جنس یا جنسیت؟ به نظر می آید در برداشت و درک این دو واژه هنوز ابهاماتی حتی در نزد طبقه روشنفکر جامعه ما وجود دارد. sex و gender دو مفهوم متفاوت است که به باور نگارنده در نوشته ها و گزارش هایی که منتشر می شود، از هر دو واژه یک مفهموم برداشت می شود و آن هم تفاوت های بیولوژیکی است که علی القاعده این تفاوت ها تفاوت های جنسی است که بین زنان و مردان وجود دارد نه جنسیتی. به عنوان مثال یکی از تفاوت ها این است که زن ویژگی های بیولوژیک مادربودن را داراست و اما مرد فاقد این ویژگی هاست.. این تفاوت ها تفاوت های حقیقی هستند که بین زنان و مردان وجود دارد.

اما جنسیت مجموعه ویژگی هایی است که در نهایت پایگاه اجتماعی زنان و مردان را می سازد و تحت تاثیر آموزش ها و باورهای موجود در جوامع این تفاوت ها و تفکیک ها و تبعیض ها شکل می گیرد. به عنوان مثال اینکه زنان نمی توانند راننده کامیون یا ماشین های سنگین باشند. یا اینکه فقط این مردان هستند که باید نان آور خانواده باشند به جنسیت و باورهای جنسیتی موجود در جوامع بر می گردد. در حالیکه تجربه رو به رشد جوامع بشری این محدودیت ها را که به هیچوجه تفاوت های بیولوژیک محسوب نمی شوند ، پشت سر گذاشته است و نمونه نزدیک آن مدال آوری کیمیا علیزاده در مسابقات المپیک است که تنها مدال آور تیم تکواندو ایران شد. در حالیکه شاید در چند دهه گذشته این باور وجود داشت که ورزش تکواندو یک ورزش مردانه است و زنان را چه به ورزش های سنگین.

مقدمه فوق از آن جهت اهمیت دارد که برای رفع تبعیض های موجود و تحقق عدالت جنسیتی و نه عدالت جنسی، تجربه موفق جوامع دیگر از راهبردی تحت عنوان جریان سازی عدالت جنسیتی بهره گرفته اند. در واقع آنها با بکارگیری این راهبرد به دنبال تحقق عدالت جنسیتی هستند و نه عدالت جنسی.

این الگو نه تنها هیچ مغایرتی با مبانی اعتقادی ما ندارد، بلکه با تامل در این مبانی روشن می شود که عدالت جنسیتی از مبانی روشن و آشکاری است که ذیل عنوان عدالت به معنای عام که در اسلام و شرع مقدس بر آن تاکید ویژه شده است قرار دارد..

حتی آنجا که این مبانی در ادای تکلیف سیاسی و اجتماعی و دادن قرض نیکو هیچ تفکیک و تمایز و تفاوتی بین زن و مرد قائل نشده است و به مومنین نهیب "فبای ذنب قتلت" می دهد و در زمانه ای که زن از هیچ حق وحقوقی برخوردار نبود، او را چنین عدالت محور ،صاحب حقوق و تکلیف تبیین می کند.

از همین رو و با تکیه بر همین مبانی بود که رهبر کبیر انقلاب اسلامی تاکید فرمودند "زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت داشته باشند."

از سوی دیگر یکی از الزامات اصلی حکمروایی خوب، عدالت محور و حق مدار و نیز بسترساز توسعه و پیشرفت همه جانبه، متوازن و پایدار کشور، ایجاد فرصت های برابر برای آحاد جامعه است که 50 درصد آن را زنان تشکیل می دهند. بنابر این هر دولتی که در پی تحقق حکمروایی خوب و عادلانه و توسعه و پیشرفت کشور است ، علی القاعده از همه ظرفیت های موجود در ساختار حقیقی و حقوقی خود برای جریانسازی عدالت واقعی که یکی از زیرمجموعه های آن عدالت جنسیتی است و در امتداد آن ایجاد فرصت های برابر برای زنان و مردان است؛ استفاده می کند و در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های کلان و بالادستی از این راهبرد (راهبرد عدالت جنسیتی) برای رفع تبعیض ها و برقراری عدالت اجتماعی که یکی از اهداف غایی حکومت اسلامی است، بهره می گیرد.

در همین راستا آن چه در برنامه ششم توسعه بر آن تصریح شده است ،بر مبنای همین راهبرد و همین مطالبه و توقع از نظام اسلامی و بر مدار عدالت پیشنهاد شده است که آنقدر شفاف و واضح است که نیازی به توضیح ندارد. چه آنکه عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه فرصت ها برمبنای عدالت، در صدر اهداف جامعه اسلامی همیشه متبلور بوده و طرح شک و شبهه پیرامون مساله عدالت جنسیتی که از زیرشاخه های عدالت اجتماعی است، خود فی نفسه مغایرت با اهداف شریف شریعت عدالت محور اسلام و حاکمیت اسلامی است.

کشورهایی که از این راهبرد استفاده کرده اند،توانسته اند شکاف های جنسیتی موجود را ترمیم و بهبود بخشند و از این طریق در مسیر رشد و توسعه یافتگی قرار گیرند. به طور قطع با توجه به این تجربه و البته مقتضیات فرهنگی و اجتماعی کشور که در برنامه ششم توسعه نیز مد نظر قرار گرفته است ،این امید وجود دارد که شکاف های جنسیتی موجود در ایران اسلامی نیز بر اساس همین راهبرد ذیل ساختار عدالت، ترمیم شود. مع الاسف، وضع موجود شکاف های موجود بر عدم بکارگیری این راهبردها در پنج برنامه قبلی توسعه (به جز برنامه چهارم که تا حدودی نگاه جنسیتی داشت) دلالت می کند و چنانکه در کشور ما نیز عزمی برای رفع تبعیض های موجود علیه زنان باشد ، نسخه شفا بخش دیگری وجود ندارد.

بی محتوا و فاقد پشتوانه ی کاربردی و عملیاتی "تناسب جنسیتی" بدون توجه و شناخت این راهبرد در واقع بهانه ای خواهد شد برای استمرار و توجیه تبعیض هایی که علیه زنان ایران وجود دارد.