاب هم همین پوشش را داشتیم و هیچ اجباری را احساس نمی‌کردیم، اما همان زمان واکنش همکلاسی‌هایم را می‌دیدم. منهای کسانی که بالاخره تحت‌تاثیر آموخته‌های شخصیت‌هایی مانند شهید مطهری، دکتر شریعتی و دیگران قرار گرفته بودند. منظور من کسانی است که باوری به این پوشش نداشتند و بعد از قانونی کردن پوشش مجبور به استفاده از آن شدند. یادم هست بعد از نوشتن این یادداشت، گفتند فلانی حجاب اسلامی را قبول ندارد، حتی بعد از اسیدپاشی‌های اصفهان هم چند مقاله نوشتم. این اعتراض‌ها در این قالب‌ها مطرح شده، اما متاسفانه گوش شنوایی برای آن وجود نداشته است و امروز با نسلی مواجه شدیم که در زمانه جمهوری اسلامی متولد شده، آموزش دیده و بزرگ شده‌اند و اعتراض‌شان را به شکل دیگری که امروز شاهد آن هستیم نسبت به پوشش اجباری نشان می‌دهند.

اساسا چرا باید مسئله حجاب به این‌جا منتهی شود؟ از نظر شما آسیب‌شناسی این پدیده چیست و باید روی چه مواردی تاکید شود؟

مسئولان باید آسیب‌شناسی دقیقی از مجموعه عملکردهای در مواجهه با پوشش زنان داشته باشند؛ مجموعه این رویکرد در این چهار دهه غلبه رفتارهای سلبی بوده است. از یک طرف به اصطلاح بد حجابان، تکفیر شده‌اند و از طرف دیگر گشت‌های ارشاد به‌صورت موسمی با نمادهایی از پوشش زنان که مطلوب‌شان نبوده برخورد کرده‌اند. رویکرد قهری فقط بازدارنده بوده و‌مقاومت را درپی داشته است، برای همین هم زنانی که به اجبار این پوشش را دارند به‌محض خروج از مرزهای ایران طوری رفتار می‌کنند که ممکن است موجب حیرت بشود. اگر چند مسئله رعایت شود، می‌توان امیدوار بود که صورت مسئله دریافت شده است. نخست این‌که همان مسئولان فرزندان، اقوام و اطرافیان خود را مورد بررسی قرار دهند و ببینند چند درصد از آن‌ها موافق این رویکرد هستند. این خود مقدمه انکار نکردن واقعیت‌های جامعه زنان امروز ایران است. وقتی دریافت واقع‌بینانه از مسئله به‌وجود بیاید طبیعتا باید به این سوال پاسخ داده شود که چرا زنان ایران بعد از ۴۰سال استقرار نظام اسلامی قائل به پوشش قانونی نیستند. به‌نظرم در شرایطی که رتبه شکاف جنسیتی ایران در بین۱۴۴کشور جهان۱۴۰است، یعنی وضع زنان ایران به‌لحاظ دسترسی به شاخص‌های توسعه تنها چهار رقم با آخرین کشور دنیا فاصله دارد. این به این معنا نیست که ما رشد نداشته‌ایم، رشد داشته‌ایم، ظرفیت‌های بسیار خوبی هم به‌لحاظ تخصصی و علمی در زنان ایران شکل گرفته است، ما نمونه‌هایی مانند مریم میرزاخانی داشتیم. سطح سواد زنان ایران با ۴۰سال پیش اساسا قابل‌مقایسه نیست، اما کشورهای دیگر تلاش‌های بیشتری داشته‌اند و از ما جلو زده‌اند، دلیلش روشن است، چون بهبود این شاخص‌ها به یک نُرم جهانی تبدیل شده است. شما اصلاحات حبابی عربستان را ببینید، چرا عربستان شیخ‌نشین، دست به این اقدامات برای زنان می‌زند؟ دلیلش همین روند جهانی است. در ایران ظرفیت‌های جامعه زنان به‌مراتب از عربستان بیشتر است، اما مقاومت می‌شود. حتی برای این‌که یک زن در این کشور وزیر، قاضی، استاندار یا حتی فرماندار بشود، مانع وجود دارد. با چنین وصفی خیلی نباید از این واکنش‌ها شگفت‌زده شد. به نظرم همه این واکنش‌ها، عکس‌العمل‌هایی طبیعی است.

به نظر شما برخورد با این افراد و این شیوه اعتراض چگونه باید باشد؟

من فکر می‌کنم بدترین رویکرد نسبت به این اعتراضات برخوردهای قهری است. باید ریشه‌های آن را شناخت. از نظر من باید صدای این اعتراض به درستی شنیده شود و صورت مسئله زنان ایران انکار نشود. این مقدمه همه راه‌حل‌های منطقی و راهگشاست. این یک اعتراض بدون خشونت و مسالمت‌آمیز است. نه مختصات جنبش را دارد و نه نام دیگری می‌توان روی آن گذاشت.

به نظر شما این مطالبه از سوی کدام نهاد باید مورد توجه قرار گیرد تا با تعدیل به چالشی برای نظام تبدیل نشود؟

به نظرم هم دولت و هم‌مجلس باید برای حل این مسئله چاره کار کنند. فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، معاونت زنان ریاست‌جمهوری، معـــاون حقـــوقی، دستیار حقوق شهروندی با همکاری نهاد‌های مدنی و احزاب باید آسیب‌شناسی این رویکرد ۴۰ساله را در دستور کار خود قرار دهند. من معتقدم تا دریافت و درک مشترک از وضع موجود ایجاد نشود، نمی‌توان به راه‌حل مناسب که مورد توافق باشد دست یافت. هرچند به اعتقاد من این رفتارها ازجانب زنان ایران خود زمینه تعدیل رویکردها را فراهم کرده است. شنیده‌شدن این صداها درباره پوشش اجباری مقدمه همه راه‌حل‌هاست.

منبع: روزنامه آسمان آبی