در باره فریادهای شهید مطهری بر تحریف های عاشورا-آذر منصوری

"منبر ها کرسی دلالی برای شخصیتها قرار نگیرد."..

چندروزی درجستجوی مطلبی یا فایل سخنرانی به مناسبت ایام سوگواری امام حسین (ع) هستم.در جستجوی حرفی یا سخنی که رنگ و بوی مرسوم را نداشته باشد.آخر امروز حسین (ع)به نمادی از آزادگی در سرتاسر جهان مبدل شده است و در یک اقلیم که نه ،حتی در چهارچوب یک مذهب یا دین نیز نمی گنجد.آزادگی حسین همه این مرزها را در نوردیده است و رنگ و بوی جهانی یافته است.اما دیدم گویی او در این دیار غریب تر و نا آشناتر و مظلوم تر از همیشه است و بی اختیار یاد فریادهای شهید مطهری بر تحریف های عاشورا افتادم و باری دیگر در لابلای ورق های این کتاب به جستجوی بیشتر ناشناخته هایم رفتم.

"حادثه ی کربلا برای ما مردم خواهی نخواهی یک حادثه ی بزرگ اجتماعی است.در تربیت ما ،در خُلق ما، در خوی ما این حادثه اثر دارد،این حادثه ای است که بدون اینکه هیچ قدرتی ما مردم را مجبور کرده باشد میلیون ها نفر و قهراً میلیون ها ساعت صرف می کنیم ما برای این قضیه،شنیدن قضایای مربوط به این،میلیون ها تومان پول صرف می شود برای این کار،این قضیه باید همین طوری که هست و همان طوری که بوده است بدون کم و زیاد ما نقل بکنیم و اگر کوچکترین دخل و تصرفی از طرف ما در این حادثه صورت گیرد حادثه را منحرف می کند ،بجای اینکه ما از این حادثه استفاده کنیم قطعاً ضرر خواهیم کرد.حالا تعجب من این است که در حادثه کربلا و در نقل حادثه کربلا که قابل تحریف نیست،ما در نقل و بازگو کردن هزاران تحریف وارد کرده ایم، هم تحریف های لفظی یعنی شکلی،ظاهری راجع به اصل قضایا راجع به مقدمات قضایا راجع به متن راجع به حواشی مطلب راجع به همه چیز و هم در تفسیر این حادثه ما تحریف کرده ایم... با کمال تاُسف باید عرض کنم تحریف هایی که بدست ما مردم در این حادثه صورت گرفته است همه در جهت پایین آوردن قضیه بوده است در جهت مسخ کردن قضیه بوده است در جهت بی خاصیت و بی اثر کردن قضیه بوده است و در این قضیه هم علمای امت تقصیر داشته اند و هم مردم ما "

شهید مطهری در این کتاب مجموعه ای از تحریف ها و قلب وقایع عاشورا را شرح می دهد.

شهید مطهری در حاجی نوری در کتاب لوُلوُ از قول یک مرد یزدی نقل کرده است که"یک سفری رفتم خراسان پیاده نی رفتم ،در جوانی از راه کویر هم‌می رفتم ،یک موقعی نمی دانم محرم بوده ،کِی بوده، در یکی از دهات نزدیک نیشابور و تربت،آنجاها اسم برد در همان حدودها بوده است،شب آنجا مجلسی بود و مسجدی بود و من چون جایی نداشتم رفتم توی مسجد،یک مردی آمد آنجا پیش نمازی کرد ،مردم هم نماز را با او خواندند،بعد رفت بالای منبر برای مردم صحبت کند من دیدم خادم مسجد ،این را حاجی نوری نقل می کند از این عالم یزدی ،گفت:یک وقت دیدم با کمال تعجب که خادم مسجد یک دامن سنگ آورد پای منبر تحویل این آقا داد،تعجب کردم ،برای چه؟ تا رسید به روضه و گریز،دستور داد چراغها را بیرون بردند،چراغها را که بیرون بردند دیدم شروع کرد به سنگ پراندن به مستمعین،هی زد ،فریاد آخ دستم ،آخ سرم ،آخ سینه ام بلند شد، غوغایی شد ،بعد چراغ ها را آوردند ،دیدم سرها مجروح شده، سرها باد کرده بود،مردم در حالیکه اشکشان می ریزد آمدند بیرون، رفتم سراغ این آقا ،گفتم آقا این چه کاری بود کردی؟

گفت: من امتحان کردم مردم با هیچ روضه ای گریه نمی کنند چون گریه برای امام حسین اجر زیادی دارد،ثواب زیادی دارد،من دیدم که بهتر که به اینها سنگ بزنم ،از این راه دارم اینها را می گریانم ،چون هدف وسیله را مباح می کند،هدف گریه بر امام حسین است ولو اینکه یک دامن سنگ به کله مردم بزند،ببینید؟؟

مطهری ادامه می دهد:"بخدا قسم حرف حاجی نوری حرف راستی است ،می گوید اگر کسی بخواهد بر امام حسین (ع) بگرید بر این مصیبت هایش باید بگرید،برای این تحریف ها باید بگرید ،بر این مسخها باید بگرید،بر این دروغها باید بگرید.مطهری در بخش دیگری از کتاب گفته است:" اینها بهره برداری از نقطه ضعف و از جهالت مردم است.کمک کردن به گمراهی مردم است.پیغمبران اینطور نمی کردند ،سخت با نقاط ضعف مردم می جنگیدند ، خلاصه اینکه مصلحت گویی مردم به حکم" و توفیقهم علی ما اراد من مصلحه دینهم و دنیاهم"

دو چیز می خواهد: یکی علم و اطلاع و دیگری اخلاص .علم و اطلال هم در دو قسمت باید باشد یکی علم و اطلاع کامل از خود دین و دیگر علم و اطلاع از اوضاع جهان و جریان های اجتماعی.در باب اخلاص هم دو مطلب ذکر کردم که مورد احتیاج روز ماست: یکی اینکه منبر کرسی دلالی برای شخصیت ها قرار نگیرد و دیگر اینکه وسیله ی مبارزه با نقاط ضعف اجتماع باشد و نه وسیله بهره برداری از نقاط ضعف آنها"

کوتاه سخن اینکه این ایام باید فرصتی باشد برای شناخت همه ابعاد شخصیتی و حرکت امام حسین (ع) ،شناخت پیش و پس از عاشورا و تحریف زدایی از شخصیتی که امروز به نمادی از آزادگی در سراسر جهان تبدیل شده است