من با اجازه به ­طور مختصر جمعیت زنان مسلمان نو­اندیش را به مهمانان عزیز معرفی می­ کنم. در سال 1386 بالاخره پس از سالها که درخواست ما در وزارت کشور مانده ­بود،با توجیهات بسیار، در دوره­ ی وزارت آقای پورمحمدی توانستیم مجوز این جمعیت را دریافت کنیم.پس از دریافت مجوز سریعاً فعالیت خود را آغاز کردیم و حدود دو سال خیلی خوب کار کردیم، که متأسفانه در دولت آقای احمدی­ نژاد و پس از وقایع سال 1388 دفتر جمعیت جمع شد و فعالیت خود را در منزل ادامه دادیم. در منزل شورای­ مرکزی مرتب تشکیل می ­شد که با آمدن پلیس امنیت به در خانه و درخواست شرکت در جلسه­ ی شورای مرکزی! این جلسات هم متوقف شد. با این حال در همه­ ی این سالها در مواقع لزوم جمعیت با صدور بیانیه و نیز انجام مصاحبه ­هایی توسط دبیر­کل مواضع­ خود را در مورد مسائل اعلام کرده ­و هیچوقت ساکت نبوده­ ایم. سایت جمعیت را هم در همان ایام هک کردند، که خوشبختانه با شروع مجدد فعالیت­ها سایت هم دوباره فعال شده­ است لذا خانمهایی هم که تمایل به عضویت در جمعیت دارند، می­ توانند فرم عضویت را پر­کنند.

همان­طور که از عنوان جمعیت ما پیداست، مسلمان و نواندیش هستیم و تأکید ما روی فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) است که مقتضیات زمان نباید فراموش شود. یعنی اصول اسلام، اخلاق و معنویت را در فعالیت­های جمعیت باید لحاظ کنیم. چون ما به این اصول معتقد و پایبند هستیم، ولی در عین حال معتقد به معاصر­بودن نیز هستیم. گفته و نوشته ما باید به روز باشد و با فقه پویا و اجتهاد­نوین باید پیش برویم.

امروز در جلسه ­ی شورای مرکزی مسائل مهمی برای اعضا مطرح بود: 1- وضعیت زنان و کودکان در غزه. 2- وضعیت زنان موصل که مورد ظلم گروهک تکفیری داعِش قرار­گرفته­اند. 3- صحبت­های اخیر آقای ­قالیباف. 4- قانون فعالیت احزاب.

پس از این مقدمه و در آغاز برنامه­ ی رسمی­ مان از خانم مهین­ زورقی، شاعر اندیشمند، خوش­فکر و از خانواده شهدا، که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز همراه ما بوده­ اند تقاضا می­ کنم غزلی عرفانی برای ما قرائت کنند.

مهین زورقی: بسم­ الله­ الرحمن­ الرحیم ... با عرض ادب و ارادت خدمت همه عزیزان و با آرزوی قبولی طاعات در این شب زیبا و سرنوشت­ ساز:

 

غزلی در حال و هوای شب­های­ قدر، با یاد و نام امام ­علی­(ع)

دیشب دو دیوار لرزید، چون شانه­ های من و تو

زنجیری از حسرت و درد، در های­های من و تو

دیواری از مسجد شهر، دیواری از خانه عدل

لرزید و می­ ریخت آرام بر اتکای من و تو

هفت آسمان، هفت ناله سرداد تا مطلع ­ا لفجر

تا هق­هق شهر بگشود بغض صدای من و تو

بر کام این سالهای سخت و سکوت پیاپی

خونابه یک زخم کهنه­ ست در واژه­ های من و تو

آن استخوانی که عمری مانده به حلقوم مولا

جوشید از چشمه­ی چاه، یا چشمهای من و تو

در نیمه شبهای کوفه دیگر صدایی نیاید

الا صدای یتیمان، شاید صدای من و تو

آن نخلهایی که از درد آرام سر خم نمودند

لب تشنه ماندند دیگر ای وای، وایِ من و تو

اینک دل غم گرفته­ است مثل دل دشت و دریا

تا با عدالت نجنگند یا با خدای من و تو

 

اولين سخنران اين نشست خانم دکتر الهه کولايي بودند که سخنان بسوطي به شرح زير ازائه دادند:

عرض سلام و دعای قبولی طاعات برای حضار محترم دارم. امیدوارم به سهم خود بتوانیم در ادامه راه امیر­المؤمنین ­علی(ع)، برای ترویج و تعمیق عدالت و برای حاکم ­کردن ارزشهای الهی روی کره ­ی خاک، که همچنان در قرن 21 با جاهلیت بسیار عریان و ناباورانه­ روبه رو است، گام برداریم. این روز­ها در فلسطین اشغالی در قبال مردم غیرنظامی با رفتارهایی مواجه هستیم که نقض آشکار موازین حقوق بین ­الملل است، در سالهای گذشته، مصوبه­ های بسیاری را برای دفاع از حقوق انسان ها، در ایام منازعات و جنگهای مسلحانه تصویب کرده و به مورد اجرا گذاشته است. اما آن چه که حاکم است همچنان در محیط بین­ المللی، زور عریان است. زورگویانی که متأسفانه شاهد هستیم که قربانیان خود را بیشتر از میان زنان و کودکان بر­می­ گزیند. این حوادث نشان می­دهد که تمام این تلاشها- نه اینکه فکر کنیم بی­ نتیجه بوده و نتیجه بخش نبوده، ولی به هر حال به نظر می­ رسد قواعدی که زندگی بشر را تنظیم می­کند، هنوز با حاکم ­شدن این آرزوها، مقررات و حقوق حمایت از مردم بی­ دفاع در فرآیند منازعات و جنگ­های مسلحانه فاصله بسیاری دارد.

 نکته جالبی که فکر می­ کنم باید در آن تأمل داشته­ باشیم، این است که چرا در خیابانها و شهرهای ما، از تظاهرات و فریاد علیه ظلم و ستمی که بر این مردم مظلوم می­رود، خبری نیست، در حالیکه این صحنه ها در ژنو، برلین و حتی واشنگتن شکل می­گیرد. جای تأمل دارد که چرا این صحنه­ها در کشور ما شکل نمی­گیرد. البته اگر سازمان تبلیغات اسلامی از مردم دعوت کند، طبعاً گروهی به خیابانها می ­آ یند و به دفاع از مردم مظلوم فلسطین می­پردازند.

 با توجه به کمی وقت، گرمای هوا و روزه­ داری حاضران و نزدیک شدن به وقت افطار، نمی­ خواهم زیاد وقت جلسه را بگیرم ولی چون خانم دکتر راکعی امر فرمودند که چنددقیقه ­ای را مزاحم شما باشم، با توجه به هدفِ تشکیل مجموعه­ ای که بانوان در آن حضور دارند، زنان اصلاح­ طلبی که تلاش می­ کنند تا غیبت تاریخی زنان را در حوزه­ ی سیاست پایان بخشند و سهمی مناسب و متناسب با تلاشها و رنجهایی که زنان دیده ­اند، در حوزه­ ی قدرت و تصمیم­ گیری به آنها داده­ شود، قرار شده در ارتباط با زنان و سیاست نکاتی را خدمت عزیزان عرض کنم.

  این گزاره ­ای که خیلی استفاده می­ شود، به نوعی وصف حال ما زنان ایرانی هم باشد. معروف است که می­گویند "آنجا که قدرت هست، زنان نیستند". شب قبل در خدمت ریاست محترم جمهور بودیم. وقتی وارد جمع شدم، همان­گونه که مرتب شاهد هستیم،  جمع مردانه بود. برای نمونه چند نفر از خانمها هم در گوشه­  ای نشسته بودند. با خود فکر کردم اگر اینجا یک نشست انتخاباتی بود، آیا باز هم ترکیب جمعیت این بود؟! این وضع من را ناچار کرد که با برخی از برگزارکنندگان آن نشست، از سوی زنان این گله را مطرح کنم که: وقتی بحث کسب قدرت مطرح است و تلاش برای بدست­ آوردن قدرت در جریان است، زنان از جایگاه ویژه و موقعیت تعیین­ کننده­ ای برخوردار هستند. ولی زمانی که فدرت تصدی شد، آنوقت دیگر زنان باید بروند و به کارهای مهم داخل منزل بپردازند و این وطایف مهم، سخت و مشقت­بار را به مردان بسپارند؟!

 این باور وجود دارد که کارهای سخت را نباید به این موجودات لطیف و شکننده داد. من از طرح این وضعیت، می­ خواهم شما را به این واقعیت متوجه سازم که قرنها و در تاریخ طولانی، زنان موجودات خانگی بودند و به یک حوزه­ ی خصوصی تعلق داشتند. در جوامعی مانند جامعه ما به طور طبیعی، آموزشهای دینی هم این جایگاه را تقویت و تثبیت می­ کرد. پس از انقلاب ­اسلامی، برای اولین بار موقعیتی ایجاد شد که با مجوز و الزام یک رهبر و مرجع دینی، زنان موظف به حضور در عرصه­ ی عمومی شدند. جملات و سخنان معروفی نیز در این زمینه از امام خمینی(ره) وجود دارد. برای نمونه اینکه: "زنان باید در مقدرات اساسی کشور نقش داشته باشند". این موضوع  باید را در کنار همه­ ی بایدهای دیگری که، در شمار آرمانهای انقلاب­ اسلامی می­ توانیم به آن اشاره کنیم، بگذارید. در واقع این بایدها، آرمانها و تصویرهایی است که ما قصد رسیدن به آن را داریم، ولی دست یافتن به این آرمانها، بی هیچ تردیدی، بدون هموار­کردن مسیرهای پیش­رو و از همه مهمتر  آگاهی­ بخشی میسر نمی ­شود. آگاهی از جامعه ­ای که در آن زندگی می­ کنیم. آگاهی از سازوکارهایی که بر تغییر این جامعه حاکم است. آگاهی از تلاشها و مشقتهایی که در طول دهه­ها وحتی سده­ های گذشته بر زنان و مردان طالب حقوق و آزادی­های حقه­ ی انسانی رفته، آنچه آنها بدست آورده و یا از دست داده ­اند.

آگاهی از تاریخ ایران، جهان و جنبشهای زنان، چه در داخل کشور ما و چه در سطح منطقه­ ای که زندگی می­ کنیم، یعنی غرب آسیا از جمله الزام­هایی است برای کسی که می­ خواهد این جامعه را اصلاح کند، غیرقابل چشم­پوشی است. مطالعه ی تاریخ معاصر از یک­طرف و نیز شکست­ها و موفقیت­های جنبشهای زنان و آنچه زنان در سالهای گذشته بدست ­آوردند یا از دست دادند، بسیار ضروری است. در کنار آن، بحثهای جامعه­ شناسی­ سیاسی بسیار مهم است که اصلاً جامعه سیاسی چگونه تغییر می­کند، این شرایط در داخل کشور و در سطح بین ­المللی چگونه باید باشد؟ آیا صرف شکل­ گیری یک جنبش اجتماعی، امکان دسترسی به آمال و آرزوهای مطرح ­شده را می­ تواند به همراه داشته باشد. تجربه­ های موفق و ناموفق بسیاری وجود دارد که مثبتند و به ما کمک کند.

من این مطالب را، زمانی هم که به شکل عملی در حوزه ­ی سیاست حضور داشتم، خدمت دوستان مطرح می­ کردم. شاید یکی از تجربه­ هایی که ما در این زمینه  به عنوان اصلاح­ طلبان کمتر به آن توجه کردیم، تجربه­ هایی است که در اسپانیا در شرایط شکل ­گیری اصلاحات سیاسی شکل گرفت. یعنی زنانی که می­خواهند وارد حوزه­ ی سیاست شوند، نمی ­توانند به تجربه ­های دیگران بی ­توجه باشند. ما پذیرفته ­ایم شیمی، فیزیک و طب علم است و اگر ما در این زمینه­ ها مسئله ای داشته­ باشیم، نزد متخصص می­ رویم، ولی علوم اجتماعی یا علوم­ انسانی، که ما را در برابر مسایل گوناگون جامعه قرار  می دهد، آن هم علم هست. ولی این موضوع در کشور ما باور نشده است.

 اگر ما سنتهایی را که بر تغییر جوامع حاکم است، نشناسیم این تلاشها ثمربخش نخواهد­بود. من نکته ­ای را که در بحبوحه ­ی اصلاحات به دوستان می­ گفتم این بود: جنبش زنان، جنبش دفاع از حقوق زنان، در کشور ما یک جنبش مستقل نیست. جنبشی است در متن جنبش دموکراسی­ خواهی. حیات، ارتقاء و تنزل آن، با جنبش دموکراسی­ خواهی ارتباط مستقیم دارد. اگر ما ارزیابی درستی از ظرفیتها و توانیهایمان نداشته باشیم، به طور طبیعی از فرصتهایمان هم به خوبی نمی توانیم استفاده کنیم. یکی  از تجربه­ های موفقی که زنان در جهان، برای دستیابی به حقوق حقه خود و البته دیگران داشته ­اند، حضور در احزاب سیاسی است. کاری که خانم دکتر راکعی انجام دادند. ایشان حزبی را از زنان فعال جامعه برای دستیابی به اهداف و آرمانهای اصلاح­طلبان پایه ­گذاری کردند. لازم است احزاب زنان در کنار سایر احزابی که زنان و مردان را در کنار هم قرار می­دهند، فعال شوند تا بتوانند اهداف و آرمانها را بر اساس برنامه­ هایی که دارند، محقق کنند.

 به هر حال احزاب می­ توانند جایگاه و پایگاهی را در ساحت قدرت داشته باشند، اما عرصه قدرت در واقع یک بازار است. بازار سیاست مانند همان بازاری است که در اقتصاد هم دیده می شود. زنان برای حضور در این بازار چه ابزارهایی دارند؟ زنان در بحبوحه­ ی انتخابات، که بزرگترین و مهمترین فرازی است که به دموکراتی ک­شدن جوامع معنا و مفهوم می­دهد، چقدر از این متاع بهره ­برداری می­کنند؟ آنها همیشه ایثارگرایانه رفتار می­کنند. فرهنگ ما، به دلیل مجموعه­ ای از اعتقاداتی که در رگ و ریشه­ ی ما رسوب کرده­ است، فرهنگ ایثار است. زنان وارد مذاکره و معامله نمی­شوند. آنان معمولاً بدون طمع­، "این طمع از باب منافع فردی نیست، از باب منافع آرمانی و الزامات دستیابی به مجموعه اهدافی است که قابل تصور است." زنان به دلیل روحیات و تجربیاتی که دارند، کمتر به سازوکارهای حاکم بر بازار سیاست توجه می کنند. فرهنگی که زنان را –در نقش مادر، خواهر و همسر- همیشه به رفتارهای ایثارگرایانه، از خودگذشتگی و ایثار تجویز کرده است. البته بهره ­ها و ثمره­ا ی بسیار شیرینی را به مذاق همه ایرانیان از این فرهنگ چشانده است.

 می­ خواهم بگویم هر رفتاری ساز و­کار و قواعد خود را دارد. با حضور زنان در احزاب، تجربه­ های موفقی در سالهای گذشته در کشور ما هم شکل گرفت. پا­­به­ پای تجربه­ های جهانی و سهمیه­ بندی برای حضور زنان در احزاب، این روند در کشور ما هم شکل گرفت. برای نمونه در حزب مشارکت سهمیه 30 درصدی برای زنان در شورای مرکزی و کمیته ها تصویب شد. ولی در بسیاری از مواقع به دلیلی کافی نبودن تعداد زنان، این سهمیه ها پر نمی شد. زیرا این مشکل در اصل تاریخی است. اگر رأی زنان، کنش و تلاش زنان را می­ خواهند، باید 30% سهمیه­ های حوزه­ ی تصمیم­ گیری باید به زنان داده شود. با این حال ما شاهدیم در هنگام عمل، این دیدگاه ها و ایده­ ها، از سر مهر مادرانه که نسبت به مام میهن، اولاد و عائله­ ی این میهن وجود دارد، بدون توجه به این بایدها، الزامها و تجربه ­هایی که اشاره کردم، کنار گذاشته می­شود.

خوشبختانه در کشور ما بر پایه یک انقلاب از درون، بر پایه یک فتوا، بر پایه یک نگرش دینی این حق و تکلیف، به عنوان یک الزام دینی، به جامعه­ ی زنان ایرانی وارد­شده ­است. این رخداد بسیار بزرگی ­است. در طول تاریخ طولانی ما، موانع سنتی- فرهنگی و البته اقتصادی - سیاسی، همیشه به نام دین فراروی زنان قرار داشته ­است. اما این بار به نام دین، این موانع برداشته ­شده ­است. متأسفانه ما به این ظرفیتها کمتر در داخل کشور کمتر توجه می­ کنیم. آن چه که در افغانستان طراحی شد- چه اندازه اجرایی شد بحث دیگری است- یا در عراق، که در شرایط بسیار دشوارتری امروز قرار گرفته ­است. از بیرون وارد شد. وقتی قرار است یک نظام سهمیه ­بندی در کشور شکل بگیرد، اگر پایه ­های مناسب برای آن وجود نداشته­ باشد، نتیجه­ اش همین می­شود که می­ بینیم. در یک نظام فروپاشیده، نه تنها حقوق زنان داده ­نمی­ شود و سهمیه­ های جنسیتی زنان شکل نمی­ گیرد، بلکه اصلاً نطام، دولت و ملت در معرض خطر جدی قرار می­ گیرد، مانند دولت - ملت در عراق.  چیزی که در کشور ما وجود دارد و ما باید قدر آن را بدانیم، این است که سازوکارهای تغییر در داخل کشور شکل ­گرفته که بسیار ارزشمند است. ما نیازمند نگاهی واقع­گرایانه به این ظرفیتها هستیم. همانطور که عرض کردم یک تاریخ پشت این رفتارها است. این تاریخ با یک حکم، حتی با یک فتوا، به سادگی تغییر نخواهد­کرد. این یک بینش و نگرش است. البته در کنار آن انبوهی از امتیازهای انباشته شده وجود دارد که به این سادگی از دست نخواهد رفت. بنابراین  فکر می­کنم زنانی که می­خواهند به حوزه­ ی سیاست وارد شوند، باید به این امکانات و محدودیت­ها توجه کنند. تغییر این  ظرفیتها در جامعه ایرانی، در منطق ه­ای مهم در جهان، در کشوری که یک­طرف آن طالبان و طرف دیگرش داعِش است، باید دیده شود.

 ما در این منطقه زندگی می­ کنیم، یعنی وقتی به دستاوردهای بین ­المللی توجه می­ کنیم، نمی ­توانیم به واقعیت­های موجود و روز منطقه بی­ تفاوت باشیم. البته مفهوم آن، این نیست که ما از خواسته­ های بلندمان عدول کنیم، چون در اسلام و در قانون اساسی جمهوری ­اسلامی ­­ایران ما این ظرفیتها را داریم ولی نیازمند به روز­کردن و به ­دست­آوردن تفسیرهای به روز آن هستیم. می­ خواهم دوستان را متوجه این نکته کنم، جهانی که ما در آن زندگی می­کنیم، جهانی است که صحنه ه­ای دردناکی از آن را در سرزمینهای اشغالی می­بینیم. پاسخی که جهان به آن می­ دهد و صحبتهایی که اوباما می­ کند، در حقیقت به نوعی مجوز به دولت اسراییل داده ­می­ شود تا برای دفاع از خودش مردم بی­ پناه و خانه­ های آنها را به این شکل نابود کند. این واقعیت جهانی است که ما در آن زندگی می­ کنیم. بنابراین برای تغییر در محیط داخلی و در جامعه داخلی، هم باید به محیط پیرامون خود و هم به سطح جامعه داخلی توجه داشته باشیم. هدف ما  این است که جامعه را به سویی که فکر می­ کنیم ظرفیت، شایستگی، امکانات و استعدادهای آن را دارد، ببریم. اما در واقع این همان نصفه پر لیوان است، این لیوان نصفه ­ی خالی هم دارد که همان منافع انباشته­ شده ­ای است که ریشه در تاریخ بسیار طولانی کشور ما دارد، چه در حوزه­ ی عمومی که زن و مرد با این مشکلات و موانع برای تخصیص منابع قدرت به گونه عادلانه­ ای مواجه هستند و چه در حوزه­ ی خصوصی. البته در درون خانه­ ها، زنان همواره با ستم مضاعف روبرو بوده ­اند که نظام حقوقی هم از آن، به شکل کاملاً قانونی حمایت می­کند.

تغییر این نظام حقوقی به سادگی امکان­پذیر نیست، حتی اگر اکثریت نمایندگان مجلس را به بهترین شکل داشته باشیم که البته آرزوی دور و درازی است. ما فعلاً به سهمیه­30درصدی فکر می­کنیم، در حالیکه زنان در کشور ما هیچوقت بیش از 5% نمایندگان مجلس را نداشته ­اند. فکر ­کنیم آرزوهامان برآورده شده و 30% سهمیه مجلس به زنان اختصاص داده شده ­است. شما فکر می ­کنید 70% نمایندگان مجلس به قوانینی که امتیازهای عظیم و متنوع آنها را در داخل خانه­ ها تغییر می­ دهد، به سادگی رای خواهند­داد؟! بحث من این است که بهتر است واقعیت­ها را ببینیم. عدالت جنسیتی و رفع تبعیضی که ما طالب آن هستیم. نابرابری­های ناعادلانه ­ای که خواستار برطرف شدن آن هستیم، تنها آرزوهای ما است که آنها را دنبال خواهیم ­کرد.

ولی توجه دارید که آرزو با خواسته متفاوت است. خواسته آن چیزی است که قابل دسترسی است، ولی آرزو یک هدف بلند مدت است. انشاءالله که ما می­خواهیم جامعه­ ی خود و نیز جامعه­ ی جهانی را به اهداف متعالی بلندمدت برسانیم. ولی برای رسیدن به خواسته ­های مقدور و عملی، که در منطقه­ ی ما قابل دسترسی است، نمی­ توانیم به منطقه­ ی پیرامون خود بی­ توجه باشیم. حتی نسبت به قتلهای ناموسی در کشور ترکیه، همچنین در بین ترکهای مهاجر در آلمان، دانمارک و سوئد. اینها واقعیت­های موجود در این کشورها هستند که نشان می­ دهند وضع و اصلاح قوانین به تنهایی قادر نیست این روابط اجتماعی را تغییردهد. البته اینجا اختلافی هم با علمای حقوق پیدا می­کنیم. علمای حقوق، چون نگاهشان هنجاری است، خیلی از وقتها فکر می­کنند با تصویب قانون، می توانند روابط را تغییر دهند. قانون تصویب می­ شود، ولی روابط اجتماعی مورد نظر راه خود را می ­رود. حضور مؤثر زنان در عرصه­ ی سیاست، جز در پرتو حرکت عالمانه و مبتنی بر درک واقعی ظرفیتها و محدودیت­هایی که در جوامع ما و پیرامون ما وجود دارد، امکان­پذیر نیست. ما از حقوق مردم صحبت می­کنیم، ولی در داخل خانه­های ما زنان و فرزندان از  بسیاری از حقوق اولیه­ ی خود محروم هستند. به کنوانسیون حقوق کودک می­ پیوندیم، ولی در چارچوب نظام حقوقی موجود، مرد صاحب خون زن و بچه­ اش معرفی می­ شود.   میراث روابط اجتماعی قرنها پیش، در کشور همچنان وجود دارد. بنابراین تغییر این چارچوبها جز با تلاش، پیگیری، مداومت و پایداری امکان­پذیر نخواهد بود.

مداومت و پایداری شرط توفیق است. ما حق خسته­ شدن و مأیوس­ شدن نداریم. ولی نگاهمان باید واقع­گرایانه باشد. بسیاری از مواقع چون انتظارها بسیار گسترده و غیر­واقعی است، دچار یأس می ­شویم. اگر نشد برای اینکه ما سقف را خیلی بالا گرفتیم. نمی­خواهم بگویم از آرزوهایمان دست بشوییم، ولی پایمان را روی زمین بگذاریم. حوزه­ ی سیاست در جامعه ما همچنان یک حوزه­ ی مردانه است. برای توزیع قدرت با این کارهایی که اخیراً در شهرداری تهران، دانشگاهها و دیگر حوزه­ه ای اجرایی کم و بیش شاهد بوده­ ایم، باید تلاش کرد. اینها واقعیت­های جامعه ماست، برای تغییر این واقعیت­ها راهی بسیار طولانی و دشوار پیش روی ماست.

 امیدوارم با مطالعه­ روزافزون، کسب و گسترش آگاهی و سازمان­ یافتن در نهادهای اجتماعی و سیاسی بتوانیم به وظیفه­ ای که بر عهده­ ی ماست، عمل کنیم. چون در جامعه ما بسیاری از زنان این توانایی­ها و ابزارها را ندارند، ولی ما که این امکانات را داریم، انشاءالله بتوانیم به شکل واقع­بینانه، بی آنکه از آرمانهای خود کوتاه بیاییم، وظایف خود را نه تنها در مورد زنان، بلکه مردان و همه ­ی آحاد جامعه به­خوبی  انجام بدهیم.

 

دومين سخنران نشست خانم فخرالسادات محتشمي پور بودند که سخناني به اين شرح بيان نمودند:
 

طاعات همه­ ی دوستان قبول. از خواهر عزیزم، خانم دکتر راکعی برای میزبانی این جلسه و از همه­ ی اعضای جمعیت تشکر می­ کنم. با مقدمه­ ی خانم دکتر کولایی کار من سبک شد. مقدمه دیگر لازم نیست. جمع هم، همه نسبت به مسئله فهیم و آگاه هستند؛ فقط من اشاره ­ای بکنم به این­که در دوره­ ی اصلاحات به سفارش دفتر امور زنان وزارت کشور، با سختی و مشقت پژوهشی انجام شد (چون بودجه پژوهش و سهم زنان از آن بسیار ناچیز بود). موضوع این پژوهش بررسی میزان مشارکت سیاسی زنان در 28 استان کشور بود. ( آن زمان در کشور 28 استان داشتیم.) در نتیجه ­ی این پژوهش مشخص شد 3% زنان ایرانی مشارکت خاص در سیاست دارند، یعنی تنها 3% از زنان وارد فعالیت­های سیاسی و احزاب می­ شوند و در انتخابات نقش ­آفرینی می­ کنند. به هر حال این درصد ناچیز، در عین­ حال، هشداری بود برای ما که اگر جایی نشسته­ ایم که باید برای زنان برنامه­ ریزی کنیم، طبیعتاً باید بحث مشارکت سیاسی آنان را جدی بگیریم، همان­ طور که مشارکت اقتصادی آنها را جدی مي­ گيريم، خانم­ها در دو حوزه­ ی فرهنگ و جامعه گرایش بیشتری به فعالیت داشتند و عملاً نیازی به فرهنگ­ سازی و زمینه ­سازی نبود، چون در این حوزه ­ها با موانع کمتری مواجه بودند، از نظر آقایان هم طبع زنان به این موضوعات نزدیک بود و به ­طور خودجوش در این مسیر افتاده­ بودند. ولی در بحث مشارکت سیاسی باید خیلی زحمت کشیده ­می­ شد. آن­جا ما تلاش­هایی را در حوزه دولت شروع کردیم. یک سری فعالیت­های ترویجی به اين معني داشتیم که حالا در بحث انتخابات ، نشست­هایی را بگذاریم و در زنان آمادگی ایجاد کنیم و در این راستا استان­ها را موظف کنیم به اینکه با برنامه ­ریزی در حوزه­ ی انتخابات وارد شوند. یادم می­ آید در اولین انتخابات شوراها با اینکه شورا یک مقوله­ ی اجتماعی است، ولی برای شرکت در آن هیچ گرایشی در خانم­ها وجود نداشت، چون زنان شناختی در این زمینه نداشتند. در قانون اساسی خیلی به اجمال و سربسته مسائلی در مورد شوراها گفته­ شده­ بود. من آن زمان در مرکز امور مشارکتهای زنان در وزارت کشور خدمت خانم­ها شجاعی و بروجردی بودم. با کمک این عزیزان تلاش­ها و هماهنگی­هایی انجام شد و خوشبختانه تعدادی از خانم­ها وارد شوراها شدند، که ً زنان بسیار قوی و برجسته­ ای بودند و خیلی هم موفق عمل کردند. تعدادی از این خانم­ها مشاور استاندار و همزمان عضو شورا بودند و این نشان می ­داد که اگر زنان قوت و قدرتی پیدا کنند، همزمان می­ توانند در چند سنگر فعال باشند. به هر حال از همان دوران، فعالیت­های ترویجی و تبلیغی شروع شد و ما فکر کردیم همزمان با دولت که برای فرهنگ­سازی و بسترسازی کارهایی انجام می­ دهد، حوزه­ه اي ديگري هم باید شروع به فعالیت کنند. مهمترین مراجعی که در آن زمان علی­رغم نوپا بودن و داشتن محدودیت، وجود داشت، احزاب بودند. در دوره­ ی اصلاحات جامعه­ ی مدنی تازه داشت مفهوم خودش را پیدا می­کرد و احزاب در حال شکل­گیری بودند. آن زمان تلاش­های زیادی شد تا چیزهایی را که ما زنان به آن اعتقاد داریم به مردان تفهیم کنیم، که خوشبختانه با مردان فهیمی سروکار داشتیم و توانستیم این موردها را تفهیم کنیم. در برخی احزاب سهمیه­ی 30% برای خانمها  از ارکان حزب  محقق شد. اما سهمیه­ بندی صرف پاسخگو نبود، یعنی شما ظرف را ایجاد می­ کنید، بدون اینکه مظروفش وجود داشته باشد. با وجود این شرایط، ما به نتیجه نمی­ رسیدیم. بنابراین در راستای توانمند­سازی سیاسی زنان به شکل­های مختلف شروع به فعالیت کردیم. بحث مجلس ششم که مطرح شد، برخی احزاب هنوز نوپا بودند؛ تشکیلات زنان هم انسجام زیادی نداشت. با این حال، همان تعداد از زنان را جمع کردیم و فکر کردیم که باید فعالیت­هایی را داشته باشیم وپيشنهاد کردیم که کدام­یک از بانوان در این لیست قرار بگیرند. و بعد از آن که انتخابات به سرانجام رسید و اصلاح­ طلبان وارد مجلس شدند، وظیفه­ ی خود دانستیم در جهت اتفاقاتی که قرار بود در مجلس در حوزه­ ی زنان بیفتد، تلاش کنیم. چند ماه قبل از تشکیل مجلس هفتم به فکر افتادیم در جهت حضور بیشتر خانمها در مجلس تلاش کنیم. بنابراین از احزاب مختلف و خانم­ هایی که در این احزاب فعال بودند، دعوت کردیم که جلساتی را تشکیل دهیم و با هم گفتگوهایی را داشته­ باشیم. البته آن زمان خانم­ها خیلی فعال نبودند و تعداد احزابی که برای زنان تشکیلات ویژه­ ای داشته ­باشد، کم بود. به هر حال از زنان فعال احزاب دعوت کردیم، جلساتی گذاشتیم و در این نشست­ها پیشنهاداتی مطرح شد و نهایتاً کارگاه­های توانمند­سازی سیاسی زنان را برای خانم­هایی که کاندیدا بودند و البته شانس پذیرفته­ شدن توسط شورای نگهبان را داشتند، برگزار کرديم. به هر حال در این زمینه خانم­ ها بیشتر صدمه دیدند؛ چون در بعضی از شهرهای کوچک فرهنگ­های خاص آن منطقه، ما باید کلی تلاش می ­کردیم تا فرد خانواده و محیط اطرافش را برای کاندیدا شدن يک خانم آماده کنيم، بعد وقتی او توسط شورای نگهبان رد صلاحیت م ی­شد وهیچکس توضیح نمی­ داد که چرا، این مسئله برای مردم منطقه در هاله­ ای از ابهام باقی می­ماند. چون تصور نمی­ کردند که تنها یک اختلاف سلیقه­ ی سیاسی ممکن است دلیل این امر باشد و همین باعث می ­شد صدمات زیادی به زنان وارد شود . این مسئله خیلی­ها را از حیطه­ ی سیاست دور کرد و آن­ها ترجیح دادند که در همان فضای خاص خودشان و یا در حوزه­ه ای فرهنگی و خیریه که هزینه­ های کمتری برایشان داشت، فعالیت کنند. ولی به همان نسبت که نیاز مشارکت سیاسی زنان احساس می­شد، به همان نسبت هم هزینه­ های فعالیت سیاسی برای همه، بخصوص زنان، بالا می­رفت و امکان حضور سیاسی زنان را کمتر می­کرد. به هر حال در آن دوره تلاش­هایی توسط دوستان، از جمله خانم مولاوردی و زنده ­یاد فریده ماشینی و دیگر عزیزان صورت گرفت و از تجربیات داخلی و بین المللی کمک گرفته ­شد. کارگاه­هایی طراحی و یک دوره­ ی آموزشی فشرده برای کاندیداهایی که تأیید صلاحیت شده بودند، برگزار شد. در جریان مجلس هفتم، هر چند نتوانستیم نماینده­ای از اصلاح­طلبان را به مجلس بفرستیم، ولی کار خوبی انجام شد، مجموعه فعالان در اين حوزه به علاوه تعدادی از مدیران زن اصلاح­طلب کنار یکدیگر جمع شدند و مجمع زنان اصلاح­طلب را تشکیل دادند. تاریخچه تشکیل مجمع زنان اصلاح ­طلب به اینجا بر­می­گردد. مجمع زنان اصلاح­طلب در دوره ­ای که می­توانست فعال باشد، بسیار فعال بود. این مجمع حتی در سطح استان­ها شروع به فعالیت کرد، که متأسفانه در یک دوره فعالیت همه­ ی احزاب سیاسی محدود شد، تا خوشبختانه در دوره­ ی جدید با همت و رأی و تلاش مردم، تقدیر این بود که دولتی روی کار بیاید که برای فهم مردم ارزش قائل باشد و مجدداً فعالیت­ها شکل گرفت. از آذرماه سال گذشته فکرکردیم با توجه به شروع فعالیت مجمع زنان اصلاح ­طلب، ما هم مجدداً تلاش کنیم تا هم مردانی که وارد مجلس ­می­شوند درک بیشتری نسبت به کل مسائل، به ­خصوص مسائل زنان، داشته ­باشند، هم زنانی که به این حوزه وارد می­ شوند، بتوانند در تحقّق خواسته­ هاي زنان تلاش کنند. ما انتظار داریم دولت، همچنان وظیفه­ ی بسترسازی و فرهنگ­سازی خود را داشته­ باشد، البته اگر تشکیلاتی برای زنان ایجاد شده، حتماً برای رفع تبعیض است و بیشترین تبعیض هم در حوزه­ ه های سیاسی است. من فکر می ­کنم مطالبه  ­ی جدی احزاب اصلاح­طلب از معاونت امور زنان نهاد ریاست جمهوری مطرح­ کردن بحث نیاز جامعه به مشارکت سیاسی تک­تک افراد خانواده و جامعه است. به هر حال در راستای شروع فعالیت مجدد، ما از همه­ ی احزاب سیاسی خواستیم خانم­هایی را که در این زمینه فعال هستند – چون کماکان اغلب احزاب در حوزه­ زنان غیر­فعال­اند- مثلاً در هیئت رییسه­ ی برخي احزاب که در کنگره­ های  آنان خانم­هایی حضور دارند، که بعد وقتی پایین می ­آییم و می ­شمریم تعداد آنها به کمتر از ده ­نفر تقلیل می­آید. البته همین تعداد هم می­ توانند برای اینکه خانم­های بیشتری وارد احزاب شوند، زمینه­ سازی کنند. بالاخره از یک جایی زنان باید تمرین سیاسی را آغاز کنند. حال ما بگوییم از خانه به مجلس یا ریاست­ جمهوری، از دانشگاه به مجلس و ریاست­ جمهوری، از مدرسه به مجلس یا ریاست ­جمهوری، اینها یک حد واسط می­خواهد. دانشگاه­ها هم باید در این زمینه کار کنند، به شرطی که نهاد­های مدنی، تشکل­های دانشجویی و دانشگاهی قوی داشته ­باشند. آیا ما در حال حاضر تشکل­های دانشجویی و دانشگاهی قوی داریم که در رابطه با مشارکت سیاسی زنان کار کنند؟ اگر نداریم، باید به سراغ احزاب برویم، یعنی احزاب سیاسی در حال حاضر مهمترین نهادهایی هستند که می ­توانند برای تقویت، توانمندسازی و تقویت مشارکت سیاسی زنان گام بردارند و این حق و وظیفه آن­هاست و هیچکس نمی ­تواند به لحاظ قانونی مانع فعالیت آنها بشود و اگر هم در اين زمينه کم­کاری می­شود، مقصر خود احزاب هستند. به هر حال، ما از احزاب دعوت کرده­ ایم. تا­کنون از همه ­ی احزاب نماینده معرفی نشده و ما با پشتکار فراوان پیگیر این مسئله هستیم. گاهی احزاب سلیقه­ ی یکدیگر را قبول ندارند، مثلاً خانمی در حزبی فعال بوده؛ آنها می­ گویند ما ایشان را قبول نداریم. حالا اشکال ندارد، شما هر خانمی را قبول دارید، معرفی کنید. در دور اولی که کمیسیون امور بانوان تشکیل شده ­بود، گفتند حالا رئیس این کمیسیون چه کسی باید باشد؛ چون به هرحال جایگاه بالایی برای تصمیم­گیری بود، می­ گفتند چون رئیس کمیسیون باید مشاور استاندار باشد، باید خود استاندار ایشان را تعیین کند. بعد به استاندارها می ­گفتند، خانم خودتان را به عنوان مشاور انتخاب کنید . به این ترتیب مشاورین خیلی از استاندارها خانم­هاي خودشان بودند. این امر روند کار را خیلی تسهیل می­کرد، چون این خانم­ها هم نفوذ بیشتری داشتند و هم مورد اعتماد آقایان بودند. البته این مسئله در شروع کار کمیسیون­ها بود. خدا را شکر در حال حاضر اوضاع بهتر شده است. در دوره­ ای زنان واقعاً توانمند بودند؛ حتی از بین آنها نماینده­ ی مجلس انتخاب شد، زنانی هم به شوراها و شوراهای عالی راه یافتند. احزاب الان می­ توانند از این تجربه استفاده کنند. هیچ اشکالی ندارد مثلاً دبیرکل یک حزب همسرخودش را عضو شورای مرکزی کند، بالاخره این خانم با چند خانم دیگر ارتباط برقرار می­کند.. داشتیم زنانی را که از رانت استفاده کردند و وارد قدرت شدند. حالا مگر ما چه تعداد زن داریم که بیاییم دعوا کنیم سر این­که چندتای اینها از رانت استفاده کرده ­اند! رانت و بی ­رانت، خانم­ها باید وارد حوزه­ ها ی قدرت بشوند. بعد می­توانیم با همدیگر بنشینیم تعامل سازنده­ ای بکنیم. در هر حال، شورای همگرایی زنان اصلاح­ طلب به همت دوستان تشکیل شد و نمایندگان جمعیتها و احزاب زنان و نمایندگانی از ارکان احزاب دیگر به اضافه شخصیتهای حقیقی از فعالان­ سیاسی اصلاح ­­طلب به اين جمع پيوستند. منتظریم احزاب دیگر هم نماینده خود را معرفی کنند. هدف از همگرایی اين است که گفتگو و تعامل بیشتری با همدیگر داشته­ باشیم،در مورد اینکه زنان چگونه در احزاب موجود و احزابی که تازه می­ خواهند شکل بگیرند، فعال بشوند. بعضی­ها می­گویند چرا شما می­گویید احزاب جدید؟ چه  اشکالی­­ دارد در جمهوری اسلامی ده­ها حزب سیاسی تشکیل شود، منوط به اینکه موقع اجماع، همه اینها زیر یک پرچم قرار بگیرند. اصلاح­ طلبی یک پرچم دارد؛ ده پرچم ندارد، پس همه احزاب با این تفکّر، خوب­ است زیر پرچم اصلاح ­طلبی قرار­بگیرند. الان در مقابل ما اصولگرایان قرار ندارند، اصولگرایان منصف و فهیم همچون آقای مطهری یار ما هستند. رقبای ما داعشی­ها، طالبانی­ها و تکفیری­ها هستند. به هر حال ما می ­توانیم با احزاب دیگر همگرا بشویم و تلاش کنیم زنان توانمند را بشناسیم و معرفی کنیم. ما در عرصه­ ی صنعت، تجارت و دانشگاه زنان توانمند زیادی داریم. ممکن است یک مقدار اختلاف سلیقه داشته باشیم، ولی شاید آنها صلاح مملکت را بهتر بدانند و توان و قدرت بیشتری برای قانونگذاری داشته­ باشد. الآن مطالبات اجتماعی چیز دیگری است. خوشبختانه در شورای شهر تهران شاهد تغییراتی بودیم؛ خانم­هایی به شورا وارد شدند که در دوره­ های قبل مجوز ورود به آنها داده نمی ­شد. امیدوارم در مجلس هم این اتفاق بیفتد و در شهرستان­ها هم این امکان وجود داشته ­باشد. ما تلاش خود را باید معطوف به شناسایی و آموزش این زنان جهت ورود به عرصه­ های سیاسی جامعه کنیم.

 

آخرين سخنران نشست خانم آذر منصوري بودند که سخنانشان را چنين بيان کردند:

   مقدمه را خانم محتشمی­ پور گفتند و خانم دکتر­کولایی بحث را. من هم خوشحالم که در جمع دوستان هستم و عزيزانمان به بهترین شکل در حوزه­ ی مشکلات امروز جامعه زنان ایران در امر مشارکت سیاسی بازکردند. قرار بود من در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در ارتباط با حساس­کردن احزاب نسبت به مشارکت زنان در انتخابات آینده پیگیری­هایی را انجام دهم. خیلی از اصولگرایان هم امروز اعتراف می­کنند آرایشی که در حال حاضر در مورد زنان در مجلس با آن مواجه هستیم، فارغ از کیفیت لازم است، که متأسفانه شرمندگی­  اش برای ما زنان می­ ماند وهیچ قابل دفاع نیست. به لحاظ کیفیت هم این آرایش، آرایش قابل دفاعی نیست. خانم دکتر کولایی اشاره کردند که هنوز بعد از 35 سال، سهم زنان مجلس ایران از 5% فراتر نرفته­است، در حالی که میانگین این سهم برای دنیا از 20% فراتر رفته است. علی­رغم انقلاب شکوهمند اسلامی و این­که قرار بوده به فرمایش امام زنان در مقدرات اساسی کشور دخالت بکنند، امروز با چنین وضعیتی مواجه هستیم. از زمانی که من نماینده شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بوده ­ام، بحث زنان را مکرراً مطرح کرده­ا م. در سال جدید این موضوع در دستور جلسه گذاشته شد. یک جلسه­ی مفصل درباره­ی ضرورت­نقشی که احزاب می­توانند در تجربه­ی موفق سهمیه­بندی­جنسیتی و سهمیه 30% داشته باشند، داشتیم. در آن جلسه به تفصیل با دبیران­کل و نمایندگان آنها در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات -که در حال حاضر با اضافه ­شدن تشکل زنان­ مسلمان ­نواندیش به 19 حزب و تشکل­ سیاسی می­رسد، این مسئله را مطرح کردم و یک سری مخالفت­ها و موافقت­ها در این ارتباط مطرح شد. متأسفانه باید خدمت دوستان عرض­کنم که این امر به عنوان موضوعی جدی در دستور کار حتی احزاب اصلاح­طلب ایران قرار­نگرفته­و ما باید تلاش بسیاری برای جا­انداختن آن بکنیم. پیشنهاد دوستان هم این ­بود که احزاب و جمعیتها از کمیته یا کمیسیون زنان خود، نماینده­ای را به شورای همگرایی زنان  اصلاح طلب که در حال حاضر دارد در مورد مجلس آینده و مباحث حوزه­ی سیاسی زنان کار­می­کند، معرفی­کنند. اکثر احزاب اساساً رکنی به نام رکن زنان ندارند و اگر عضو زنی هم هست، کاملاً در آرشیو قرار دارد. فقط حزب مردم­سالاری توانسته شاخه زنان خود را راه بیندازد، البته طرح همین مباحث باعث شد در حزب اسلامی­ک ار، حزب اراده­ ی ملت ­و مجمع دانش آموختگان ایران همکاری قابل توجهی در این زمینه داشته­ باشند و در حال حاضر عمدتاً 3 نفر از ترکیب 15 نفره شورای مرکزی آنها از زنان هستند. در هر صورت در زمینه مشارکت زنان باید کارجدی انجام­شود. نگاهی به خانواده­ هایتان بکنید، ببینید چند نفر مانند شما علاقه­ مند به پیگیری امور و حضور در مباحث و مشارکت سیاسی هستند. این را به نوعی به کل جامعه تعمیم بدهید. با توجه به نقشی که احزاب می­توانند در این ارتباط داشته ­باشند، تلاش ما باید بر این قضیه متمرکز شود که بشتوانیم احزاب اصلاح ­طلب را به سمت راه­اندازی  ارکان زنان و جا­انداختن مسئله مشارکت سهمیه جنسیتی و اختصاص 30% پیش ببریم. به هر حال، نظر اغلب دوستان در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات این بود که اگر در مجلس آینده 30% سهمیه نمایندگان را بتوانیم به زنان اختصاص دهیم، نسبت به شرایط فعلی، خیلی توانسته­ایم جلو برویم. البته کار دشواری در پیش­رو داریم. مثلاً مواجهه با افرادی که اساساً ممکن ­است توجهی نسبت به این مسائل نداشته باشند و از امروز ­بخواهند به این مسائل حساسیت نشان ­دهند، کار زمانبر و وقت­گیری است و صبر و حوصله­ی زیادی می­خواهد. کل ترکیب شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم از 18 نفر- دو زن و 16 مرد - تشکیل شده است، که اگر  عضویت خانم دکتر راکعی هم تأیید­شود، جمع بانوان به 3 نفر می­رسند. دبیر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، خانم فرامرزیان، از دوستان ما در انجمن زنان روزنامه­نگار هستند. اگر دوستانی از اعضای احزاب در این نشست حضور دارند، حتماً این بحث را در ارکان مرکزی حزب خود مطرح و پی گیری کنند و به ما کمک کنند تا بتوانیم این امر را تسهیل کنیم. اگر در انتخابات آینده، احزاب به طور جدی به این امر توجه نداشته باشند، به صراحت عرض می­کنم که خیلی نمی ­شود نسبت به آرایش نمایندگان زن مجلس، چه به لحاظ کمی و چه کیفی، امیدوار بود