علت ها:

????براي بررسي ميزان خشونت در دختران نياز به ارائه شواهد دقيق و عيني است و علي القاعده بايد پژوهش هايي در اين زمينه انجام شده باشد كه بتوان با درك دقيق صورت مسئله ابعاد آن را شناخت و در مرحله بعد به عوامل و ريشه ها پيامدهاي آن پرداخت و در نهايت  در جستجوي راهكار هاي كار آمد و موثر براي پيشگيري و درمان اين آسيب اجتماعي بود

خشونت عكس العمل طبيعي انسان در برابر كنش هايي است كه او را رنج مي دهد و در باور خود تنها واكنش موثر در برابر آنها را اعمال خشونت يا نسبت به خود و يا به اطرافيان مي داند.

با اين مقدمه بايد در وحله اول ديد سن ميانكين بروز خشونت در دختران امروز ايران چيست؟

بر اساس پژوهشهايي كه به عنوان فكت در سخنان خانم ابتكار هم آمده اين سن به دوران پس از مقطع ابتدايي يا همان راهنمايي قديم كاهش پيدا كرده است كه به طور طبيعي دوران آغاز بلوغ دختران محسوب مي شود.

در واقع با آغاز دوران بلوغ  مي توان گفت كه خشونت ها بيشتر خود را بروز مي دهند.

خب با اين فرض بايد ديد چه آموزش هايي به پسران و دختران ما در دوران قبل از بلوغ براي آمادگي اين دوران داده مي شود؟

اين آموزش ها تا چه حد آنها را براي تغييرات فيزيكي و رواني اين دوره آماده مي كند؟

اينجا نقش خانواده،صدا و سيما،رسانه ها،تريبون هاي رسمي و غير رسمي و به خصوص آموزش و پرورش به عنوان تنها نهاد رسمي تعليم و تربيت در كشور بيشتر  است.

اينها تماما قابل بررسي است.

يا اينكه چه مقدماتي براي تخليه هيجانات نوجوانان به خصوص دختران در كشور فراهم شده است؟

نقش توليدات صدا و سيما وسينما و...در اين زمينه چيست؟

به نظرمن نياز است روي اين دو مسئله بررسي جدي صورت گيرد؟خشونت فقط يكي از آسيب هاي اجتماعي است كه سن آن پايين آمده است .مسئله ديگر اين است كه تمام آسيب هاي اجتماعي در مجاورت يكديگر قرار دارند،نمي توان به يك آسيب اجتماعي پرداخت اما آسيب هاي اجتماعي ديگر را مد نظر قرار نداد.در مورد خشونت هم اين مسئله هست.خشونت را نمي توان جاي از آسيب هاي اجتماعي ديگر مورد بررسي قرار داد

پيامدها:

تداوم خشونت خود مي تواند زمينه بروز آسيب هاي اجتماعي ديگر در كشور باشد

اين مسئله به نظر من بسيار مهم است.

به عنوان مثال اين دختران در آينده نمي توانند از پس مشكلات خود بر آيند ،چون آنها خشونت را به عنوان راهكار مقابله با ناملايمات انتخاب كرده اند،شايد ما انتخاب ديگري برايشان نگذاشته ايم.

هر خشونت خود مولد خشونت هاي ديگر است و دختران يك جامعه اگر اين راهكار را برگزينند بايد نگران آينده آن جامعه و كشور بود.

اين نگراني از آن جهت اهميت بيشتري دارد كه اين نسل قرار است مادران فرداي ايران باشند،كانون اصلي خانواده باشند،٥٠درصد از جمعيت كشور باشند كه به طور طبيعي هر آسيبي متوجه آنان باشد آحاد جامعه را هم در بر خواهد گرفت.

راهكارها:

ببينيد مشكل اصلي در كشور ما در مواجهه با آسيب هاي اجتماعي متاسفانه   ديده نشدن درست و دقيق صورت مسئله است.

مسئله خشونت دختران هم از اين قاعده مستثني نيست.از يك طرف مسئله درست ديده نمي شود و از طرف ديگر يا سرپوش گذاشته مي شود و يا صورت مسئله پاك مي شود.

اولين قدم درك درست و دقيق ميزان خشونت در اين نسل است.

قدم بعدي از يك سوآموزش صحيح است كه بايددر سياستگذاري كلان نظام اين جمع بندي بوجودبيايد.هر نهادي كه محصول آموزشى براى  جامعه توليد مي كند بايد در اين سياستگذاري كلان برايش نقش و ماموريت  و پاسخگويي تعريف شود.بايد ديد دختران امروز ايران  چگونه فكر مي كنند و به نظرم بايد به آتها فرصت حرف زدن و خود نمايي داد.

بايد راههاي اعتماد به نفس را به آنها آموخت و مادران و والدين آنها را نيز در اين آموزش ها درگير كرد.صدا و سيما و ديگر رسانه هاي كشور كه در شكل گيري  باور و رفتار افراد جامعه نقش دارند،بايد در اين آموزش هم نقش داشته باشند و هم مسئوليت پذير باشند.

ببينيم كشورهاي موفق دنيا از چه مدلهاي آموزش استفاده كرده اند كه امروز وضعشان از ما بهتر است؟

بيشتر از درمان بايد به فكر پيشگيري بود.

ببينيد شكاف حنسيتي ايران در گزارش مجمع جهاني اقتصاد ٢٠١٧در بين ١٤٤كشور حهان ١٤٠اعلام شده است،اين هم بخشي از صورت مسئله است.با اين شكاف جنسيتي و سطح از تبعيض عليه زنان و حذف آنان از فرآيند توسعه و پيشرفت همه جانبه كشورنمي توان انتظار نسلي ايده آل داشت.

ببينيم در مقطع پيش دبستاني و دبستان چه آموزش هايي به دخترانمان مي دهيم؟؟

چه فضايي براي تربيت جسمي و رواني آنها آماده كرده ايم؟تناسب اين داده ها با اقتضائات دنياي امروز چيست؟

پاسخ به اين سوالات خود بخشي از درمان است.